ازینکه خزعبلاتتونو در قالب فکت به مردم تحویل میدید و سناریوهای چرند تولید میکنید متنفرم
تا حرف میزنم لفت میدن،
امروز که حرف نزدم شیش نفر اومدن،
به نظرم درمورد یه چیز دیگه سکوت کنم
ذهنم برا این تابستونه پر مشغله هیچ تصوری نداره
خدایا خودت موفقیت منو تو این تابستون کلید بزن
تا من کتاب میگیرم دستم و با این تمرکزه دست و پا شکسته سعی میکنم یه چیزی از خطوط کتاب بفهمم، از دیوارم صدا میاد
این دو شب جوری تو خونمون اتفاقات عجیبی افتاده که من هنوز دارم برگامو جم میکنم