یه شوشو جانم نداریم برامون کباب بختیاری با دوتا سس بگیره برا زندگیمون همه کار بکنه
چجوری انقد با قلق محبت میکنید
من یه چایی میخوام به یکی تعارف کنم دستم میلرزه میریزمش
البته چون در راه رضای خدا دارم تحصیل علم میکنم و کم فعالیت میکنم، این لفت های شما برای من شیرینه
پ.ن : وی روغن ریخته را نذر امام زاده میکند
بیاین براتون خاطره تعریف کنم
یه روز رفتم مدرسه، بعدش تموم شد برگشتم خونه
با اینکه هیچ محتوایی نداشت ولی بالاخره برام خاطره شد