موقع بیرون رفتن همیشه یه مشت خورده ریزه تو کیفمه که هرسری ازین کیف به اون کیف منتقل میشه و هیچ استفاده ایم ازشون نمیشه و اگر یک بار اونارو نبرم، محتاج ترین فرد به اونام
بازم میگم
من از سفر متنفرم
زندگی روتین و خسته کننده خودمو به هر مسافرتی ترجیح میدم
صبح همگی بخیر، به جز اونایی که حلیم و با شکر میخورن و رو این عقیده وقیحشون پا فشاری ام میکنن
از همون اول با چیزای شیرین مشکل داشتم
هفته پیش یکی از بچا شیرینی عقدشو اورد تا خوردم دهنم تاول زده و هنوز خوب نشده
مامانم دیروز میگفت به قدری از چیزای شیرین بدت میومد که فرنی برات درس میکردم درجا تف میکردی همشو
شکست عشقی بده ولی تاحالا شده هندزفری بزنی به گوشیت و صدا همچنان از بیرون بیاد؟
از هرچه بگذریم،
سخن دوست اصلا هم خوش تر نیست
کلا حرف زدن چیز خوبی نیست
سکوت کنید