#برگزیده_تفسیر_نمونه
───── • ◆ • ─────
شأن نزول: از روايات اسلامى چنين استفاده مىشود كه در آغاز نزول حكم روزه، مسلمانان تنها حق داشتند قبل از خواب شبانه، غذا بخورند، چنانچه كسى در شب به خواب مىرفت سپس بيدار مىشد خوردن و آشاميدن بر او حرام بود.
و نيز در آن زمان آميزش با همسران در روز و شب ماه رمضان مطلقاً تحريم شده بود.
يكى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به نام «مطعم بن جبير» كه مرد ضعيفى بود با اين حال روزه مىداشت، هنگام افطار وارد خانه شد، همسرش رفت براى افطار او غذا حاضر كند بخاطر خستگى خواب 😴 او را ربود، وقتى بيدار شد گفت من ديگر حق افطار ندارم، با همان حال شب را خوابيد و صبح در حالى كه روزهدار بود براى حفر خندق (در آستانه جنگ احزاب) در اطراف مدينه حاضر شد، در اثناء تلاش و كوشش بهواسطه ضعف و گرسنگى مفرط بىهوش شد، پيامبر بالاى سرش آمد و از مشاهده حال او متأثر گشت.
و نيز جمعى از جوانان مسلمان كه قدرت كنترل خويشتن را نداشتند شبهاى ماه رمضان با همسران خود آميزش مىنمودند.
← در اين هنگام آيه نازل شد و به مسلمانان اجازه داد كه در تمام طول شب مىتوانند غذا بخورند و با همسران خود آميزش جنسى داشته باشند.
تفسير: توسعهاى در حكم روزه - چنانكه در شأن نزول خوانديم در آغاز اسلام آميزش با همسران در شب و روز ماه رمضان مطلقا ممنوع بود، و همچنين خوردن و آشاميدن پس از خواب و اين شايد آزمايشى بود براى مسلمين و هم براى آماده ساختن آنها نسبت به پذيرش احكام روزه.
اين آيه كه شامل چهار حكم اسلامى درزمينۀ روزه و اعتكاف است نخست در قسمت اول مىگويد: «در شبهاى ماه روزه آميزش جنسى با همسرانتان براى شما حلال شده است» (أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ اَلصِّيٰامِ اَلرَّفَثُ إِلىٰ نِسٰائِكُمْ) .
سپس به فلسفۀ اين موضوع پرداخته، مىگويد: «زنان لباس شما هستند و شما لباس آنها» (هُنَّ لِبٰاسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ) . لباس از يكسو انسان را از سرما و گرما و خطر برخورد اشيا به بدن حفظ مىكند، و ازسوىديگر عيوب او را مىپوشاند.
و از سوى سوم زينتى است براى تن آدمى، اين تشبيه كه در آيه فوق آمده اشاره به همۀ اين نكات است.
سپس قرآن علت اين تغيير قانون الهى را بيان كرده مىگويد: «خداوند مىدانست كه شما به خويشتن خيانت مىكرديد (و اين عمل را كه ممنوع بود بعضا انجام مىداديد) خدا بر شما توبه كرد، و شما را بخشيد» (عَلِمَ اَللّٰهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتٰانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتٰابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفٰا عَنْكُمْ) .
آرى! براى اين كه شما آلودۀ گناه بيشتر نشويد خدا به لطف و رحمتش اين برنامه را بر شما آسان ساخت و از مدت محدوديت آن كاست.
اكنون كه چنين است با آنها آميزش كنيد و آنچه را خداوند بر شما مقرر داشته طلب نماييد» (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ اِبْتَغُوا مٰا كَتَبَ اَللّٰهُ لَكُمْ) .
سپس به بيان دومين حكم مىپردازد و مىگويد: «بخوريد و بياشاميد تا رشتۀ سپيد صبح از رشتۀ سياه شب براى شما آشكار گردد» (وَ كُلُوا وَ اِشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ اَلْخَيْطُ اَلْأَبْيَضُ مِنَ اَلْخَيْطِ اَلْأَسْوَدِ مِنَ اَلْفَجْرِ) .
