امروزروزشهادت بی بی شریفه دخترامام حسن مجتبی علیه السلام هست
باخواندن دورکعت نمازویک یس و۱۰۰صلوات روحشوشادکنیدوحوائجتون را بخواهید
اللهم عجل لولیک الفرج
بانویی که هیچ بیماری را دست خالی برنمیگرداند 😭😭
بانو سیده شریفه کیست؟؟
بنت الحسن علیه السلام بانویی ست که کمتر از ایشان در مجالس عزای اباعبدالله علیه السلام یاد میشود..
بانو شریفه سلام الله علیها دختر امام حسن علیه السلام و خواهر حضرت قاسم و حضرت عبدالله بن حسن است
🏴 مسیر طولانی و پرپیچ و خم جاده های خاکی و آسفالت را میان نخلستان ها و از روی انشعاب های «فرات» تا رسیدن آستان مقدّس مزارش طی می کنیم.
از ابتدای کوچه و بازاری که به مرقد مطهّرش منتهی می شود، فضای خالی ای روی دیوارها پیدا نمی شود که روی آن بنر، پلاکارد یا پارچه ای که روی آن، از حضرتش تقدیر و تشکر شده، نصب نباشد.
آوازه و شهرتش هنوز به کشورهای مجاور نرسیده است.
کمتر زائری غیر از عراقی در حرمش دیده می شود؛ ولی در اینجا به *طبیب آل الله* شهرت دارد.
هیچ بیمار و گرفتاری نیست که مراجعه به آستانش کند و دست خالی و ناامید برگردد.
❓کافی است از یک عراقی بپرسید سیده شریفه کیست؟!
◀️ از آنجایی که دختر کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (علیه السلام ) است و داغ و مصیبت و سختی های زیادی در زندگی، خصوصاً در راه «کربلا» تا «کوفه» و از «کوفه» در مسیر «شام» دیده است، طاقت ندارد هیچ بیمار و گرفتار و درمانده ای را ببیند و با آبرویی که پیش حق تعالی دارد، بلافاصله بیماریش را شفا می دهد.
اگر برایش نقّاره خانه درست کنند، باید شبانه روز برای معجزاتش نقاره ها به صدا درآیند.
سیده شریفه دختر امام حسن مجتبی (علیه السلام) است؛ بانوی جلیل القدری که همراه اسرای کربلا بعد از واقعه عاشورا از کربلا به کوفه آورده شد و در مسیر کوفه به شام، در نزدیکی شهر *حِلِّه* در فاصله 30 کیلومتری از کربلا، از شدّت مصائب و سختی هایی که دید، از ادامه سفر با اسرا بازماند و به شهادت رسید و در میان نخلستان های اطراف شهر آرمید.
نحوه ی شهادت این بانوی بزرگوار :
در نقل قول آمده که هنگام جابجایی زنان و کودکان اهل بیت پیامبر، از کوفه به شام، این بانو که در اثر آزار و اذیت های سپاه ملعون یزید و ابن مرجانه لعنت اللّه و سختیهای اسارت بیمار شده بودند، در مسیر از روی ناقه ی شتر بر زمین میوفتند و بعد از ساعاتی حضرت ام کلثوم و حضرت زینب سلام الله علیها متوجه میشوند که بانو شریفه در کاروان نیستند
هنگامی که به جستجوی بانو شریفه میروند، این خانم را در مسیر، روی خاک داغ بیابان پیدا میکنند
طبق نقل قول راوی گفته میشود این بانو زیر دست و پای شتران به شهادت رسیدند 😭😭😭😭
آجرک اللّه يا بقية اللّه
🏴🔰هدیه به قلب داغدار چهارده معصوم علیهم السلام؛وبه اذن ا...تعجیل در امر ظهور امام عصرمان عج الله و شهدا و اسرای کرب وبلا ۵صلوات هدیه بفرمائید
اللّهم عجّل لولیک الفرج بحق الحسين علیه السلام
تاریخ شهادتبیستممحرم الحرام
#اَللّهُمَعَجِّللِوَلیِکاَلفَرَج
#بهنیتلبخندامامحسنمجتبینشربدیم🤍🦋
https://chat.whatsapp.com/GqZs6nqwpAU97OjpVX2tQX
🏳️🕋*قرار عاشقی* *هرشب* *با قائم* *آل محمد (ص)*
⚫️🌹*دعای فرج*🌹⚫️
*اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفآءُ، وَانْکشَفَ الْغِطآءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَ ضاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيک الْمُشْتَکى، وَ عَلَيک الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، اُولِى الْأَمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَينا طاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِک مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ، فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ، يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ، اِکفِيانى فَاِنَّکما کافِيانِ، وَانْصُرانى فَاِنَّکما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکنى اَدْرِکنى اَدْرِکنى، السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرينَ...*
⚫️🌹* التماس دعای ظهور منتقم حسین(ع)*
*مهدی موعود(عج)*🌹⚫️
داریم بر میگردیم به صد سال پیش و کشورمون داره تبدیل میش به یه مرغ پخته که خیلی راحت دوباره انگلیس یا امریکا توافقأ بیان و راحت کشورمونو بخورن
عباسی:
اینو میزارم اگه قبل محرم نیتی داریم ازالان شروع کنیم بسم الله...
نقل میکرد:
این قدر وضع مالیم به هم خورد که به زنم گفتم:زن بردار بریم نجف،الان عزادارا میان خونمون شلوغ میشه آه در بساط نداریم.😭
زنم بهم گفت: مرد حسابی ، تو تاجر این شهری، با این همه دبدبه و کبکبه، شب اول محرمی همه از نجف بلند میشن میان کربلا، ما از کربلا بلندشبم بریم نجف، بابا پول نداریم نمردیم که، خدا هست، امام حسین هست، درس میشه.
بهش گفتم: زن اگه امام حسینم بخواست کاری بکنه تا الان کرده بود
😭 😭 😭 😭 😭 😭
میگفت: هرچی به زنم گفتم بیا بریم توجه نکرد و حرف خودشو زد، فقط برای آخرین بار رفتم باهاش اتمام حجت کنم.
گفتم: زن اگه نیای بریم میانا، آبرومون میره ها. بازم گوش نکرد و کار خودشو کرد.
همینجوری که استرس داشتم و نمیتونستم یه جا بند بشم و هی خودمو میخوردم:
دیدم عصر شده، یه دفعه اولین دسته ی عزاداری آقا ابی عبدالله وارد خونه شدن.
رفتم پیش زنم، با عصبانیت بهش گفتم:
دیدی اومدن، دیدی آبرومون رفت، حالا خوبت شد؟
*آبرومونو بردی حالا برو جواب بده...*
*بازم کار خودشو میکرد و به من توجهی نمیکرد.*
*تو همین لحظه دومین دسته اومدن، سومین دسته، چهارمین دسته، هی دسته های عزاداری امام حسین وارد خونه میشدن و هی من نگران تر...*
*اذان مغرب شد...*
*وایستادن نماز خوندن...*
*عشا رو که خوندن رفتم گفتم: ما امشب چیزی نپختیم، یه چیز ساده ای میل کنید مث نون و پنیرو هندونه ایشالله از فردا شروع میکنیم...*
😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭
*میگفت:*
*شام خوردن و رفتن حرم زیارت، نصف شب شد خوابیدن، تا* *خوابشون برد بلند شدم قبامو پوشیدم، عبامو انداختم، عرق چینمو سرکردم و نعلینمو پا.شال و کلا کردم برم نجف.*
*رفتم به زنم گفتم: زن این تو و این عزادارا و این امام حسین...*
*من دیگه تحمل موندن و آبروریزی ندارم...*
*میرم نجف و تو کربلا نمیمونم...*
*فقط تو کربلا یه کار دارم!*
*زنم گفت: چی کار؟*
*گفتم: الان میرم بین الحرمین، حرم حسینم نمیرم ، میرم حرم عباس...*
*به عباس میگم: برو به این داداشت بگو خیلی مشتی هستی، خیلی با مرامی، خوب آبروی این چن سالمونو حفظ کردی...*
