eitaa logo
تـمَـدُّن سـازانِـ نـسـلِ ظُهـور
1.2هزار دنبال‌کننده
15.3هزار عکس
6.4هزار ویدیو
429 فایل
هُوَالرَّزّاق 🌸🍃گـروه فرهنگـی_اجتماعی تمـدن سـازان نسـل ظـهـور🍃🌸 سخنی وحرفی درخدمتیم👇 @yazahra4565 @nega_r83 📱پیجمون در اینستاگرام yazainab314 📢شرایط کپے ،تب و کارهای صورت گرفته شده @dokhtaran_Nassle_Zohor 🛍 کانال فروشگاه نسل ظهور @nassle_zohorr
مشاهده در ایتا
دانلود
◻️🌹◻️ ◻️او خواهد آمد... و با مهربانی‌هایش، .... ◻️نشان خواهد داد که قبل از دیدنش، زندگی نکرده‌ایم 🌹اللهم عجل لولیک الفرج🌹 سلام تنها پادشاه زمین ✋ @yazainab314
🕊 زندگی شاید آن لبخندی‌ست که دریغش کردیم زندگی زمزمه پاک حیات‌ست میان دو سکوت‍‍ زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی‌ست @yazainab314
با آمدنت قاعده‌ی بهم خورد لیلای مجنون شد و مجنون ‌ِ لیلا... 🖌 @yazainab314
سه شنبه؛ چرا تلخ و بی حوصلہ سه شنبه چرا این همہ فاصله؟🚧): سه شنبه؛ چه سنگین!چه سرسخت،فرسخ به فرسخ! سه شنبه؛ خدا کوه را آفرید.『 🏔』 ✍ @yazainab314
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
طنز حلال *درخت گردو* شخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: «خدایا! همه کارهایت درست است فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته‌های کوچک! » همین‌طور که داشت با خدا درددل می‌کرد ناگهان بادی وزید و گردویی روی صورتش افتاد و از بینی‌اش خون آمد. او به خودش آمد و گفت: «خدایا! کارت درست است. اگر یک هندوانه بالای درخت بود، معلوم نبود چه بلایی سرم می‌آمد!» @yazainab314
ما سینه زدیم و بی‌صدا باریدند از هرچه که دم زدیم، آن‌ها دیدند ما مُدّعیانِ صفِ اول بودیم از آخر مجلس، شهدا را چیدند @yazainab314
یاد آور لحظه‌های دردند عمو شبهای اسیری‌ام، چه سردند عمو دیشب سر نی، فقط سرت را دیدم آغوش تو را چه‌کار کردند عمو؟ @yazainab314