بعد به بيان سومين حكم پرداخته مىگويد: «سپس روزه را تا شب تكميل كنيد» (ثُمَّ أَتِمُّوا اَلصِّيٰامَ إِلَى اَللَّيْلِ) .
← اين جمله تأكيدى است بر ممنوع بودن خوردن و نوشيدن و آميزش جنسى در روزها براى روزهداران، و نيز نشاندهندۀ آغاز و انجام روزه است كه از طلوع فجر شروع و به شب ختم مىشود.
سرانجام به چهارمين و آخرين حكم پرداخته مىگويد: «هنگامى كه در مساجد مشغول اعتكاف هستيد با زنان آميزش نكنيد» (وَ لاٰ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عٰاكِفُونَ فِي اَلْمَسٰاجِدِ) . بيان اين حكم مانند استثنايى است براى حكم گذشته زيرا به هنگام اعتكاف كه حداقل مدت آن سه روز است روزه مىگيرند؛ اما در اين مدت نه در روز حق آميزش جنسى با زنان دارند و نه در شب.
در پايان آيه، اشاره به تمام احكام گذشته كرده چنين مىگويد: «اينها مرزهاى الهى است به آن نزديك نشويد» (تِلْكَ حُدُودُ اَللّٰهِ فَلاٰ تَقْرَبُوهٰا) . زيرا نزديك شدن به مرز وسوسهانگيز است، و گاه سبب مىشود كه انسان از مرز بگذرد و در گناه بيفتد.
آرى! اين چنين خداوند آيات خود را براى مردم روشن مىسازد، شايد پرهيزكارى پيشه كنند» (كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اَللّٰهُ آيٰاتِهِ لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ) .
آغاز و پايان، تقواست - جالب اين كه در نخستين آيه مربوط به احكام روزه خوانديم كه هدف نهايى از آن #تقوا است، همين تعبير عينا در پايان آخرين آيه نيز آمده است (لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ) و اين نشان مىدهد كه تمام اين برنامهها وسيلهاى هستند براى پرورش روح تقوا و خويشتندارى و ملكۀ پرهيز از گناه و احساس مسئوليت در انسانها!
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#تفسیر_جوامع_الجامع
───── • ◆ • ─────
«رفث»: در اصل به معناى سخن زشت ولى كنايه از آميزش است و چون متضمّن معناى «افضاء» (منتهى شدن) است، به «الى» متعدى شده است.
هُنَّ لِبٰاسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ ؛ اين جمله مستأنفه ولى به منزلۀ بيانيّه است؛ زيرا سبب حلال شدن آميزش در شب روزه را بيان مىكند و سبب حلّيت آن اين بود كه چون شما با همسرانتان [هنگام خواب] آميزش داشته و يكديگر را در آغوش مىكشيد و صبر و شكيبايى را از كف مىدهيد، از اين رو به شما اجازه داده شده كه با آنها نزديكى كنيد.
عَلِمَ اَللّٰهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتٰانُونَ ؛ «اختيان» از «خيانت» گرفته شده، چنان كه «اكتساب» از «كسب»، يعنى خدا مىدانست كه شما [با آميزش جنسى در شبهاى ماه رمضان كه حرام بود] بهرۀ و نصيب خودتان را از لطف و رحمت خدا كاهش مىدهيد «فتاب عليكم» به شما اجازۀ آميزش داد و سختگيرى را از شما برداشت.
[شان نزول آيه]: از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده كه فرمود: [در صدر اسلام] در ماه رمضان غذا خوردن پس از خوابيدن در شب و نزديكى كردن در شب و در روز حرام بود، تا اين كه مردى از اصحاب رسول خدا (صلیالله علیه وآله) پیش از افطار كردن خوابيد [و فرداى آن شب] در كندن خندق شركت نمود [و در اثر ضعف و گرسنگى] غشّ كرد [و از طرفى] برخى از جوانان در شبهاى ماه رمضان مخفيانه با زنان خود نزديكى مىكردند، آن گاه اين آيه نازل شد و آميزش در شبهاى ماه رمضان و غذا خوردن پس از خواب حلال شد، و معناى «عفى عنكم» همين است.
