eitaa logo
على اكبر ذاكرى
16 دنبال‌کننده
179 عکس
72 ویدیو
16 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
همراه با ماه خدا (شماره 25)  با سلام و درورد که بر تمام کسانی که در همه حال پیرو امیر المؤمنین (ع) بودند عزل کارگزاران توسط امیر المؤمنین (ع) تا کنون در باره شیوه عزل کارگزاران عثمان و نصب کارگزاران جدید سخن گفتیم. و در باره و نامه مفصل حضرت به دو کارگزار مصر توضیحاتی ارائه دادیم. اکنون به این نکته می‌‌‌پردازیم که آیا حضرت کارگزار منصوب خود را عزل کرده ؟ یا نه و اگر عزل کرده علت آن چه بوده است؟  می‌توان گفت عزل کارگزاران توسط حضرت به چهار جهت بوده است.  1. عزل به جهت نارضایتی از عملکرد کارگزار عزل ابو موسی اشعری کارگزار کوفه که مردم را از همراهی با حضرت در جنگ جمل باز می داشت اول به نامه نوشتند (نهج البلاغه، نامه ۶۳) بعد او را عزل کردند. قیس بن سعد بن عباده که جزو اولین کارگزاران و حاکم مصر بود به جهت این که طبق نظر حضرت عمل نکرد و از گروهی که در منطقه مصر بودند بیعت نگرفت که حضرت خواهان بیعت آنان بود و با توجه به حواشی دیگر عزل شد(سیمای کارگزارن، ج2 ) و محمد بن ابی بکر را جایگزین وی نمود(ثقفی، الغارات، 126). قیس به مدینه رفت ولی طرفداران عثمان به طعنه و توهین به وی پرداختند ولی او که در اخلاص به علی(ع) نمونه بود برای حضور در جنگ صفین از مدینه به کوفه رفت (تاريخ‏الطبري، ج‏4، ص 555). و تبلیغات و طعنه‌ها در او اثر منفی به جای نگذاشت و جزو پیروان اهل بیت(ع) بود و از این جهت عمل وی قابل تقدیر است.  2. جایگزین به جهت اهمیت منطقه بعد از عزل قیس بن سعد از مصر محمد بن ابی بکر جایگزین وی شد. به جهت جریان خوارج و رسیدن اخبار خاص امیر المؤمنین(ع) احساس کردند اکنون که جنگ مهمی در راه نیست امکان حمله معاویه به مصر که همسایه شام است وجود دارد از این روی مالک اشتر را به عنوان جایگزین محمد اعزام کرد زیرا وی تجربه خوبی در جنگ دارد و مرد توانمند و زیرکی بود. در واقع بدون اعلام به محمد، مالک اشتر به مصر اعزام شد(نهج البلاغه، نامه 34) که مسموم گردید. بنا بر این عزل محمد با اعزام کارگزار جدید رخ داد. ولی با شهادت مالک وی در مصر ماند. 3. عزل برای حضور در جنگ موارد متعددی از عزل‌های حضرت برای حضور افراد در جنگ‌ها به ویژه جنگ صفین بوده است. زیرا این جنگ عقیده هم بوده و حضور شخصیت‌های برجسته در آن مهم بوده است. نمونه‌های متعددی در این مورد وجود دارد. سهل بن حنیف که در هنگام جنگ جمل کارگزار مدینه بود برای جنگ صفین به کوفه رفت (تاريخ‏الطبري، ج‏4، ص 555). عمر بن ابی سلمه (فرزند ام سلمه  همسر پیامبر) که کارگزار بحرین بود به همین دلیل عزل و نعمان بن عجلان جایگزین وی شد (نهج البلاغه، نامه 42).  امیر المؤمنین (ع) مخنف بن سلیم که کارگزار اصفهان و همدان بود برای حضور در جنگ صفین او را فراخواند و در نامه‌ای به وی نوشت.: فَإِذَا أُتِيتَ بِكِتَابِي هَذَا فَاسْتَخْلِفْ عَلَى عَمَلِكَ‏ أَوْثَقَ أَصْحَابِكَ فِي نَفْسِكَ وَ أَقْبِلْ إِلَيْنَا لَعَلَّكَ تَلْقَى هَذَا الْعَدُوَّ الْمُحِلِّ فَتَأْمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُجَامِعَ الْحَقَّ وَ تُبَايِنَ الْبَاطِلَ ؛ هنگامی که نامه‌ام به تو رسید موثق‌ترین یارانت را جانشین خود قرار ده و به سوی ما بیا شاید تو این دشمن را که حلال الهی را حرام می‌شمار ملاقات کنی و امر به معروف و نهی از منکر کنی و با حق باشی و از باطل دور گردی (منقری، وقعة صفين ، ص104). جهاد با معاویه امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده است زیرا کارهای خلافی انجام داده است. 4. عزل به جهت خیانت و سوء استفاده  این مورد را بعدا بیان خواهیم کرد. 
