eitaa logo
مجمع عاشقان بقیع اردکان
4.1هزار دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
3.7هزار ویدیو
36 فایل
مجمع عاشقان بقیع اردکان اردکان ، خیابان مطهری جلسات هفتگی: جمعه شب ها، با سخنرانی سخنرانان توانا و مداحی مداحان اهل بیت از استان وکشور، آموزش مداحی ارتباط با مدیران کانال @Maa1356 @h_ebrahimian
مشاهده در ایتا
دانلود
مطالب آموزشی برای عزیزان شرکت کننده در جلسه آموزش مداحی مجمع👇👇
🎙استاد سیدمهدی حسینی رکن‌آبادی 🔰 کیفیت مداحی 🔸سوال بعدی چقدر بخوانم؟ حجم خواندنم چقدر باشد؟ 🔹سؤال بعدی چه زمانی بخوانم؟ 🏷یک وقتی آمادگی ندارم و نمی خوانم، یک وقتی فضای جلسه و شأن آن، طوری است که من اصلاً حق ندارم بخوانم؛ روی اینها باید فکر کنم که کجا بخوانم؟ چه هیأتی بروم؟ چه هیأتی نروم؟ 🔻ما در مداحی یک موضوع داریم یک موضع داریم. بنده نمیخواهم حرفهای شعاری بزنم، ولی همه ما یک سری اعتقاداتی داریم که باید بر اساس آن عمل کنیم و تزلزل نداشته باشیم و طبعاً به بعضی از هیأت ها نباید برویم. 💢سؤال دیگر که از همه مهمتر است چگونه بخوانم؟ 💠یکی از بزرگترین مشکلات در مداحی امروز، چگونه خواندن است؛ وجدان خودتان را قاضی کنید و به دوستانی که بد می خوانند بگویید وجدان خودشان را قاضی کنند؛ اگر اکو و دستگاه‌های آن چنانی و بازی سبک‌ها را کنار بگذاریم و خود را محدود کنیم، چقدر هنر داریم؟ چند تا شعر حفظ هستیم؟ آیا مباحث را بلدیم؟ آیا کار کرده ایم؟ بزنگاه خواندن را میدانیم؟ https://eitaa.com/yasegharibardakan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عکس العمل جالب پدری وقتی دخترش بهش میگه بابا دیگه من با حجاب شدم. https://eitaa.com/yasegharibardakan ‌‌‌ ــ ـ ــــــــ ــ ◇ ــ ــــــــ
دانش آموزان عزیز مجمع. عزیزانی که کارنامه امتحاناتشون رو دریافت کردند و همه نمرات اونها خیلی خوب و یا ۲۰ هست ، این هفته ، جمعه شب کارنامه رو بیارن مجمع. بازم عرض میکنم ، اولا مجمعی باشند، یعنی میان مجمع همیشه و حضور دارند . یعنی نرید کارنامه کسی رو بیارید که اصلا هیئت نمیاد... دوما همه نمرات خیلی خوب یا ۲۰ باشه... و اینکه کارنامه اصلی با مهر مدرسه باشه.... دختر و پسر ببینم چندتا نخبه توو مجمع داریم....😊🌹 شاید اتفاقات خوب افتاد.....شاید😊 https://eitaa.com/yasegharibardakan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 اموات پس از مرگ به ما سر می‌زنند؟ 🎤حجه الاسلام والمسلمین رفیعی https://eitaa.com/yasegharibardakan
M A: نیمه های شب بود یه دشت سبز هیچکس نمیدیدم راه افتادم تا ببینم اینجای که توشم کجاست وای خدایا چه درختهای قشنگی چه شکوفهای خوشگلی إه اون سمت انگار یکی هستن صداشون زدم ببخشید آقا سرشونو برگردوندن دیدم حاج ابراهیم همت هست و بغل دستشم یه آقای هست که روی ویلچر هست صدای اذان تو دشت پیچید حاج ابراهیم :خواهر اذانه یهو چشمام بازشد خدایا خواب بودم گریم گرفت خدایا آقا ابراهیم همت همه جا میومد کمکم میکرد گوشیمو برداشتم به زینب پیام دادم زینب من برای دیدار میام آسایشگاه زینب :باشه عزیزم روز پنجشنبه که رسید یه روسری زرد و نارنجی سرکردم سرراهم به پایگاه با زینب یه دسته گل خیلی خوشگل خریدم ما که رسیدیم پایگاه اتوبوسم رسید سوار شدیم ‌یه ساعت دیگه رسیدیم آسایشگاه ..... .. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ وارد آسایشگاه شدیم رئیس آسایشگاه اومد استقبالمون اول یه توضیح درمورد جانبازان داد بعد وارد سالن شدیم اتاق اول ی آقایی بود به نام مرتضی آقامرتضی موج انفجار گرفته بود به قول معروف موجی بود یکی از بچه ها حواسش نبود کیفش افتاد زمین و صدای وحشتناکی بلند شد یهو آقامرتضی یاد جبهه افتاد از حرفاش معلوم شد شهید حمید باکری فرمانده اش بود حمید حمیدجان به گوشی مهدی جامونده حمید پرستوها بال پرشون شکسته حمید جان خط قیچی شده پرستوها افتادن دست لاشخورا وای خدایا آقامرتضی فکرمیکرد جزیره مجنونه یهو یکی از بچه ها بدو رفت پرستار صدا کرد بهش آرامبخش زدن اتاق دوم یه آقای بود به اسم عباس عباس آقا از گردن قطع نخاع شده بود تو همون اتاق یه آقای بود به اسم رضا قطع نخاع از کمر،تو ۱۷سالگی جانباز شده بود و ازدواج نکرده فرمانده اش حاج ابراهیم همت بود یه ذره برامون از جبهه و جنگ گفت همزمان با اتمام حرفای حاج رضا تایم ما تموم شد ازشون خداحافظی کردیم سوارماشین شدیم تو ماشین خوابم برد و ...... ادامه دارد.... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🌺 شهیدی که داروی نایاب خواهرش را فراهم کرد. مرداد ماه سال ۹۸ بود. خواهر بزرگش سخت بیمار شده بود. خواهر دیگرش او را برای درمان به شیراز می‌برد. دکتر خواهر را معاینه می‌کند. دارویی برایش می‌نویسد که هم کمیاب بود و هم پنج میلیون و سیصد هزار تومان قیمت داشت. تمام داروخانه‌های شیراز را می‌گردند اما دارو پیدا نمی‌شود. شخصی به آنها می‌گوید شاید داروخانه بیمارستان امیر داشته باشد. با داروخانه بیمارستان امیر تماس می‌گیرند اما آنجا هم جواب منفی می‌دهند. خواهر که دلشکسته شده بود خطاب به برادر شهیدش می‌گوید: آقا سعید مگر تو شهید نیستی؟ مگر تو برادر من نیستی؟ مگر نمی‌گویند شهدا زنده و شاهدند؟ پس چرا کمک نمیکنی داروی خواهرت پیدا شود؟ دو خواهر تصمیم می‌گیرند که حضوری به سراغ داروخانه بیمارستان امیر بروند. وقتی به داروخانه می‌رسند نسخه دکتر را به مسئول داروخانه می دهند. مسئول داروخانه به همکارش می‌گوید این همان دارو نیست؟ همکارش تأیید می‌کند. بعد داروی مورد نظر را می‌آورد و به آنها می‌دهد. خواهر می‌پرسد قیمتش چقدر می‌شود؟ مسئول داروخانه می‌گوید هیچ، هدیه است!!! وقتی علت را جویا می‌شوند می‌گوید: راستش ما این دارو رو نداشتیم. اما قبل از آمدن شما یه آقایی آمد و گفت: این دارو مورد نیاز ما نشده و ازش استفاده نکردیم. لطفاً به اولین کسی که مراجعه می‌کند رایگان بدهید!!! خواهر هاج و واج می‌ماند و یاد حرفی که به برادر شهیدش زده بود می‌افتد. به شاهد و زنده بودن شهدا یقین پیدا می‌کند و آن را عنایت شهید به خواهرش می‌داند؛؛ خدا را شکر می گویند و صلواتی به روح برادر شهیدشان می‌فرستند!! شهید سعید کرمی مقدم شهید نوجوانی بود که با نشان دادن شناسنامه خواهرش که حرف ه سعیده اش را پاک کرده بود و دوسال از خودش بزرگتر بود به جای شناسنامه خودش به مسئول اعزام توانسته بود قوانین ثبت نامی را دور بزند و وارد جبهه بشود. سعید بعداز چند بار شرکت در جبهه در عملیات نصر چهار به شهادت رسید و تربت پاک و مطهرش در گلزار شهدای شهرستان بهبهان زیارتگاه مشتاقان است. ✍ حسن تقی‌زاده بهبهانی
به برکت شهدا ، روز قشنگی داشته باشید انشاالله
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا به امید خُدُد....👇👇
واحد خیریه موسسه فرهنگی ،مذهبی و خیریه مجمع عاشقان بقیع اردکان برگزار میکند.... به رسم مولا علی هر سهم فقط ۱۱۰ هزار تومان به نیت امیرالمومنین علی ع سهمی در سفره سحر و افطار نیازمندان روابط عمومی مجمع عاشقان بقیع اردکان https://eitaa.com/yasegharibardakan