وَ اِبْتَغُوا مٰا كَتَبَ اَللّٰهُ لَكُمْ ؛ و بخواهيد آنچه را خدا براى شما قرار مىدهد يعنى وقتى مرد با همسرش آميزش مىكند منظورش اين باشد كه خدا فرزندى به او عطا كند نه اين كه مقصودش تنها دفع شهوت باشد.
و برخى گفتهاند: معنايش اين است كه بخواهيد آنچه را خداوند پس از منع از آن براى شما مباح كرده است.
وَ كُلُوا وَ اِشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ اَلْخَيْطُ اَلْأَبْيَضُ ؛ بخوريد و بياشاميد تا «خيط ابيض» بر شما آشكار شود و مقصود از آن اوّلين سپيدى صبح است كه در افق پديد مىآيد و مانند سپيدى ممتدى است كه در ميان سياهى شب آشكار مىشود.
«مِنَ اَلْخَيْطِ اَلْأَسْوَدِ» منظور از آن سياهى شب است و سپيدى و سياهى شب به دو نخ تشبيه شده است.
«مِنَ اَلْفَجْرِ» تبيين «خيط ابيض» است يعنى منظور از «خيط ابيض» سپيده صبح است و با بيان آن از توضيح «خيط اسود» خوددارى شده است.
وَ لاٰ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عٰاكِفُونَ ؛ در حالى كه در مساجد اعتكاف كردهايد با زنانتان در نياميزيد. «اعتكاف» [در لغت به معناى ماندن در مكان است و] در اصطلاح شرع عبارت از ماندن در مسجد براى انجام عبادت است.
«تلك» اشاره به احكامى است كه بيان شد و منظور از «حدود اللّٰه» محرّمات و چيزهايى است كه خداوند از آنها نهى كرده است.
فَلاٰ تَقْرَبُوهٰا ؛ آنها را انجام ندهيد. و در حديث است كه [پيامبر مىفرمايد]: «هر سلطانى قرقگاههايى دارد و قرقگاههاى الهى محرمات اوست و هر كس گوسفند خود را در اطراف و نزديك محلى كه قرق شده بچراند، بيم آن مىرود كه گوسفندش وارد آن شود.
«كذلك» يعنى و با چنين بيانى «يبين اللّٰه آياته للناس» خداوند دلايل و براهين خود را در مورد آنچه به مردم امر و نهى كرده براى آنان بيان مىكند.
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ؛ شايد از گناهان و آنچه خداوند از آنها نهى كرده پرهيز نمايند.
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#الجدید فی تفسیر المیزان المجید
⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻
۱۸۷ - أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ اَلصِّيٰامِ اَلرَّفَثُ إِلىٰ نِسٰائِكُمْ ... الرّفث هو الإفصاح أي الإظهار و الإيضاح. و هو هنا كناية عن الجماع بمعنى الوطء، لأنه قلّما تخلو المواقعة عن الإفصاح و ظهور ما يكنّى عنه بالرّفث. و أما شأن نزول هذه الآية فهو ما قاله الصادق عليه السلام من أن الأكل كان محرّما في شهر رمضان بالليل بعد النوم، و كان النكاح حراما بالليل و النهار. و كان رجل من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقال له مطعم بن جبير نام قبل أن يفطر، و حضر حفر الخندق فأغمي عليه. و كان قوم من الشبّان ينكحون بالليل سرّا في شهر رمضان، فنزلت الآية الكريمة، فأحلّ النكاح بالليل، و الأكل بعد النوم.. الحديث. فالآية الشريفة في مقام الامتنان على الأمّة و الإحسان إليها، و نعم الإحسان و المنّة منه عزّ و جلّ على العباد!. و عن أبي جعفر و أبي عبد اللّه عليهما السلام كراهية الجماع في أول ليلة من كل شهر، إلاّ أول ليلة من شهر رمضان فإنه يستحبّ ذلك لمكان الآية. و يحتمل أن يكون المراد به ليالي الشهر كله، فإن الليلة اسم جنس يدل على الكثرة، إلاّ أن هذا الاحتمال بعيد جدا لأنه شبيه بالاجتهاد في مقابل النّص على ما بيّنّاه في الرواية عن الإمامين عليهما السلام.