همراه با ماه خدا (شماره 26)  با سلام و درورد بر تمام کسانی که در کنار حق هستند و از موقعیت خود سوء استفاده نمی کنند عزل کارگزاران به جهت خیانت و سوء استفاده  سه مورد از عزل کارگزاران را بیان کردیم. اینک به مورد چهارم آن که عزل بر اثر اتهام به خیانت و سوء استفاده است توضیح می‌دهیم. کسانی که از بیت المال سوء استفاده می‌کردند دو دسته بودند گروهی که مورد بازخواست قرار می‌گرفتند و جمعی که بعد از اطلاع از آگاهی افراد از مطلع شدن امیر المؤمنین(ع) از سوء استفاده آنان به شام فرار می‌کردند. در ابتدا کارگزارانی که به اتهام خیانت و سوء استفاده از بیت المال به مرکز خلافت فرا خوانده ‌شدند معرفی می‌کنیم.  نکته مهم: برخی بر این نکته تکیه می‌کنند که موضوع اختلاس در نهج البلاغه زیاد آمده است و حتی یک چهارم نهج البلاغه را در باره اختلاس می‌دانند. این مطلب بدور از واقعیت است زیرا کارگزاران محدودی که تخلف کردند با توجه به اینک کارگزاران حضرت بیش از صد و چهل تن بودند کمتر از ده نفر متخلف هستند. که اسامی آنان را بیان خواهیم کرد. در عین حال همین تعداد کم هم نشان می‌دهد اختلاس و سوء استفاده از بیت المال در عادل‌ترین حکومت‌ها بوده و هست زیرا این خصلت بشری است که از موقعیت خود سوء استفاده می‌کند. 1. منذر بن جارود عبدی کارگزار اصطخر فارس متهم به اختلاس گزارش‌هایی از منذر بن جارود عبدی به حضرت رسید که وی از بیت المال اصطخر فارس سوء استفاده کرده است. حضرت طی نامه‌ای که به وی نوشت از وی خواست به مرکز حکومت بیاید:  أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ صَلَاحَ‏ أَبِيكَ‏ غَرَّنِي مِنْكَ وَ ظَنَنْتُ أَنَّكَ تَتَّبِعُ‏ هَدْيَهُ‏ وَ تَسْلُكُ سَبِيلَهُ.... فَأَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ (نهج البلاغه، نامه 71)؛ اما بعد به درستی که صلاح و نیکی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و تصور کردم تو از روش و سیره وی پیروی می‌کنی و به راه او می‌روی... به سوی من بیا زمانی که این نامه من به تو می‌رسد ان شاء الله.  حضرت او را عزل کرد و درخواست سی هزار درهم غرامت از وی نمود. (تاریخ الیعقوبی، ج2، ص 204: فأقبل فعزله وأغرمه ثلاثين ألفا). اتهام اختلاس وی سی هزار درهم بود که باید می‌پرداخت. حضرت او را در کوفه زندانی کرد. مدتی که وی زندانی بود هر گونه برداشت غیر قانونی را منکر شد و سوگند خورد و صعصعة بن صوحان ضمانت وی را نمود که مدعی است سوء استفاده نکرده است. حضرت هم او را آزاد کرد. (همان. سیمای کارگزاران، ج1، ص 420).  منذر بن جارود جزو اشراف بصره بود و زمانی که امام حسین (ع) شخصی را به بصره فرستاد که در آن نامه‌ای هم برای منذر فرستاده بود منذر فرستاده امام حسین(ع) ابورزین را لو داد و اولین شهید نهضت حسینی در بصره بود ضمنا بحریه دختر منذر همسر عبید الله بود(بحار الانوار، ج4، ص339 ). لازم است به یاد آوری است که در باره نیکی و تعریف پدرش دو نظر است.  