«از شایعه تا واقعیت»؛افطاری مردم فلسطین با صدقات ایرانیها صحت ندارد
برخی رسانههای ضدانقلاب با انتشار تصاویر و فیلمهایی شایعه کردند که پول افطار مردم فلسطین از محل صندوق صدقات ایرانیان تامین شده، این درحالی است که رئیس کمیته امداد امام(ره) چندی پیش این موضوعات را به شدت تکذیب کرد.
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
باز هم جاسوس
علی لعنت الله
جاسوسی در پوشش استاد دانشگاه و فعال محیط زیست
دادستان کل کشور:
فردی را به نام استاد در یکی از دانشگاههای معتبر کشور وارد کار کردند، رئیس آن دانشگاه میگفت هیچگاه فکر نمیکردیم کسی با چنین خصوصات اخلاقی در قالب فعال محیط زیست اقدام به جاسوسی کند.
🔹بعد از نخستین جلسه بازجویی از مسؤولان ذیربط خواست که به سلول خود بروند اما خودکشی کرد و اطلاعات زیادی را با خود برد، حالا برخی مسؤولان به دنبال تطهیر او هستند تا مانع رسیدن دستگاههای اطلاعاتی به سرشاخهها شوند.
🔹کمپینی را تحت عنوان هنرمندان راه انداختهاند که کاری برنامهریزی شده است، البته از پشت پرده آن و فعالیت این هنرمند در خارج از کشور خبر داریم.
🔹 آنها میخواهند کسی که فسادش فراگیر شده و بعد به آمریکا فرار کرده است را دوباره با عزت و افتخار به کشور برگردانند.
🔹تیم اقتصادی دولت باید ترمیم شود و رئیس جمهور اگر بخواهد در این جنگ اقتصادی پیروز شود حتماً باید بازنگری به تیم اقتصادی داشته باشد.
fna.ir/bmmy9q
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
واکنش سران رژیم صهیونیستی به فرمان هستهای رهبری در حرم «امام»
نخستوزیر رژیم صهیونیستی:ایران همواره به دنبال ساخت سلاح هستهای بوده تا بتواند این رژیم را نابود کند.
🔸وزیر جنگ رژیم صهیونیستی مسئله هستهای را به شرکت خودروسازی پژو فرانسه مربوط کرد و تلاش ایران برای غنیسازی مجدد اورانیوم را نشانه هراس جمعی و در واکنش به خروج کمپانی خودروسازی پژو از ایران دانست!
🔹وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی: یک ائتلاف نظامی باید علیه ایران تشکیل شود.
🔸رئیس اندیشکده امور عمومی اورشلیم مدعی شد این مسئله تمایلات واقعی ایران برای نابودی اسرائیل را برملا کرده و اگر این تهدیدات را با تلاش همیشگی برای دستیبای به سلاح اتمی جمع کنیم، تهدید واقعی نمایان میشود.
fna.ir/bmmyeq
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
کانال یالثارات الحسين🇮🇷🇵🇸
نمایندگان لیست امید به تماشای فوتبال جام جهانی میروند #آیا_این_برای_شما_کافی_نیست اسامی نمایندگان مج
نماینده مردم تبریز در مجلس از رفتن به جام جهانی انصراف داد
«سعیدی» نماینده مردم تبریز:
🔹با توجه به شرایط اقتصادی کشور وجدانم قبول نمیکند با پول بیتالمال به روسیه بروم.
🔹بنده انصراف خودم را اعلام میکنم و جام جهانی را درصورت لزوم از خانهام تماشا میکنم.
fna.ir/bmmygr
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✅غربزده ها را جان به جانشان کنی نه حکم ولی می فهمند نه جرأت و جسارت ایستادگی..
◀️ سه بار زبانم لال می گوید که برجام نرود!!!
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
@fatemiyoon110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✅ کلاس آموزش زبان فارسی برای تربیت جاسوس ضدایرانی در اسرائیل!
◀مأموریت اینها پس از آموزش ورود به فضای مجازی است تا با استفاده از سواد پایین رسانه ای ایرانیان علیه شان شایعه و شبهه منتشر کنند!
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
▪️خوڹِ خورشید، زمیڹ ریخٺ، زمیڹ لرزید از
بوترابے ڪہ سرش روے تراب آمده بود
▪️همہ با کاسہے شیر آمده بودند آڹ شب
غیر عباس ڪہ با کاسـہ ے آب آمده بود
اللہم العڹ قتلٺ امیرالمومنین.ع
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
✨همین یه عکس از عبای رهبری ، یه دنیا حرف برای گفتن داره
🔹ای به فدای عبای کهنهات
🇮🇷 کانال انقلابی #فاطمیون 👇
🔹سروش:
http://sapp.ir/fatemiuon110
🔹ایتا:
https://eitaa.com/fatemiyoon110
🌷روایت صعصعهبنصوحان از لحظات آخر امام علی(ع)
✉️ علی برایم پیام فرستاده بود تا شاهد وصیتش باشم... پرسشی دلم را ویران کردهبود. نمیتوانستم نپرسم. جانم قرار پیدا نمیکرد. از سویی میدانستم که چنان پرسشی او را آزار میدهد. اما او پاسخی به من داد که خواب و آرام را از من گرفت. اکنون که او شهید شده است. تصویرش در برابر چشمانم ثابت مانده است و همان لبخند و همان واژههایی که گویی هزار بار صیقل خورده بودند. پرسیدم:
"ای امیرمومنان تو برتری یا👈آدم؟"
در چشمان پر مهرش شعلهای از شرم افروخته شد. نگاهاش را به سقف دوخت. نگاهی به پسران و دخترانش کرد که دورتادور او ایستاده بودند. سکوت معطر بود. همه منتظر بودیم تا واژهها مثل پرندههایی رنگارنگ از آشیانه دهانش بیرون آیند و فضا را پر کنند و ترانه بخوانند.