هُنَّ لِبٰاسٌ لَكُمْ، وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ أي هنّ سكن لكم، و أنتم سكن لهن. و المراد هو تسكين قلب كلّ واحد بالآخر من وحشة التجرّد و الفردية، فإن الإنسان حيث إنه مدنيّ بالطبع، فهو طبعا استئناسيّ يحب أن يختار لنفسه أنيسا، و يكره و يتنفّر من الانفراد، و يستوحش من التوحّد. و الزوجة هي أحسن من كل أنيس للإنسان على ما يستظهر من الآية الشريفة. بيان ذلك أنه سبحانه يبيّن سبب إحلال الرّفث في شهر رمضان بسبب صعوبة الصبر عن النساء لشدّة الملابسة و المخالطة التي هي وجه تمثيل كلّ منهما باللباس لصاحبه. فإن الإنسان كما يستأنس بلباسه استئناس الحاجة إليه لحفظ شؤونه الفردية و الاجتماعية من ناحية كرامته و شرفه، و من ناحية دفع المضرّات و ما يحدث له من جرّاء الحرارة و البرودة و نحوهما مما يتّقيه باللباس و يدفعه به، فكذلك يحتاج الزوج إلى الزوجة للاستئناس بها و الملابسة و المخالطة معها، و للمحافظة على شؤونه من جميع نواحيه، و لا سيّما من ناحية شهواته الجنسية و دفع المضرّات التي تنشأ عن الكبت الجنسيّ، مضافا إلى أن الزوجة تعين الرجل على دفع وحشة الانفراد، و تقيم معه نظام العالم من ناحية التوالد و التناسل. هذا و قد ثبت بالتجربة أن من لا يتأهّل (يتزوج) يعيش بذلّة و خذلان حتى من ناحية أهله و عشيرته، فلا يهتم أحد في إصلاح أموره و لو كان له من الغنى ما كان، و لا سيّما إذا كان له من الورثة من يطمع في الإرث، و كان هو يشارف على انقضاء العمر، فينتظر الوارث و الناس - حينئذ - موته و تصبح حياته تافهة، بل ربما مات وحيدا في منزله، و إن كان يعتبر ميّتا يعيش في الأحياء. و بذلك رمز إلى أنه تعالى ما أراد من خلقه التجرّد و الحياة الانفرادية، بل لا بدّ للناس من التناكح و التناسل حتى يحفظ كلّ نصيبه من ناحية نظام عالم الدنيا المتوقّف على التناسل المتوقّف على التعيّل و تنظيم الأسرة.عَلِمَ اَللّٰهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتٰانُونَ أَنْفُسَكُمْ لمّا حرّم اللّه الجماع في شهر رمضان، و الأكل بعد النوم، و خالفوا في ذلك نزلت الآية تبيّن أنه سبحانه علم خيانتكم أنفسكم بالمعصية المؤدّية إلى العقاب و تنقيص الحظ من الثواب.و الاختيان أبلغ من الخيانة كالاكتساب و الكسب فَتٰابَ عَلَيْكُمْ غفر لكم و عاد عليكم بفضله و إحسانه وَ عَفٰا عَنْكُمْ أي أزال تحريم ذلك عنكم. و ذلك عفو عن تحريمه عليكم أو محو أثره عنكم فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ أي بعد ذلك العفو، باشروهن في المضاجع، و هو كناية عن الجماع. و أصل المباشرة إلصاق الجسم بالجسم.أي البشرة بالبشرة و لذا عبّر سبحانه عنهنّ باللّباس فإنهن كاللّباس حين ذلك الإلصاق الجسدي. أما بعض المفسّرين فقال: هن لباس لكم: أي فراش لكم و أنتم لحاف لهنّ، و لعلّه تفسير ذوقيّ لا أنّه مرويّ، و هو نعم التفسير لو لا أنه بالرأي
