eitaa logo
فور‌رگباری‌عزل 𝘆𝖾𝗅𝗅𝗈𝗐 𝗳𝗈𝗋𝗆
379 دنبال‌کننده
147 عکس
4 ویدیو
0 فایل
- 𝖶︎𝖾𝗅︎𝖼︎܏𝗈𝗆︎𝖾 𝖳︎܏𝗈 𝖬܏𝗒 𝖢𝗁︎𝖺܏𝗇︎𝗇︎𝖾𝗅︎ ⋆ ࣭ ࣪ . 🌤 ‌ - 𝖫𝖾𝖺܏𝖽𝖾𝗋 𝖢𝗁︎𝖺𝗇︎܏𝗇︎𝖾𝗅︎ @Toop09 ⋆ ࣭ ࣪ .‌ 🧈
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه نمیفهمی نفور یعنی چی ؟ چند روز مالک نیست حالا مارو باش با ی مشت همسایه چیز که اسم چنلو نمیبینن همسایه شدیم 🗿🥀 نیم چنلو ببین چی نوشتمم😟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ادمین وآسه چنل چآلشی دریآ با آمار +𝟱𝟬𝟬 میخوام پی بآشید 🍬>>> @Uu_darya
همسآیه وآسه چنل چآلشی دریآ با آمار +𝟱𝟬𝟬 میخوام پی بآشید 🍬>>> @Uu_darya
هدایت شده از فور
- دخترآ :: اینجآ و اینجآ جوین بدید >> وقتی جوین دآدید بهتون 10k سکه میدم قشنگآم❤️‍🔥
هدایت شده از Whisper before midnight
درود بر همگی🎀 پارمین هستم نویسنده‌ی رمان: Whisper before midnight ۱۲ سالمه،عاشق ایران و خانواده و رفیقام و درس و نوشتن رمان و شوکولاتم🙂 وقتی میخواستم رمانم رو شروع کنم اصلا ایده‌ای نداشتم ولی با گفتن یه کلمه همه‌ی جملات واسم چیده شد کنار هم و تونستم رمان خودمو بنویسم💅🏻 فیلم جنایی زیاد میبینم رمان هم زیاد میخونم😉 بیاید باهم این رمانو بخونیم و لذت ببریم تو ناشناسم میتونید نظرتونو راجع به رمانم بگید💁🏻‍♀️ me: @Pv_Parmin1 @Pv_Parmin2 🎀💅🏻🎀💅🏻🎀💅🏻🎀💅🏻🎀💅🏻 Chanel: @Whisper_before_midnight 🎀💅🏻🎀💅🏻🎀💅🏻🎀💅🏻🎀💅🏻 N: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_721olig&btn=نظراتون.راجع‌به.رمانم🙂🎀
هدایت شده از Whisper before midnight
Part 2 -بس کن +چرا؟ -اون هیچی نمی‌دونه +از کجا مطمئنی؟ -چون معلومه نمی‌دونم منتظری چه حرف جدیدی بزنه که یه کار دیگه به جز بازجویی از یه روانی نمیکنی +اون روانی نیست -چرا هست اگر روانی نبود جواب سوالامون رو میداد +به احساسم اعتماد دارم اون اشتباه نمیکنه -باشه پس تو به امید اینکه اون روانی حرف جدیدی بزنه همینجا بمون معتقد بود این هیچی نمی‌دونه همکارم وقتی دید من هنوز احساس می‌کنم که اون یه چیزی می‌دونه تصمیم گرفت خودش بره پی پرونده +می‌خوای از کی بازجویی کنی -کس و کارش +خب کی؟ -زنش که مرده،از دخترش بازجویی میکنم +ولی دخترش فقط ۱۰ سالشه ممکنه بترسه -میدونم +اون فکر می‌کنه پدر مادرش تو تصادف مردن -خب؟نترس لو نمیدم وقتی برگشت مشتاق بودم ببینم چیزی از بازجویی به دردش خورده یا نه +از بازجویی چیزی دستگیرت شد؟ -نه +چه سوالایی ازش پرسیدی؟ -چی باید ازش می‌پرسیدم که شک نکنه؟چند تا سوالی پرسیدم که تو پرونده نبود البته فکر نکنم به دردمون هم بخوره +خب بگو چی پرسیدی شاید به دردمون خورد -پرسیدم پدرت در چند سالگی فوت کرد گفت ۳۵ بعد پرسیدم بزرگترین ترس پدرت چی بود یکم جواب این سوالش برام جالب بود گفت به مامانم قول دادم به کسی نگم یکم اصرار کردم بعد گفت اینکه با چاقو کشته بشه پرسیدم اینو از کجا می‌دونستی گفت بابام داشت با تلفن حرف می‌زد بعد از اونجا من فهمیدم مامانمم فهمید که من حرفشو شنیدم ازم قول گرفت به کسی نگم ازش پرسیدم عادت عجیبی داشت گفت آره همیشه ۵ دقیقه یک بار گوشیش رو طوری چک می‌کرد که انگار منتظره یه پیام مهمه +دقیقا همین جوابا رو بهت داد؟؟؟ -آره یادداشت کردم اون لحظه همکارم نفهمید ولی من فهمیدم که اون شب یه شب عادی نبوده و پرونده یه پرونده‌‌ی عادی نیست... Join: Whisper before midnight🎀
هدایت شده از Whisper before midnight
نایاب‌ترین کار دنیا زندگی کردنه،اغلب فقط زنده‌اند... Join: Whisper before midnight🎀