یاشیل من
یادمه یکی از دوستای مدرسه ام که مخ ریاضی فیزیک بود همیشه از ادبیات ناله میکرد که چرا درباره هر بیت صد تا تفسیر ارائه میدن و چند جور آرایه توش صادقه و صد تا مفهوم داره
این موضوع توی ریاضیات خیلی کمتره میزانش به صفرم میرسه همه چیز با قضیه ها تعریف میشه هر چیزی کد خودشو داره همه چیز سر جای خودشه چیزی عوض نمیشه ثبات ثبات ثبات
هدایت شده از یاشیل من
یهو اومدم ایتا خیلی خلوت بود قبلا متوجه نشده بودم ولی خیلی خلوت شده حس میکنم یاشیل توی یه جزیره دور وسط دریاعه و هیچ راه ارتباطی نیست
هدایت شده از غمیغمناك.
ما خانوادگی تنهاییم. الان میخوایم بریم مسافرت ولی هیچکسو نداریم که باهاش بریم.
امروز کیک پخته بودم تیکه اخر و که خوردم یادم افتاد عکس نگرفتم ازش
کل هدفم عکس بود وگرنه که توی خونه ما کی از کیک من میخوره
خیلی جدی از دیشب دارم به مرز های هوش مصنوعی فکر میکنم
اینکه واقعا با این سیر صعودی که داره و خواهد داشت چطوری باید درباره اش فرهنگ سازی بشه
تا چه جایی باید بهش اجازه بدیم توی زندگیمون نفوذ کنه
و رابطه هوش مصنوعی با تک تک حوزه ها مثلا در زمینه تحصیل ، کارمندی ، پژوهش ، کار های روزمره و... چطوری باید تعیین میشه و اصلا کی میتونه تعیین میکنه چون نوظهوره و تجربه همه در یک سطحه