الف) ابن ابی الحدید بیان می‌کند بعد از رحلت رسول خدا (ص) قبایل مختلفی مرتد شدند ولی جارود اجازه نداد مردم قبیله اش؛ عبد القیس از اسلام بر گردند (ج 18، ص57 ).  ب) نکته مهم دیگری هم در پرونده جارود وجود دارد که بسیار مهم است و به آن توجه نشده است . جارود وقتی که در زمان خلافت عمر متوجه شد قدامة بن مظعون کارگزار بحرین شراب خورده برای مجازات وی از بحرین به مدینه آمد و موضوع را برای عمر تعریف کرد و از او خواست حد شرعی بر قدامه جاری کند. ضمنا قدامه برادر خانم عمر و دائی عبد الله بن عمر بود. بعد از اثبات شرابخواری قدامه، با اصرار جارود قدامه به توجیه کار خود پرداخت که طبق آیه قرآن (لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا : مانده: 93). بر مؤمنان باکی نیست نسبت به آنچه می‌خورند. گفته شد تقوای الهی با خوردن حرام نمی‌سازد. اینجا امام علی( ع) وارد صحنه شد تا این که حد بر قدامه اجرا شد. به نظر می‌رسد که نظر حضرت این جریان بوده است. (ر.ک: سیمای کارگزاران، ج5، 360-36. بیهقی، سنن الکبری، ج8، ص 315).
همراه با ماه خدا (شماره 27) با سلام و درود بر مجاهدان و ارتشیانی که از اسلام و کشور دفاع می‌کنند ارتش در نگاه امیر المؤمنین(ع) و گرامی داشت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران بخش عمده نیروهای نظامی در حکومت علوی بر اساس تشکل قبیله‌ای بود. در زمان امیر المؤمنین(ع) کل قبائل کوفه به هفت دسته تقسیم می‌شد و هر دسته‌ای یک رئیس داشت که به وی رئیس عرفا می‌گفتند و از آنها تعبیر به رؤسای هفتگانه می‌شد. معمولا رئیس هر یک از این گروه‌های هفتگانه فرمانده بود. تقسیم بیت المال هم بر اساس این تشکیلات بود و سهم قبایل به رؤسای هفتگانه و آنان به عرفای هر قبیله می‌دادند (ذاکری، سیمای کارگزاران، ج4، ص 53 و ج 3، ص 608 - 615).  در عهد نامه مالک اشتر حضرت نکات متعددی را در باره ارتشیان و نقش آنان در دفاع از مردم و دین بیان می‌کند و آنان را حصون رعیت معرفی می‌نماید: فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللَّهِ حُصُونُ‏ الرَّعِيَّةِ وَ زَيْنُ الْوُلَاةِ وَ عِزُّ الدِّينِ وَ سُبُلُ الْأَمْنِ وَ لَيْسَ تَقُومُ الرَّعِيَّةُ الا بهم؛ سپاه به اذن خداوند باعث حفظ مردم و زینت والیان و عزت دین و امنیت راه ها هستند و قوام مردم به آنان است. ارتش قوی می‌تواند امنیت جامعه را ایجاد کند. امروز 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی است که نیاز است توضیحی در باره آن و وضعیت نیروهای نظامی در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی بیان کنم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی منافقین و چریک‌های فدائی خلق شعار انحلال ارتش را می‌دادند. و بر ایجاد ارتش خلقی تأکید می‌کردند زیرا آنان دارای نیروهای سازمان یافته و تشکیلات نظامی بودند. متأسفانه در ارتش هم در مناطق مختلف روحیه کافی نبود در آن مقطع برخی جوانان برای سربازی به پادگان زابل اعزام شده بودند فرماندهی آنجا گفته بود چرا آمده‌اید و آنان از سربازی فرار کردند. برای ایجاد روحیه در ارتش و دقت در وضعیت آن، سازمان عقیدتی سیاسی تشکیل شد که نام اولیه آن متفاوت بود. برای جلوگیری از تزلزل ارتشیان و مبارزه با فکر انحلال ارتش و مخالفت با آن، امام خمینی 29 فروردین 1358 را به عنوان روز ارتش اعلام  کردند. و هر سال با رژه نیروهای مسلح گرامی داشته می‌شود. متأسفانه بازرگان نخست وزیر وقت هم سربازی را از دو سال به یکسال تقلیل داد. جالب این بود که بعد از مدتی در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد من چنین کار بزرگی کردم ولی کسی تشکر نکرد. او معتقد بود ما باید مثل سوئیس باشیم و نیازی به ارتش نیست. امام خمینی قدس سره که احساس خطر کرده بودند روز ارتش اعلام کردند و در5 آذر 1358 دستور آموزش نظامی را توسط اقشار مختلف بویژه جوانان صادر کردند که از آن تعبیر به ارتش بیست میلیونی و بسیج مستضعفین کردند. امام خمینی در اول اسفند 1358 از استقبال جوانان برای بسیج عمومی تشکر کرد و در آغاز پیام خود چنین نوشت: «اين جانب از ملت شريف ايران و از جوانان برومند كه از بسيج عمومى استقبال نمودند تشكر مى‏كنم. دفاع از اسلام و كشور اسلامى، امرى است كه در مواقع خطر، تكليف شرعى، الهى و ملى است»(صحيفه امام، ج‏12، ص 159).  در آن مقطع هنوز سپاه پاسداران از کادر کافی برخودار نبود. یادم نمی‌رود برای اجرای فرمان امام برای تشکیل ارتش بیست میلیونی حزب جمهوری اسلامی که گروه متشکلی بود دوره آموزش نظامی در ساختمان حزب اعلام کرد. مقر حزب طبقه دوم پاساژ حضرتی روبروی شیخان در قم بود. دوره نظامی را در آنجا طی کردم کسی که آموزش می‌داد یکی از نیروهای ژاندارمری بود. روزی که به میدان تیر رفتیم مسئول ما جوانی از بازار قم بود که دوره سربازی را طی کرده بود. البته گروهک‌ها هم به آموزش نظامی می‌پرداختند. بعدا برای آموزش طلاب حوزه علمیه قم شخص خاصی تعیین شد.  در اولین سالگرد شهید مطهری از کسانی که آموزش دیده بودند دعوت شد برای رژه در برابر امام خمینی شرکت کنند. برای سازمان دهی ما را به پادگان نیروی هوائی در خیابان پیروزی بردند و هماهنگی انجام گرفته روز 12 اردیبهشت 1359 در برابر امام خمینی که آن زمان در دربند تهران بودند و بعد به جماران رفتند، رژه رفتیم. این ضعف اولیه نیروهای نظامی باعث شد عراق در ۳۱ شهریور 1359 به ایران حمله کند و ارتش جمهوری اسلامی و بسیج مردمی و سپاه در دفاع از اسلام و ایران کوشیدند و نیروی هوائی و دریائی خوش درخشیدند. درود خداوند بر همه آنان باد .
