کاش میشد این موقعِ سال کربلا بودم
هوای سرد با یدونه پتو مسافرتی
توی بین الحرمین با چراغهای سبز که روشنن
کنار یه گروهی که دارن مداحی میخونن
همون لحظه مداح میگه:
گفتم حسین گریهم گرفت..
من هم با گریه رو کنم به دو سمتم
یه سمت گنبد آقا امام حسین(ع)
یه سمت هم گنبد آقا ابلفضل(ع)
گریهای باشه از سر شوق و دلتنگی ،
حتی تصورش هم قشنگه ❤️🩹..
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
_
دلتنگ دخترکوچولوی خودمم
از کوچولوهای ناز شیرخوارگاه هست
که وقتی دیدمش مهرش عجیب به دلم نشست...
از اون موقع شده دخترم بهش هم میگم فاطمهنورا
جوری که وقتی برگشته بودم خونه بهم میگفتن
پس دخترت کجاست؟
هیچی دیگه
همین دلتنگی باعث شد دیشب خوابشو ببینم
و یکمی برطرف شد..
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
سلام برای کمک به شیرخوارگاه میخوایم هزینهای جمعآوری کنیم ، واسه بچههای کوچولو از نوزاد تا ۵ سال
راستی رفقا این رو یادتون نره
" ضربان "
_
من حتی دلم برای این قاب هم تنگ شده!
وقتی نگاهش میکردم انگار واقعا ضریح رو میدیدم..
الان هی خودمو سرگرم میکنم بلکه یکم فراموش کنم
ولی مگه فراق امام رضا فراموش شدنیه؟!
صدا بزنید ، بالا سر من دم از امام رضا بزنید ..
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
_
کاش میشد همین گوشه وایساده بودم
با بغض زیر لبم زمزمه میکردم
به امام رضا میگم حرفامو
آخه بهتر میدونه دردامو..
#مکتوباتِفاطمهبانو