😭 😭 😭 😭 😭 😭
https://chat.whatsapp.com/GqZs6nqwpAU97OjpVX2tQX
😭
*هرچی زنم گفت: بمون نرو...*
*منو تنها نزار. محل* *نذاشتم و از خونه زدم بیرون اومدم تو کوچه، باید دست راست برم حرم حسین گفتم نمیرم قهرم، پیچیدم برم حرم عباس تو راهم دیدم یه حجره بازه...*
*(قدیما تو بین الحرمین عرب ها حجره و دکان کاسبی داشتن)*
*خیلی تعجب کردم، گفتم:ساعت از نصف شبم گذشته، چطور میشه یه حجره باز باشه.*
*تو دلم گفتم این دیگه کیه که تا این موقع شب ول نکرده کاسبی رو؟!کنجکاو شدم بینم کیه.رفتم جلو دیدم آ سید حسینه...*
*آسید حسین استادم بوده و من اینجا تو همین حجره شاگردیه همین آسید حسینو میکردم...*
*خیلی خوشحال شدم.رفتم جلو*
*آسید حسین سلام علیکم جوابمو داد سلام علیکم.*
*گفتم : آسید حسین چی شده تا این موقع حجره موندی؟*
*بهم گفت: این چیزارو ول کن، روضه نداری امسال؟!*
*اشک تو چشام جمع شد و گفتم آسید حسین تو که وضع مارو میدونی تو کربلا ورشکست شدم یکی نیست حتی یه پول سیاهی برای روضه ی امام حسین بهم بده آسید حسین یه نگاهی بهم بهم انداخت گفت:*
*چی میخوای؟*
*گفتم: چیو چی میخوام؟*
*گفت:برای روضت چی لازمته؟*
*گفتم:برنج میخوام،شکر میخوام، چایی میخوام، گوشت میخوام، هیزم میخوام، سیب زمینی میخوام، پیازمیخوام.فلان و *فلان و فلان میخوام ...*
*بهم گفت: بیا بردار برو گفتم: چیو بردارم برم؟ گفت:*
*همینایی که الان گفتی هرچه قدر میخوای ببر،*
*نگاه کردم تو دکانش دیدم پر از همه چیزاییه که میخوام...*
*گفتم: من پول ندارم آسید حسین*
*گفت: کی پول خواست از تو؟*
*سرم داد کشید مث همون روزای استادو شاگردی: بیا هرچی میخوای بار گاری کن بردار بروهمه چیو بار گاری زدیم تموم شد*
*گفتم: آ سید حسین، ممنونتم کمکم کردی نذاشتی آبروم بره...ولی من این همه بارو چطوری ببرم؟*
*اومد جلو تکیه داد به زنجیر آویزونه دم حجرش*
*روشو کرد طرف حرم حسین صدا* *زد:عباس،اکبر،قاسم،عون،جعفر بیاین این بارارو ببرید*
*تو دلم گفتم: نگاه آسید حسین چقدر شاگرد گرفته، من یکی بودم شاگردشا...*
*تا این موقعم بیدارن شاگرداش...*
*خواستم برم خونه بهم گفت وایسا کارت دارم رفت از ته حجرش یه چیزی بیاره*
*وقتی اومد دیدم دوتا شمع دونی خوشگل سبز رنگ گذاشت به دستم گفت اینم هدیه ی مادرم فاطمه، برو یه گوشه از روضتو روشن کن. نفهمیدم منظورش از مادرش فاطمه چیه؟*
😭 😭 😭 😭 😭 😭
*اینقدر خوشحال بودم که گفتم حالا که که کارمون درست شد برم حرم آقا از آقا معذرت خواهی کنم...*
*بگیم آقا غلط کردیم نفهمیدیم. ببخشید، اما این دوتا شمعدونی تو دستام بود اذیتم* *میکرد.گفتم: میرم* *اینارو میدم به خانمم و بهشم میگم کارمون جورشده و برمیگردم حرم.*
*رسیدم سرکوچه دی
دم گاری با بار جلو در گذاشته و زنم داره دورش میگرده و بال
بال میزنه*
*رسیدم دم در خونه زنم بهم گفت: کجا ریش گرو گذاشتی؟*
*کجا نسیه آوردی؟*
*بهش گفتم: زن کارمون راه افتاده و درست* *شده،این شمعدونی هارو بگیر من برم از آقا معذرت خواهی کنم بعد که اومدم تعریف میکنم برات.*
*زنم گفت حالا از کی گرفتی اینارو؟*
*گفتم: از آسیدحسین.اون ایناروبهم داد.*
*زنم دادزد سرم که: مرد! ورشکست که شدی دیونه شدی؟*
*گفتم:چرا؟*
