وضعیت اعتماد به نفسم جوری شده که احتیاج دارم برا یه لیوان آب خوردنم یکی بهم روحیه بده
خاکستری بودن اینجوریه که با هزار بدبختی تصمیم میگیری یه کاریو شروع کنی،
نیم ساعت بعد تامل میکنی
نیم ساعت بعد مردد میشی
نیم ساعت بعد میترسی
نیم ساعت بعد به خودت شک میکنی
نیم ساعت بعد پشیمون میشی
و این میشه که ترجیح میدی به زندگی تکراری و خسته کننده خودت رغبت نشون بدی و همونو پیش بگیری
وقتایی که وسط هیاهوی جامعه، یک ثانیه مکث میکنی و زمان رو برای خودت نگه میداری>>
بزرگوار اینجوریه که میاد تو ذهن آدم، همه گرفتاریا و بدبختیا و مشکلاتتو با لگد پرت میکنه اون ور و میگه به من فکر کن، به من
اگه فکر کردن بهش شغل بود
الان ایلان ماسک خدمتکار شخصیم بود
بیل گیتس ام باغچه خونم و آب میداد