متنفرم از شبایی که مثل داگ خوابم میاد و هزار تا کار باید انجام بدم و صبح زودم باید بیدار شم
هدایت شده از زرزریجات سابق 🫠
روز (شب بخیر گفتن اونم سه بعد از ظهر) مبارک^~^💙✨
لازم دونستم یه حقیقتیو بگم
من نه اینکه از تلاش کردن بدم بیاد
حقیقتا بلد نیستم چجوری باید تلاش کنم
بلد نیستم برنامه ریزی کنم
بلد نیستم تو هر شرایطی اصول برنامه ریزیمو حفظ کنم
کی از درست کار کردن بدش میاد
آدمایی که برنامه منظم خودشونو دارن، استرس روزمرشون یک هزارم استرس هر لحظه منم نیست
الان، تو این سن، واقعا حس میکنم به آرامش نیاز دارم، به اینکه همه چی انقد برام بزرگ و حل نشدنی نباشه، به اینکه بتونم با خودم رو راست باشم و بقبولونم اگه یه نفر میتونه شرایطتو عوض کنه فقط و فقط خودمم
منم دوست دارم صبحا رو دوست داشته باشم نه اینکه فکر کنم بیشتر بخوابم و کمتر استرس و فشاره مشکلاتمو فراموش کنم