حس اون پروانه ای رو دارم که گیر
تار عنکبوتی افتاده که عنکبوتش مُرده
نه میتونم پرواز کنم نه میتونم بمیرم.
بود و نبودش فرقی نمیکرد، دوستان زیادی هم نداشت. نگران این مسئله هم نبود، جز دستهای بود که اصلا حوصله آدمها را ندارند
هیچکس براش مهم نبود من کیام تا وقتی که ماسک زدم!
باید با یه سری همین کارو کرد واقعا، پیش همه نباید آدم خود واقعیش باشه!