*گفت:آسیدحسین20ساله مرده*
*گفتم: زن به عباس قسم من الان بین الحرمین درحجره ی آ سید حسین بودم*
*باورش نشد. گفت صبر کن خودم بیام ببینم چی شده.؟*
*رفتیم بین الحرمین، تا به حجره ی آسید حسین رسیدیم دیدم در حجره ی آسید حسین خاک گرفته،عنکبوتا تار* *بستن.یه وقت یادم افتاد خودم آسید حسینو غسل دادم، خودم کفنش کردم، خودم خاکش کردم.*
*به زنم گفتم تو برو خونه*
*خودم اومدم تو حرم حسین چسبیدم به ضریح و گفتم آقا غلط کردم*
*برات کربلاتونو از دست حضرت عباس بگیرید*
السلام علیک یا ابا عبدالله و
*"اَ لسلٰامُ عَلَیْکََ یٰا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبٰاس"*
*به احترام "باب الحوائج" هرکی دید،کپی کنه تا همه سلام بدن..*ازهمه التماس دعا دارم
*~🌺 سلام علیکم و رحمة الله و برکاته~*
*~🍀 بسم الله الرحمن الرحیم~*
*~🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم~*
*~🔘 صبح روز جمعه ، بیست و هشتم مرداد و بیست و یکم محرم بر شما و منتسبین محترم به خیر ، روزگارتان منور به نور هدایت و رحمت الهی و متبرک به برکات آل الله صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین باشد ان شاءالله~*
*~📿 ذکر روز جمعه : یکصد مرتبه💐 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم💐~*
🌺🔘🌺🔘🌺🔘🌺
فرقی ندارد كه جهنم یا بهشت است
هرجا كه میگویم حسین آنجا بهشت است
هر روز از این روضه به آن روضه دویده
حق دارد آنكه گفته این دنیا بهشت است
چشمی كه از داغت نمی بارد ، جهنم
چشمی كه از داغت شود دریا ، بهشت است
شش گوشه را از شش جهت دیدیم و گفتیم
از هر جهت این كعبه ی زیبا بهشت است
بالا و پایینی ندارد خانه ی تو
بالای سر فردوس و پایین پا بهشت است
با جبر ما را عاشق خود كن كه فردا
در اختیار حضرت زهرا بهشت است
گفتند زهرا زائر شبهای جمعه است
گفتیم زیر پای مادرها بهشت است
خیمه به خیمه سوخت دست و پای طفلان
در آتشی كه شعله هایش تا بهشت است
نوكرنوشت:
حـسین جـان
روز جمعه است دلم دور و بر کرب و بلاست
حسرت پیر غلامت، سفر کرب و بلاست
*~صلی الله عليک يا سيدنا المظلوم يا اباعبدالله الحسين~*
*~السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان~* 🌹
🌹🌷🌸🌺
*~جَعَلَکُمُ الله و ایٰانٰا وَ جَعَلَنٰا الله و ایٰاکُم و جَمیٖعِ المؤمنین و المسلمین و المستضعفین فی دِرعِهِ الحَصینَةَ الَتیٖ یَجعَلُ فیهٰا مَن یَشاءُ و صلی الله علی سیدنا سید الکونین محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین .~*
🌺🌸🌷🌹
📘📘📘📘📘📘📘📘📘📘📘
📘📘
📘https://chat.whatsapp.com/Fh75f7U4PwQ4NZvLi6g2ph
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سلام علیکم
قابل توجه دوستان عزیز و گرامی
برپایی جلسات هفتگی هیئت وتبلیغ دین هزینه هایی دارد که واجب است تامین شود و همین جلسات هفتگی است که باعث رشد و تکامل وزنده بودن دین ودستورات اهل بیت علیهم السلام در بین افراد جامعه میشود. لذا کمک به مخارج هیئت را وظیفه خود بدانیم و ماهانه مبلغی را به هیئت کمک نماییم و یا میتوانیم بانی برگزاری مراسم هیئت در یک هفته از سال و یا یکی از مناسبتها مانند جشن ها و یا شهادت های امامان شویم بنابراین تا زنده ایم برای آخرت خود اندوخته ای بفرستیم که دیگران برای ما کاری نخواهند کرد.
والعاقبته للمتقین
التماس دعای فراوان دارم
حتی میتوانید از راه دور ودر فضای مجازی عضو هیئت پیروان شهدای کربلا باشید
عزیزان عمر ما مثل برق به سرعت میگذرد
پس
تا هستیم قدر بدانیم و در راه دین قدم برداریم معلوم نیست که در چند روز آینده و حتی ساعت بعد باشیم یا نباشیم
💛💚❤️🌹🌹🌹🌹🌹
عزیزان میتوانید ماهانه مبلغی را واریز نمایید و در هزینه های هیئت وکارهای فرهنگی سهیم شوید
بر حسب وظیفه عرض کردم
التماس دعای فراوان دارم
🌹❤️🌹 صدقه برای سلامتی آقا امام زمان
علیه السلام را فراموش نکنیم
حساب قربانی اول ماه
محمد ابراهیمی ورکیانی
۵۸۵۹۸۳۱۰۴۱۰۳۳۲۶۶
بانک تجارت
محمد ابراهیمی ورکیانی
برای قربانی اول ماه
📕❣📕❣📕❣📕❣📕❣📕❣📕❣ ۵۸۹۲۱۰۱۳۱۵۸۹۱۰۸۱
بانک سپه
محمد ابراهیمی ورکیانی
برای نذورات محرم وشب های آن
لطفاً با هر مبلغی که توانایی دارید دراطعام نذورات محرم سهیم شوید
🌹❤️🖤🌹❤️🖤🌹❤️🖤🌹❤️🖤🌹❤️🖤 صدقه بدهید تا بیمه اهل بیت علیهم السلام شوید
📌
📌 دوستان عزیز
حسینیه پیروان شهدای کربلا
جلسات هفتگی دارد
هر هفته شنبه شب ها مراسم هفتگی هیئت
با برنامه های ذیل.
قرائت قرآن ،سخنرانی ، مداحی
حتما شرکت کنید و از لحظات عمر خود استفاده کنید
ساعت شروع مراسم بعد از نماز مغرب و عشا
مکان
شهر ری خیابان شهید غیوری بالا تر از چهارراه خط آهن
حسینیه پیروان شهدای کربلا
📌
❤️🌹❤️قابل توجه دوستان عزیز
برای مخارج هیئت در دهه اول محرم مبلغ پانزده میلیون تومان کسر داریم و بدهکار هستیم
بابت هزینه های تبلیغات و مداح و ظروف یکبار مصرف
عزیزانی که میتوانند ما را کمک کنند،تاشرمنده نشویم و بدهی خود را تسویه نماییم.
🌹❤️🌹
📌https://chat.whatsapp.com/GqZs6nqwpAU97OjpVX2tQX
📌
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
💚💚💚💚💚💚💚💚💚
📌
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
💙🖤💚❤️💛❣❣❣❣❣❣❣❣