⸤ یرحا ⸣
سمت مقصد علی که حرکت کرد ناگهان چشمش به در افتاد در برایش چه روضه ای میخواند یاد گیسوی سوخته میا
آسمان و زمین همه محوِ
قدرت گام استوار علی
سمت مسجد روانه شد حیدر
ابن ملجم در انتظار علی.