کل وجودم خستس چشمام داره کور میشه ولی ذهنم شلوغه
اروم نمیگیره تا من راحت سرمو بزارم رو بالشت بخوابم
این دلیل بیخوابیه هرشب منه
یه بار یکی که خیلی ادم جدی و به زبون عامیانه سنگ بود جلوم به یکی محبت کرد و قلب من ذوب شد
اصلا بهش نمیخورد مهربون باشه
به خودم اومدم دیدم ساعت ۳ شده.
واقعا حسرت یه شب زود و راحت خوابیدن به دلم مونده
میام ایتا انقد کانالام شلوغه حس میکنم همه دارن همزمان باهم حرف میزنن
خیلی رو مخه
رفیقم خیلی متفکرانه اومده میگه فانتزیاتونو انجام بدین مث من نباشین
یکی نیس بهش بگه تو پولشو بده نامرده هرکی انجام نده
اسکله ولی دوسش دارم