همراه با ماه خدا (شماره 28)  با سلام و درورد بر تمام کسانی که در کنار حق هستند و از موقعیت خود سوء استفاده نمی‌کنند عزل کارگزاران و مجازات آنان به جهت خیانت و سوء استفاده  مالی (2) به عزل کارگزارانی که از موقعیت خود سوء استفاده مالی کرده ومتهم بودند می پردازیم چنین به نظر می رسد استفاده از امکانات بیت المال طبق نظر شخص والی از زمان عمر رائج بود به گونه ای که وی نصف اموال کارگزاران را گرفت(الغدیر، ج6، ص382) و در زمان عثمان فرهنگی رائج بود و افراد خود را در دخل و تصرف بیت المال مجاز می‌دانستند. زیرا اشکالی به والیان عثمان از این جهت گرفته نمی‌شد و تصور می‌کردند این اختیار و حق را دارند. اما امیر المؤمنین (ع) بر خلاف خلفای قبل در باره استفاده از بیت المال حساس بود. قسمت عمده این گزارش‌ها در کتاب الغارات آمده است که شهید سلیمانی به جهات مختلف توصیه به مطالعه آن می‌کرد. البته افراد دیگری هم به جهات غیر مالی به شام رفتند. 1. منذر بن جارود معرفی کردیم. در شماره 26 بیان شد. 2. یزید بن حُجّیة تیمی کارگزار ری یزید بن حجیه به اتهام اختلاس به کوفه فراخوانده شد او برای بازجویی در اختیار سعد غلام حضرت قرار گرفت ولی سعد را خواب ربود و یزید بن حجیه فرار کرد و از کوفه به شام فرار کرد( الغارات، ص 360). 3. مصقلة بن هبیره شیبانی کارگزار ارشیره خوره  مشکل اصلی مصقله این بود که سیصد هزار درهم تعهد مالی برای آزادی اسرای بنی ناجیه داده بود و دو هزار درهم آن را داد و بقیه باقی ماند.(مروج الذهب، ج2، ص 408) حضرت برای پرداخت قرضش او را به کوفه فرا خواند و تا چند روز به چیزی نگفت و بعد از چند روز طلب بیت المال را درخواست کرد. مصقله قول پرداخت آن را داد و از نزد حضرت رفت و گفت اگر عثمان بود می بخشید و شبانه فرار کرد و به شام پیش معاویه رفت(الغارات، ص 248. ) حضرت در سخنی کمک وی را به دیگران ستود و فرارش را نکوهش کرد(نهج البللاغه، خطبه 44). حضرت خانه وی را تخریب کرد(سیمای کارگزاران، ج1، ص 440). 4. عبد الله بن عباس کارگزار بصره وی اموال بصره را با خود به مکه برد نامه 40 و 41 خطاب به وی است . البته برخی به جای وی عبیدالله را دانسته‌اند. بین حضرت و عبد الله نامه‌هایی رد و بدل شد و طبق نقلی وی همه یا بخش عمده آن اموال را بازگرداند. (تاريخ‏اليعقوبى،ج‏2،ص:205: فلما ردها عبد الله بن عباس، أو رد أكثرها). بعد از آن حضرت نامه‌ای به وی نوشت که در نهج البلاغه آمده است که عبد الله گوید: بیشترین استفاده را بعد از کلام رسول خدا از آن برده‌ام (همان. نهج البلاغه، نامه22).  5. قعقاع بن شور ذهلی کارگزار میسان وی طبق نقلی صد هزار درهم از بیت المال برداشت کرده بود. وقتی متوجه شد بر اختلاس او امام علی(ع)  آگاه شده از همان جا به شام فرار کرد. وقتی به مجلس معاویه وارد شد چون جمعیت زیاد بود شخصی حرکت کرد و جای خود را به قعقاع داد معاویه در همان جلسه ده هزار درهم به قعقاع داد و قعقاع همه آن را به کسی بخشید که به او جا داده بود. ضرب المثلی به وجود آمد که قعقاع بهترین هم نشین است(ابن ابی الحدید، ج3، ص27). قعقاع جزو افرادی بود که در جریان قیام مسلم بن عقیل مردم کوفه را از سپاه شام می‌ترساند(سیمای کارگزاران، ج1، ص 398). 6. نعمان بن عجلان زرقی کار گزار بحرین در باره وی نیز گزارش شده که از اموال بیت المال سوء استفاده کرده و به اقوام خود از بنی زریق کمک می‌کرد امام نامه‌ای به وی نوشت. او هم به شام پیش معاویه رفت. (تاریخ الیعقوبی، ج2، ص 201. سیمای کارگزاران، ج1، ص 410).  7. علی بن اصمع مسئول بازاری در بصره وی که جد اصمعی شاعر است. اموالی را در حین مأموریت دزدیده بود که حضرت نه تنها او را عزل کرد بلکه دستش را به جهت دزدی قطع کرد (سیمای کارگزاران، ج4، ص780 ). 8. ابن هرمه کارگزار سوق الاهواز وی نیز متهم به سوء استفاده از موقعیت خود در نظارت بر بازار بود که حضرت طی نامه‌ای به قاضی اهواز دستورات سختی برای مجازات وی صادر کرد. (همان، ص794 . مستدرک الوسائل، ج17، ص403). این هشت تن از جمع بیش از 130 تن غیر فرماندهان که تخلف مالی برای آنان گزارش شده است. 
