خسته شدم از بس منتظر موندم، منتظر موندم آسانسور بیاد، برف بیاد، شب بیاد، اسنپ بیاد، بند بیاد، دلت بیاد، خوابم بیاد، خندهات بیاد، مامان بیاد، سرم بیاد، سفارش بیاد، بارون بیاد، کش بیاد، برق بیاد، تاکسی بیاد، خبر بیاد، به هوش بیاد، خوشش بیاد، بیاد، بمونه، نره.
بر من گذشتی ، سر بر نکردی
از عشق گفتم ، باور نکردی
دل را فکندم ارزان به پایت
سودای مهرش در سر نکردی
غروب جمعه وایب این رو میده که تو آخرین سامورایی باقی موندهای و لشکر غم و بدبختی و بیچارگی و و افسردگی بهت حمله کرده.