خدا چون میدونه من انقد برف دوس دارم همه جا برف میفرسته چن متر چن متر که فقط خون به دله من بشه
چرا کارایی که مامانم بهم میسپره رو یادم میره و فکر میکنه از عمد انجامشون ندادم؟
من واقعا ادمه خونه نیستم
تو خونه موندنم مساویه با راکد شدن
و راکد شدن هم برای من یعنی مرگ تدریجی