همراه با ماه خدا (شماره 29)  با سلام و درورد بر تمام کسانی که در کنار حق هستند و در مسیر حق شهید شدند. نگاهی به دیگر کارگزاران؛ فراری و شهید امیرالمؤمنین (ع) نگاهی دیگر به کارگزاران حضرت داریم به دو گروه دیگر آنان اشاره می‌کنیم که بیشتر در نتیجه تلاش‌های معاویه دچار مشکل و شهید شدند و اشاره‌ای به دیگران. 1. کارگزاران فراری جمعی از کارگزاران حضرت وقتی مزدوران معاویه به منطقه آنان حمله کردند مجبور شدند شهر خود را ترک کنند. که بیشتر در کتاب الغارات آمد. بسر بن ارطات به یمن حمله کرد عبید الله بن عباس و سعید بن نمران کارگزاران مناطقی از یمن فرار کرده به کوفه رفتند (نهج البلاغه، خطبه 25). همین بسر به مدینه حمله کرد کارگزار آنجا ابوایوب انصاری مدینه را ترک کرد و بُسر ابوهریره را به عنوان والی مدینه تعیین کرد (الغارات، 413). وقتی وی به  مکه حمله کرد قثم بن عباس کارگزار مکه آنجا را ترک کرد و بعد بازگشت مجددا یزید بن شجره یکی دیگر از مزدوران معاویه به مکه حمله کرد(الغارات، 416).  2. کارگزاران شهید  عبد الله بن خباب ارت کارگزار نهروان توسط خوارج به شهادت رسید و زن او را که بار دار بود کشتند و در همان زمان به جهت کشتن خوکی اهلی از اهل کتاب دنبال حلالیت از صاحبش بودند (سیمای کارگزاران، ج1، ص251). جمعی از کارگزاران حضرت به دست معاویه و مزدورانش شهید شدند. دو تن از این شهدا کارگزاران مصر بودند؛ مالک اشتر نخعی و محمد بن ابی بکر. اعین بن ضبیعه مجاشعی فرستاده حضرت به بصره به دست ابن حضرمی فرستاده معاویه، به شهادت می‌رسد(الغارات، ص 272).  افزون بر این زمانی که سفیان بن عوف غامدی مزدور معاویه به منطقه انبار یورش برد و به غارت پرداخت کارگزار آنجا حسان بن حسان بکری را به شهادت رساند. حمله به انبار و آسیب به مردم بویژه زنان آن منطقه که غیر مسلمان بودند امیر المؤمنین را بسیار ناراحت کرد و خطبه جهاد را (نهج البلاغه ، خطبه 27) را در این باره ایراد فرمود. وقتی حضرت شنید خلخال از پای زنان اهل کتاب بیرون آورده و به غارت برده‌اند فرمود اگر مرد مسلمان از این مطلب دق کند شایسته است. فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ‏ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيرا.  حضرت در این خطبه نکات بسیار مهمی را بیان می‌کند و از سستی یاران خود ناراحت است و بیان می‌کند به شما گفتم قبل از این که دشمن به سرزمین شما بیاید و حمله کند شما به دشمن حمله کنید و این رمز مبارزه با داعش و امثال داعش بوده و هست. وَ قُلْتُ لَكُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ يَغْزُوكُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ‏ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاكَلْتُمْ‏ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَيْكُمُ الْغَارَات؛ و به شما گفتم با آنها بجنگید قبل از این که با شما بجنگند به خدا سوگند هیچ قومی در درون خانه‌های خود هرگز نجنگیدند جز این که خوار شدند پس شما جهاد را رها کرده و دچار خواری شدید و مورد تجاوز دشمن قرار گرفتید(الغارات، ص 327). اینجا حضرت واژه تواکل را به کارگرفته که از وکل و از باب مفاعله است یعنی هر کس کار را به دیگری وانهاده است و هیچ کس مسئوولیت دفاع و حمله به دشمن را به عهده نگرفت. نتیجه این بی