eitaa logo
『 𝐓𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭𝐬 』فورنده
438 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
37 ویدیو
261 فایل
⟬‌ 𝐀 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐝𝐞𝐝𝐢𝐜𝐚𝐭𝐞𝐝 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐓𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭𝐬 ‌⟭‌ 𝑪𝒐𝒑𝒚? 𝑨𝒃𝒔𝒐𝒍𝒖𝒕𝒆𝒍𝒚 𝑵𝒐. 𝑰 𝒂𝒎 𝒏𝒐𝒕 𝒔𝒂𝒕𝒊𝒔𝒇𝒊𝒆𝒅.❌ 𝑹𝒆𝒑𝒐𝒓𝒕? 𝑨𝒃𝒔𝒐𝒍𝒖𝒕𝒆𝒍𝒚 𝑵𝒐. 𝑰 𝒂𝒎 𝒏𝒐𝒕 𝒔𝒂𝒕𝒊𝒔𝒇𝒊𝒆𝒅.❌ کپی؟ فقط برای استفاده شخصی
مشاهده در ایتا
دانلود
من رفتم بخسبم
شب همگی بخیر 🙂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه جالبه سه نفر لفت دادن نیم چنل هم لفت نده عه خسته شدم خداوکیلی
درخواست بدید
پرونده: «آخرین نتِ سکوت در عمارتِ نِوِل» **مکان:** عمارتِ ییلاقی خانواده نِوِل، در یک شب برفی و ایزوله. **ق.ربانی:** «آرتور نِوِل»، کلکسیونر بزرگ ساعت‌های قدیمی. شرح واقعه: ساعت ۲ بامداد، آرتور نِوِل در اتاق کارش مرده پیدا شد. درب اتاق از داخل قفل بود. کلید توی قفلِ سمتِ داخل بود. پنجره‌ها همگی از داخل قفل شده بودند و هیچ راه خروجی جز در اصلی وجود نداشت. اتاق او پر از قفسه های کتابخانه بود. خدمتکار بعد از شنیدن صدای افتادن چیزی، با کلید یدک سعی کرد در را باز کند، اما چون کلید اصلی از داخل در قفل بود، نتوانست. نهایتاً در را شکستند و ج.سد را دیدند. صحنه جرم: * آرتور روی صندلی‌اش نشسته بود. * یک فنجان قهوه داغ روی میز بود (پزش.کی قان.ونی گفت او ساعت ۱:۴۵ دقیقه م.رده). * یک ساعت جیبیِ بسیار گران‌بها در دست راستش بود که دقیقاً روی ساعت ۱:۴۵ ایستاده بود. * روی میز، یک یادداشت با دست‌خط لرزان بود: *«او از پشتِ ساعت‌ها آمد.»* مظنونین (سه نفری که در خانه بودند): 1. برادرِ آرتور (جیمز): او در حال حاضر ورشکسته است و آرتور تنها کسی بود که می‌توانست به او پول بدهد. جیمز ادعا می‌کند ساعت ۱:۳۰ به اتاق خودش رفته و تا صبح خواب بوده. نکته: جیمز ساعت مچی‌اش را ساعت ۱:۵۰ تنظیم کرده بود (برای اینکه ثابت کند خواب بوده و هنوز بیدار است). 2. همسرِ آرتور (لورا): او از آرتور متنفر بود و آرتور قصد داشت وصیت‌نامه‌اش را تغییر دهد. لورا ادعا می‌کند در سالن پذیرایی مشغول خواندن کتاب بوده. نکته: یک لیوان شیر روی میز سالن بود که نصفش خورده شده بود و در آن لحظه کاملاً سرد بود. 3. باغبان (ماتیاس): او سال‌هاست در عمارت کار می‌کند و از اسرار خانواده خبر دارد. ماتیاس ادعا می‌کند در گلخانه بوده و روی گیاهان حساس کار می‌کرده. نکته: کفش‌های ماتیاس که دمِ در بود، کاملاً خشک بود، با اینکه برای رفتن به گلخانه باید از حیاطِ پوشیده از برف عبور می‌کرد. سرنخ‌های حیاتی (این‌ها رو با دقت تحلیل کن): * ساعت ایستاده: ساعت جیبی در دست آرتور روی ۱:۴۵ متوقف شده بود. * کلید: کلید درِ اتاق در قفلِ سمت داخل بود. یک نخ محکم به آن آویزان بود. * اتاق قفل شده: هیچ راهی برای فرار وجود نداشت. * یادداشت: «او از پشتِ ساعت‌ها آمد.» راهنمایی: ماتیاس کفشاش خیس نبوده، یعنی اصلا از خونه خارج نشده بوده. پس توی گلخونه نبوده. دروغ گفته، ولی نه برای قت.ل، برای دزدی دیگه ای چون از اسرار خونواده خبر داشته. پس ماتیاس کلا از لیست خط میخوره! 『 𝐓𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭𝐬 』
جوابشو توی ناشناس یا پیویم بنویسید بهتون جایزه میدم...
درخواستی داشتید هستم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام عکس از انیمه زیروتو میخواستم. ╾ ╼ ╾ ╼ ╾ ╼ ╾ ╼ سلام الان میزارم راستی، اگر چیزی جز انیمه خواستید هم بگیدااا Darling in the franxx