به یه زندان تو نیجریه حمله کردن و در ورودی رو منفجر کردن،
بیشتر از ۱۸۰۰ تا زندانی فرار کردن.
۳۵ نفر موندن و فرار نکردن.
یاد این شعر افتادم:
حالِ من حالِ اسیریست که هنگام فرار، یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت ..🙃
هرگز نمیتوانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی که قلبش را لمس کرده بود بپذیرد، به همین خاطر اغلب از آدمها فاصله میگرفت، آدمهای جدید او را به یاد زخم قدیمیاش میانداختند.
دوستت دارم،
نه مثل عادت، نه از سر تنهایی…
دوستت دارم مثل نفس کشیدن،
بیاختیار،
بیدلیل،
بیپایان…!
ماریا به کامو نوشت:
"حتی اگر ناراحتی، به هم ریختهای، با همان ناراحتی مرا محکم بغل کن.
محکم، بسیار بسیار محکم..."
Your mind
https://daigo.ir/secret/11083419582
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا