تمام عمرم سعی کردهام بقیه را راضی کنم و شکست خوردم. بعد از این خودم را راضی میکنم!
_قصرآبی_
همواره ترجیح میداد از کسانی که او را نمیفهمند فاصله بگیرد؛ تا آنکه خود را برایشان توضیح دهد.
«ساکت ماندن بهتر است، اگر کسی بخواهد بترکد، تنها راهش همین است؛ جیک نزدن، فقط لبخند، منفجر شدن از زور نفرینهای فرو خورده، ترکیدن از خاموشی.»
_متنهایی برای هیچ؛ ساموئل بکت.
افراد غمگین به دو دلیل غمگینند: یا آگاه نیستند یا امیدوارند.
_اسطوره سیزیف_
.آلبر کامو.
تو کتاب «بلندی های بادگیر» بود که میگفت:
«او هیچ وقت نمیفهمید که من چقدر دوستش داشتهام! نه به خاطر این که خوش قیافه است یا نیست، موضوع اصلاً این چیزها نیست، به این خاطر است که از خودم به خودم نزدیکتر است!»
_و این قشنگترین تعریف از آدم های خوب زندگیمونه، اونایی که بیشتر از خودمون ما رو بلدن✨🤍_
_عزا گرفتن برای زندگی هایی ک تجربه نمیکنیم راحته؛ اینکه آرزو کنیم ای کاش استعداد های دیگه ای داشتیم، و به پیشنهاد های مختلفی که به ما میشد ، جواب مثبت میدادیم؛اینکه آرزو کنیم ای کاش بیشتر تلاش میکردیم،بیشتر عشق می ورزیدیم،منابع مالی مون رو هوشمندانه تر مدیریت میکردیم،محبوب تر بودیم،تو گروه موسیقیمون میموندیم،به استرالیا میرفتیم،به دعوت برای قهوه خوردن جواب مثبت میدادیم یا بیشتر یوگا کار میکردیم.
دلتنگ شدن بزای دوستی هایی ک هیچوقت اتفاق نیافتادن.کارهایی ک انجام نشدن ،و کسایی ک با اونا ازدواج نکردیم و بچه هایی ک نداشتیم،هیچ زحمتی نداره. دیدن خودمون از چشم بقیه و آرزو کردن اینکه تمام اون نسخه های جورواجوری بودیم ک دیگران میخواستن باشیم ،سخت نیست. پشیمون شدن و تا ابد پشیمون موندن تا وقتی ک زمانمون تموم بشه کاری نداره.
اما مشکل اصلی،زندگی هایی نیست ک از زندگی نکردن اونا پشیمونیم .مشکل اصلی خود پشیمونیه . این پشیمونیه ک باعث میشه پژمرده و افسرده بشیم و حس کنیم بزرگترین دشمن خودمون و دیگران هستیم.
نمیدونیم اون نسخه های دیگ زندگیمون بهتر میمیبودن یا بدتر. درسته که اون زندگی ها دارن پیش میرن اما شماهم دارین پیش میرین، و این اتفاق مهمیه ک باید روی اون تمرکز کنیم.
البته ک نمیتونیم همه جا رو ببینیم ک باهمه آشنا بشیم یا هرکاری رو انجام بدیم،اما قسمت عمده چیزی ک تو هر زندگی ای حس میکنیم،هنوز قابل دسترسه. برای این که بدونیم برنده شدن چه حسی داره،لازم نیست تمام بازی ها رو انجام بدیم. برای درک کردن موسیقی،لازم نیست تمام قطعات موسیقی توی دنیا رو بشنویم. عشق و خنده و ترس و درد ،ارز های رایج بین تموم مردم دنیا هستن.
فقط باید چشم هامون رو ببندیم و از مزه نوشیدنی ای ک جلومونه ،لذت ببریم و به صدای آهنگی ک میشنویم گوش بودیم. ما به اندازه هر زندگی دیگه ای،کاملا و مطلقا زنده هستیم و به طیف احساسات مشابهی دسترسی داریم.
فقط باید یه نفر باشیم.
فقط باید یه زندگی رو حس کنیم.
نیازی نیست همه کاری انجام بدیم تا همه کس و همه چیز باشیم. چون ما همین الان هم نامتناهی هستیم. تا وقتی زنده ایم ، همیشه یه آینده با احتمالات مختلف داریم.
پس بیایین با کسایی ک تو زندگیمون هستن مهربون باشیم. بیایین بعضی وقتها از همون جایی ک هستیم،بالا رو نگاه کنیم. چون هرجا که ایستادیم،آسمون بالای سرمون تا ابد ادامه داره.
دیروز میدونستم آینده ای ندارم،و قبول کردن زندگیم به همین شکلی ک الان هست برام غیر ممکن بود با این وجود،امروز همون زندگی درهم برهم، پر از امید و پتانسیل به نظر میاد.
به گمونم غیرممکن ها با زندگی کردن تحقق پیدا میکنن.
آیا زندگیم به طرز معجزه آسایی از درد،ناامیدی،غم و غصه،دل شکستگی،تنهایی،و افسردگی خالی میشه؟نه.
اما آیا میخوام زندگی کنم؟
آره.آره.
هزار بار آره
_کتابخانهنیمهشب_