رفت ازین شهر،
که دلم رو به خون بکشونه.
جون من رو به لب برسونه..
جای دیگه اتیش بسوزونه!
کافیه بهم بی احترامی کنی تا بهت ثابت کنم چرا حذف کردن آدما برام مثل پاک کردن یه نوتیفیکیشن پوچه☺️
نمیخواستم اعتراف کنم ؛
اما من ، بدجوری از زندگی میترسیدم.
زمان میدوید، و من که رؤیای پرواز داشتم،
هنوز حتی سینهخیز رفتن را هم یاد نگرفته بودم.