فرمود: از خودستایی بیزارم... سکوت کرد. ادامه داد: " اگر این آیه نبود که: "از نعمتهای پروردگارتان سخن بگویید." خاموش میماندم و سخنی نمیگفتم." بازهم سکوت کرد. شعلهی شرم در نگاهش میسوخت.
" آدم در بهشت عدن متنعم بود. تنها خداوند از او خواست که به خوشه گندم نزدیک نشود. شد و از گندم خورد. از دستور خداوند سرپیچید. به من گفته نشدهبود که نان گندم نخورم. اما گویی همان فرمان عتیق در گوشم زنگ میزد. گفتم من بار آن فرمان را در زندگیام بر دوش میگیرم.
صعصعه؛ ✋من در تمام عمرم به اختیار نان گندم نخوردهام." فرزنداش آهسته میگریستند. زینب چشم از علی بر نمیداشت.
پرسیدم:" 👈ابراهیم؟"
فرمود:" ابراهیم در ملکوت آسمان،ها سیر کرد. خداوند ملکوت اسمانها و زمین، ملکوت هستی را به او نشان داد؛ اما جانش هنوز طمانینه و آرامش ایمان را نیافته بود. مثل نهالی نورس در برابر توفان تردید میلرزید.
از خداوند پرسید: "چگونه مردهها را زنده میکنی؟ خداوند در برابر پرسش او پرسش دیگری مطرح کرد. مگر ایمان نداری؟ گفت دارم؛ اما دیدن ایمانم آرزوست...
✋من در تمام عمرم هیچگاه غبار تردید و تشویش برخاطرم ننشست. اگر همه حجابها بر طرف شوند بر یقین و طمانینهی جانم اندکی افزوده نمیشود."
چشمهایش خندید. به دور دستی که در افق دید ما نبود نگاه میکرد.
پرسیدم:"👈نوح؟"
فرمود: "نوح در راه دعوت مردمش به راه خداوند بسیار آزار دید. عمر درازش سرشار از آزار و زخم زبان بود. و نیز زخمهایی که بر پیکرش مینشست. سرانجام دلش گرفت و بیتاب شد و مردم خود را نفرین کرد. از خداوند خواست که هیچ یک از کافران را بر زمین زنده مگذارد.
✋من هم بسیار آزار دیدم. کژیها و ناراستیها. زخم هایی که روح را میسوزانید. در هر دم به من زرداب درد نوشانیدند. بیتاب نشدم و همیشه از خداوند خواستم آنان را کمک کند. گفتم خدایا آنان را دریاب نمیدانند چه میکنند؛ نمیدانند چه میگویند."
پرسیدم:"👈موسی؟"
فرمود:" هنگامی که خداوند به موسی گفت: به نزد فرعون برو و او را به راه خداوند دعوت کن. موسی در دلش هراسی پدیدار شد. به خداوند گفت: من یکی از آنان را کشتهام. اکنون ترس جانم را دارم؛ مبادا مرا بکشند.
هنگامی که پیامبر به من گفت: به کعبه برو و بت،ها را بشکن. به خاطرم نیامد که ✋من بسیاری از سران قریش را کشتهام، ممکن است در اندیشه کشتنم برآیند؛ راحت و روان مثل ماهی در آب؛ رفتم و بتها را شکستم."
پرسیدم:"👈عیسی؟"
فرمود:" عیسی برادرم! هنگامی که مریمِ پاک، درد زایمان گرفت از حرم بیرون رفت تا در خارج بیتالمقدس کودکش به دنیا بیاید. مادرم فاطمه به درون حرم رفت.
✋من پسر کعبهام..."
از شوق میلرزیدم. اما آخرین پرسش رهایم نمیکرد. بر زبانم نمیگشت.
چشمانم را بستم و شتابزده پرسیدم:
اما👈محـمـد؟
علی لبخند زد، شکفته شد.گفت:
"✋من یکی از بندگان محمدم🌷"
دیگر بیتاب بودم. سر بر دامانش نهادم و گریستم...
✋دست بر شانهام گذاشت. درست مثل آن غروب غمانگیز جنگ جمل. هر دو برادرم زید و سبحان شهید شدهبودند. من هم زخمی بودم. تشنه و گریان. تصویر زید و سبحان با سیمایی خونین و خندان در برابرم بودند. سرود توحید می،خواندند.
علی دستم را فشرد و گفت:" صعصعه؛ آنها راحت شدند و ما سهم بیشتری از رنج را باید بر دوش بکشیم. شکیبا باش. تو تنهایی طولانی و غم انگیزی را در پیش روی داری...
🌘علی را شبانه و غریبانه دفن کردیم. چه میتوانستم بگویم؟
گفتم: خداوند تو را رحمت کند، ای امیرمومنان! خداوند در سینه تو بزرگ بود و تو به ذات او آگاه بودی…
✨ مشتی از خاک مزار علی را برداشتم. بوئیدم. بوسیدم و بر سر و رویم افشاندم. گریستم و به خاک گفتم: ای خاک! اگر می دانستی چه کسی را در بر گرفتی، هر گذرندهای نوای ناله و زاریات را میشنید.
ای مرگ! از من چه میخواهی؟ از آن چه هراس داشتم بر سرم آمد.
ای مرگ! اگر میگفتی که فدیه میپذیری جانم را فدای علی میکردم. ای روزگار! علی را از ما گرفتی، چه بد زمانهای هستی…
ناصر کاوه
دفاع همچنان باقیست
🇮🇷 @fatemiyoon110