وَ اِبْتَغُوا مٰا كَتَبَ اَللّٰهُ لَكُمْ أي في أمر التناكح اطلبوا بغيتكم للتناسل لا لإطفاء ثائرة الشهوة فقط، فإن إطفاء تلك الثائرة قد يتم بممارسة رياضة معيّنة و ببعض الأدوية الباردة بالطبع و المؤثّرة لهذا الأثر بالخصوص و غير ذلك مما يثبته علم الطب، و لكن التناسل هو السبب الأهمّ في الأمر بالمباشرة التي يتمّ معها - قهرا - إطفاء الشهوة الجنسية.. و قيل: و ابتغوا ما كتب اللّه لكم من إباحة ما نهى عنه، فإنه تعالى يحب أن يؤخذ برخصه بعد حظره، كما يحب العكس لأنه الفعّال لما يشاء من مصلحة العباد، و لذا يريد أن يطيعوه و يأتمروا بجميع أوامره، و ينتهوا عن جميع نواهيه، فينالوا مقام الصالحين الأبرار وَ كُلُوا وَ اِشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ اَلْخَيْطُ اَلْأَبْيَضُ مِنَ اَلْخَيْطِ اَلْأَسْوَدِ مِنَ اَلْفَجْرِ فلمّا منّ اللّه سبحانه برفع الحظر عن المؤمنين بالنسبة لمباشرة النساء، أراد أن يتم النعمة عليهم بامتداد رخصه في تمام الليل فقال: و كلوا و اشربوا حتى يظهر و يتميّز لكم الفجر على التحقيق. و الخيط الأبيض يعني هنا بياض النهار و تميّزه من الخيط الأسود أي سواد الليل، بحيث لا يشك فيه أحد من النّظّار.
و التعبير بالخيط جاء للاحتراز عن توهّم اشتراط انتشار ضوء النهار، فإن القدر المحرّم للإفطار من البياض يشبه الخيط الأبيض الممتدّ على الأفق في أول ظهور الفجر، فيزول بظهوره قهرا مثله من السواد. و من هذا يستفاد أنه لا يعتبر الانتشار للدلالة على الفجر.
و قوله: من الفجر، يعني البياض الواضح الذي يبدو صباحا. و قيل هو البياض المعترض في الأفق الذي لا شك فيه. و هذه التعابير كلّها ترجع إلى أمر واحد و هو وضوح الفجر الصادق لكل ناظر إلى الأفق. و هذا هو معنى التبيّن. و حرف «من» الجارّ فيه يحتمل أن يكون للتبعيض، أي أن الخيط الأبيض الذي يبدو منه، و هو بعض الفجر لا الفجر كلّه حين انتشاره في الأفق بتمامه. و يمكن أن يكون للتبيين، أي أن الخيط الأبيض هو الفجر لا كما توهّمه عديّ بن حاتم حين قال للنبيّ صلّى اللّه عليه و آله: إني وضعت خيطين من شعر: أبيض و أسود، فكنت أنظر فيهما فلا يتبيّن لي. فضحك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حتى بدت نواجذه ثم قال: يا ابن حاتم، إنما ذلك بياض النهار و سواد الليل، فابتداء الصوم من هذا الوقت. و اكتفى ببيان الخيط الأبيض بقوله من الفجر، و عن بيان الخيط الأسود لدلالته عليه. و في الكافي عن الصادق عليه السلام عن رجلين قاما في رمضان فقال أحدهما: هذا الفجر، و قال الآخر: ما أرى شيئا. قال عليه السّلام: ليأكل الذي لم يستيقن الفجر، و قد حرم الأكل على الذي زعم أنه رأى الفجر، لأن اللّه تعالى يقول: كلوا و اشربوا حتى يتبيّن لكم.. الآية ثُمَّ أَتِمُّوا اَلصِّيٰامَ إِلَى اَللَّيْلِ و هذا بيان لختام الصوم بعد بيان بدئه. فقد جعل انتهاء رخصه في الأكل و الشرب و مباشرة النساء و كلّ ما ينافي الصوم الفجر الثاني الصادق، فليلزمه الإمساك عزيمة من ذلك الوقت كبدء للصوم. أما ختام الصوم فهو أول الليل، أي الغروب الشرعي . فالآية الشريفة تنفي الوصال و صوم السكوت و نحوهما من الصيام الذي لم يثبت بدليل عندنا.