🌃 #شب_بخیر | شبت بخیر شفای دردهای من!
❄️زبان، هم نوش دارد و هم نیش. نوشِ زبان برای دوستان خدا و نیشِ زبان برای دشمنان اوست.
❄️در خانۀ بهشتی ما همه با هم عهد کردهایم نوش زبانمان را از هم دریغ نکنیم و نیش زبانمان را به روی هم ببندیم. در هنگام گفتگو واژههایی که بر زبانمان جاری میشود، باید مثل پر باشند و بنوازند، باید مثل مرهم باشند و التیام دهند و باید مثل دارو باشند و درمان کنند.
❄️واژهها اگر تیغ باشند و بدَرند، نمک روی زخم باشند و بسوزانند و زهر باشند و مسموم کنند، بهشتیترین خانهها را هم به جهنم بدل میکنند.
❄️شک ندارم ما اگر با زبانمان دل یکدیگر را به درد بیاوریم، دل تو هم به درد میآید. کسی که دل تو را آزرده میکند، نمیتواند خانۀ بهشتی روی زمین بنا کند. قربان حرف زدنت آقا! که واژه به واژۀ کلامت نوشداروی همۀ دردهاست.
❄️شبت بخیر شفای دردهای من!
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
.
#شب_بخیر
امام زمانم ، مهدی جانم
روحی لک الفداه یا مولا
#عجل_لولیک_الفرج_بحق_زینب
¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆
🌸 👈 #محسنین
🌼 👈 توسل به اهل بیت ع
🌺 👈 توسل به شهدا
🌻 👉 @yamohsen_118
22.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ان شاالله توفیق داشته باشیم و زنده باشیم هرهفته چهارشنبه ها، به عشق مادرم فاطمه زهرا{سلام الله علیها} با #حدیث_کسا به محضر مبارکشون توسل و عرض ادب میکنیم
🌱💚
ثواب قرائت این هفته رو تقدیم میکنیم به روح مطهر تک تک شهدای دفاع مقدس که در ۱ اسفند به دنیا آمدند یا به شهادت رسیدند
🌷🇮🇷❤
شادی روح مطهرشون صلوات
🌷🇮🇷💚
#هفته_چهلم
@yamohsen_118
May 11
6.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ سلَفیای سوریه با تمسخر و تهدید بچههای کربلا رو مسخره میکردن میگفتن:
میایم بالا سرتون کربلا، طوری که فرار کنید، اگه مرد هستید بیایید اینجا !! 😏
چندتا بچه شیعه اهل کربلا، پا میشن میرن وسطشون میگن: ما شیعهایم حالا گفتی بیا، اومدیم!😁 بدبختا به غلط کردن افتادن 😍
ای دم بچههای شیعه کربلا گرممم ✌️👏
ما قلبهایی داریم که
یکشنبه در ضاحیه
کنار تو دفن خواهد شد.
💔💚💔
#انا_علی_العهد
#سید_حسن_نصرالله
9.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ آخرین نوشتهٔ شهید سیدهاشم صفیالدین ساعاتی قبل از شهادتش، خطاب به امام زمان
#امام_زمان
#انا_علی_العهد
¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆
🌸 👈 #محسنین
🌼 👈 توسل به اهل بیت ع
🌺 👈 توسل به شهدا
🌻 👉 @yamohsen_118
#داستان_قرآنی
#صداقت
مردی بود بسیار غیور ، با زنی که بسیار با جمال و زیبا بود ازدواج کرد و به همین دلیل، هرگز اجازه نمی داد که زنش از خانه بیرون برود. و چون آن مرد بیرون می رفت در را محکم بسته و قفل بر در می زد و اجازه نمی داد که کسی به خانه او رفت و آمد کند.
زن به شوهرش گفت: چرا اینقدر کار را به من سخت می گیری و زندگی را به من زندان کرده ای ، حال اگر زنی فاسد و بد نهاد باشد، این گونه قفل و بست ها چاره کار نبوده و اثر و نتیجه ای نخواهد داشت ، ولی شوهرش به این حرفها اعتنائی نمی کرد و سختگیری هایش ادامه داشت، تا آنجا که زن تصمیم گرفت به طریقی شوهر را متوجه اشتباه خود کرده و حرف خود را ثابت نمای.
پیرزالی همسایه اش بود که گاهی از شکاف دیوار با هم به درد دل و صحبت می پرداختند، روزی با وی گفت که با فلان جوان که در بازار دکان طلا فروشی دارد، تماس گرفته و پیام عشق مرا به او برسان و بگو که مدتها است عاشق اویم و در این عشق نیز سخت بیقرارم.
جوان چون این پیام را شنید و از زیبائی و حسن زن آوازه بسیاری شنیده بود، آتش عشق در دلش مشتعل گشته و جواب داد: از هم اکنون من نیز بیقرار تو ام ولی با شوهری که تو داری، من چه توانم کرد و این وصال چگونه میسر خواهد شد؟
زن جواب داد: من تدبیری می کنم تا مواصلت روی دهد ، اگر طالب من هستی، صندوقی درست کن و به شوهرم بگو که عازم سفر هستی و صندوقچه ای پر از طلا و جواهرات و نفایس داری که جز به شما مرد امانتدار به کس دیگر نمی توانم اعتماد کنم، آنگاه به خانه خود رفته، در صندوق قرار گیر و به غلام خود بگو صندوق را با کلید ش به خانه ما آورد. جوان چنان کرد.
غلام صندوق را به خانه آن مرد آورد. زن پیش آمد و گفت که: این چیست؟ مبادا که فردا صاحبش بگوید که فلان و فلان چیز در صندوق بوده است و الحال نیست. بهتر اینکه سر صندوق را بگشائی و ببینی که چه چیز در آنست. غلام سر صندوق را گشود در حالی که از مطلب آگاه نبود.
پس جوان سر از صندوق بیرون کرد. چشمش بر آن مرد افتاد و مرغ عقلش پرواز کرد و چون آن مرد نظرش بر آن جوان افتاد بر جای خود خشک گشت و خواست که او را صدمه بزند. زن گفت که: این عمل از من شده است و او تقصیری ندارد. من می خواستم مطلب خود را بر تو معلوم سازم که اگر زنی بد کار باشد، شوهر نمی تواند او را به جبر و زور خود نگاه دارد!
¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆ ¤ ☆
🌸 👈 #محسنین
🌼 👈 توسل به اهل بیت ع
🌺 👈 توسل به شهدا
🌻 👉 @yamohsen_118