eitaa logo
"رافـائِل‌
277 دنبال‌کننده
633 عکس
71 ویدیو
2 فایل
باید زنده بمانیم، هنوز کلی آواز نشنیده از کتاب‌ها وجود دارند، که به گوشمان نخورده. . . [آهان راستی، نام اینجا برگرفته از یک کافهٔ خوشگل‌ موشگل واقع در طهران‌ـه.]
مشاهده در ایتا
دانلود
_در خویش می ریزم تو می گویی که پاییز است افتادن و تنها شدن عادی ترین چیز است .
پیس پیس . .
من رفته او رفته، ما بی ما شده بود. زیبایی تنها شده بود هر رودی دریا هربودی بود شده بود. _سهراب‌سپهری_
"رافـائِل‌
_
_کتاب ها وارد گوشت و خونم شده بودند. طنز ماجرا این بود که از بس در کتابخانه میلولیدم‌ آن ها فکر می‌کردند این منم که آدم نیستم. دیو یک بار ازم پرسید از کجا میدونی کدوم شون رو برداری؟کی بهت میگه؟ براش توضیح دادم که یک رشته وجود دارد." اگر داستایفسکی بخونی میبینی تو کتابش به پوشکین اشاره کرد، بعد میری پوشکین میخونی میبینی به دانته اشاره کرده،بعد میره دانته میخونی و..." [میشه گفت تمام کتاب ها راجع به کتاب های دیگن.] _جزء‌از‌کل_
"رافـائِل‌
_
‏من تنها هستم ناتانائیل! نمی‌توانم درک نکردن دیگران را درک کنم. گویی از جهان دیگری آمده‌اند. دور می‌شوم. خیلی دور:((( -آندره ژید-
"رافـائِل‌
_
_آه خدایا، چه خوب میشد تو روی زمین نبودی و کاملاً در درونِ من جا داشتی، یا بهتر اینکه من روی زمین نبودم و کاملاً در درونِ تو جا داشتم. احساس می‌کنم یکی از ما زیادی است، جدا کردن ما به صورت دو نفر غیرقابل تحمل است. -فرانتس کافکا در نامه به فلیسه-
ممکن از ناممکن میپرسد: خانه ات کجاست؟ پاسخ می‌آید: در رویای یک ناتوان.) _ماه نو و مرغان آواره،رابیندرات تاگور_
"رافـائِل‌
_
با اینکه فکر می‌کردم به او نزدیکم، نتوانستم بفهمم چه در درونش می‌گذرد. حتی نزدیک‌ترین آدم‌ها نیز حرف‌های ناگفته‌ی زیادی دارند شاید کلمات برای پوشاندن به وجود می‌آیند. چیزی را می‌گویی تا چیزی را نگویی.(