وَ لاٰ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عٰاكِفُونَ فِي اَلْمَسٰاجِدِ قيل إن المراد بالمباشرة هنا الجماع، و قيل هو ما دونه من الاستمتاعات. و نحن مع ظاهر الآية و هو القول الأول إذ لا يستفاد العموم منه. نعم لو قال سبحانه: وَ لاٰ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عٰاكِفُونَ إلخ.. لكان ذلك يؤيّد القول الثاني. أمّا الاعتكاف فهو حبس الإنسان نفسه في المسجد للعبادة مع الشرائط الأخر المذكورة في الكتب الفقهية. و أما مساجد الاعتكاف فقد قال عنها بعض الأعلام من مفسّرينا: هي المساجد الأربعة: المسجد الحرام، و مسجد النبي (ص) و مسجد الكوفة و مسجد البصرة، و نسب القول إلى علماء الشيعة بقوله: عندنا، مع أنه لم يثبت الانحصار، و قيل: يجوز الاعتكاف في كل مسجد جامع للبلد و قيل بجوازه في كل مسجد إطلاقا، و كذا اختلف في عدد أيامه. و الحقّ أنه ثلاثة أيام بلياليها. ثم اختلف في كونه مشروطا بالصوم أم لا، و الحقّ أنه مشروط به تِلْكَ حُدُودُ اَللّٰهِ أي أحكامه التي ذكرت. و لمّا كانت الأحكام في هذه الآية الكريمة أكثرها منهيّات، لذا سمّيت حدودا و نهي عن القرب منها لأنه يوشك الوقوع فيها. و حدود اللّه هي حرمات اللّه و مناهيه فَلاٰ تَقْرَبُوهٰا بمخالفتها.و النهي عن قربها مبالغة في وجوب عدم التعدي و تجاوزها، فإن لكل ملك حمى و حمى اللّه تعالى محارمه فمن وقع حول الحمى يوشك أن يقع في (كذلك) أي مثل ذلك البيان يُبَيِّنُ اَللّٰهُ آيٰاتِهِ لِلنّٰاسِ يوضح حججه و براهينه لعباده لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أي لكي يتجنّبوا التجاوز لحدوده و التّعدي على حقوقه.
توسعه اى در حکم روزه
چنانکه در شاءن نزول خواندیم در آغاز اسلام آمیزش با همسران در شب و روز ماه رمضان مطلقا ممنوع بود، و همچنین خوردن و آشامیدن پس از خواب
و این شاید آزمایشى بود براى مسلمین و هم براى آماده ساختن آنها نسبت به پذیرش احکام روزه .
آیه مورد بحث که شامل چهار حکم اسلامى در زمینه روزه و اعتکاف است نخست در قسمت اول مى گوید در شبهاى ماه روزه آمیزش جنسى با همسرانتان براى شما حلال شده است (احل لکم لیلة الصیام الرفث الى نسائکم ).
سپس به فلسفه این موضوع پرداخته ، مى گوید: زنان لباس شما هستند و شما لباس آنها هن لباس لکم و انتم لباس لهن ).
لباس از یکسو انسان را از سرما و گرما و خطر برخورد اشیاء به بدن حفظ مى کند، و از سوى دیگر عیوب او را مى پوشاند، و از سوى سوم زینتى است براى تن آدمى ، این تشبیه که در آیه فوق آمده اشاره به همه این نکات است .
دو همسر یکدیگر را از انحرافات حفظ مى کنند، عیوب هم را مى پوشانند وسیله راحت و آرامش یکدیگرند، و هر یک زینت دیگرى محسوب مى شود.
این تعبیر نهایت ارتباط معنوى مرد و زن و نزدیکى آنها را به یکدیگر و نیز مساوات آنها را در این زمینه کاملا روشن مى سازد، زیرا همان تعبیر که درباره مردان آمده درباره زنان هم آمده است بدون هیچ تغییر.
سپس قرآن علت این تغییر قانون الهى را بیان کرده مى گوید: خداوند مى دانست که شما به خویشتن خیانت مى کردید (و این عمل را که ممنوع بود بعضا انجام مى دادید) خدا بر شما توبه کرد، و شما را بخشید (علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ).
آرى براى اینکه شما آلوده گناه بیشتر نشوید خدا به لطف و رحمتش این
برنامه را بر شما آسان ساخت و از مدت محدودیت آن کاست .
اکنون که چنین است با آنها آمیزش کنید و آنچه را خداوند بر شما مقرر داشته طلب نمائید (فالان باشروهن و ابتغوا ما کتب الله لکم ).
مسلما این امر به معنى وجوب نیست بلکه اجازه اى است بعد از ممنوعیت که در اصطلاح اصولیون امر عقیب حظر نامیده مى شود و دلیل بر جواز است
جمله و ابتغوا ما کتب الله لکم اشاره به این است که استفاده از این توسعه و تخفیف که در مسیر قوانین آفرینش و حفظ نظام و بقاى نسل است ، هیچ مانعى ندارد.
سپس به بیان دومین حکم مى پردازد و مى گوید بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه شب براى شما آشکار گردد (و کلوا و اشربوا حتى یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر).
به این ترتیب مسلمانان حق داشتند در تمام طول شب از خوردنیها و نوشیدنیها استفاده کنند، اما به هنگام طلوع سپیده صبح امساک نمایند.
بعد به بیان سومین حکم پرداخته مى گوید سپس روزه را تا شب تکمیل کنید (ثم اتموا الصیام الى اللیل ).
این جمله تاءکیدى است بر ممنوع بودن خوردن و نوشیدن و آمیزش جنسى در روزها براى روزه داران ، و نیز نشان دهنده آغاز و انجام روزه است که از طلوع فجر شروع و به شب ختم مى شود.
سرانجام به چهارمین و آخرین حکم پرداخته مى گوید: هنگامى که در مساجد مشغول اعتکاف هستید با زنان آمیزش نکنید (و لا تباشروهن و انتم عاکفون فى المساجد).
بیان این حکم مانند استثنائى است براى حکم گذشته زیرا به هنگام اعتکاف که حد اقل مدت آن سه روز است روزه مى گیرند اما در این مدت نه در روز حق آمیزش جنسى با زنان دارند و نه در شب .
در پایان آیه ، اشاره به تمام احکام گذشته کرده چنین مى گوید: اینها مرزهاى الهى است به آن نزدیک نشوید (تلک حدود الله فلا تقربوها) زیرا نزدیک شدن به مرز وسوسه انگیز است ، و گاه سبب مى شود که انسان از مرز بگذرد و در گناه بیفتد.
آرى این چنین خداوند آیات خود را براى مردم روشن مى سازد، شاید پرهیزگارى پیشه کنند (کذلک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون ).
نکته ها
1 -مرزهاى الهى
همانگونه که در آیات فوق بعد از ذکر قسمتهائى از احکام روزه و اعتکاف خواندیم از این احکام تعبیر مرزهاى الهى شده است ، مرز میان حلال و حرام مرز میان ممنوع و مجاز، و جالب اینکه نمى گوید از مرزها نگذرید، مى گوید: به آن نزدیک نشوید! چرا که نزدیک شدن به مرز وسوسه انگیز است و گاه سبب مى شود که بر اثر طغیان شهوات و یا گرفتار شدن به اشتباه انسان از آن بگذرد.
به همین دلیل در بعضى از قوانین اسلامى گام نهادن در مناطقى که موجب لغزش انسان به گناه است نهى شده است مانند شرکت در مجلس گناه ، هر چند خود آلوده آن گناه نباشد، و یا خلوت کردن با اجنبیه (بودن با یک زن بیگانه در یک محل خلوت و کاملا تنها که دیگران به آن راه ندارند).