مسئوولیتی خواری است. دشمن به سرزمین و خانه‌های شما حمله می‌کند. گفته شده بسر بن ارطات در یورش خود که سه هزار نفر بیشتر نبودند به مدینه، مکه، طائف، صنعاء و نجران و... سی هزار نفر را کشت و عده‌ای را سوزاند و خانه‌هایی را در مدینه و مناطق دیگر ویران کرد(الغارات، ص410- 441. سیمای کارگزاران، ج1، ص 233). این عبرتی است که شهید سلیمانی در مطالعه کتاب الغارات می‌دید و به مطالعه آن توصیه می‌کرد. این کتاب توسط محمد باقر کمره‌ای ترجمه شده و ترجمه دیگر آن توسط عبدالمحمد آیتی است که در نرم افزار نور الاحادیث آمده و ترجمه جدیدی نیز بعد از توجه به توصیه سردار دلها شهید سلیمان ارائه شده است. این کتاب مظلومیت امیر المؤمنین (ع) و جنایات معاویه و دشمنان حضرت را نشان می‌دهد.   3. کارگزاران قابل تقدیر جمعی از کارگزاران مورد تقدیر حضرت قرار گرفتند. نمونه کامل آنها سعد بن مسعود عموی مختار کارگزار مدائن بود. به سبب دقت در ارسال خراج مورد تقدیر قرار گرفت(تاريخ ‏اليعقوبى، ج‏2، ص201).
همراه با ماه خدا (شماره 30) با سلام و تبریک به مناسبت عید بندگی به تمام مؤمنانی که روزه گرفته و عبادت کردند عید در نگاه امیر المؤمنین(ع)  در این ماه با برکت توفیق داشتم بخشی از سیره امیر المؤمنین (ع) را بیان کنم. بیان آن برای یاد آن حضرت و توجه به سیره ایشان از باب تذکار و درس آموزی بود و ذکر نام حضرت که خود عبادت است. طبیعتا نواقص متعددی در بیان و نقل داشت که عذرخواهم. اکنون نظر حضرت را در باب عید نقل می‌کنم.  اعیاد در جوامع به چند دسته تقسیم می‌شود عید کهن و سنتی، عیدی که حادثه مهمی در آن جامعه رخ داده است و اعیاد مختلف مذهبی که در دین و آئین‌ها متفاوت است. اعیاد مذهبی مسلمانان دو روز عید فطر و قربان است که در آن بعد از انجام اعمال عبادی عید گرفته می‌شود. عید غدیر هم جزو اعیاد مهم شیعیان است. امیر المؤمنین نگاه خاصی به عید دارد و هر روزی که در آن معصیت نشود عید می‌داند. إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِيَامَهُ وَ شَكَرَ قِيَامَهُ وَ كُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّهُ فِيهِ فَهُوَ يَوْمُ عِيدٍ؛ به درستی که این عید است برای کسانی که خداوند روزه‌اش را پذیرفته باشد و قیامش را پذیرفته باشد و هر رروزی که در آن گناه نشود روز عید است ( نهج البلاغه، حکمت 428 . روضة الواعظين، ص354 ). در روز عید مردی بر حضرت وارد شد ایشان نان خشکار(نان گندم با سبوس) می‌خورد گفت: امروز روز عید است و شما نان خشکار می‌خوری. یعنی لازم است روز عید غذای خوبی بخوری. فرمود: اليوم عيد لمَن قَبِل صومَه، وشكر سعيَه، وغفر ذنبَه، اليوم لنا عيد وغدًا لنا عيد، ‌وكل ‌يوم ‌لا ‌نعصى ‌الله فيه فهو لنا عيد؛ امروز عید است برای کسی که روزه است قبول شده و سعیش پذیرفته شده و گناهش بخشیده شده. امروز برای ما عید است و فردا عید است و هر روزی که در آن معصیت خدا نکنیم برای ما عید است. (گیلانی (م 561)، الغنیة لطالبی طریق الحق، ج2، ص 34). بنا بر این ملاک عید اطاعت از خداوند و ترک معصیت است. امام صادق (ع) از پدرش امام باقر(ع) از پدرش از جدش نقل می‌کند که امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) روز عید فطردر سخنرانی خود فرمود: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ يَوْمَكُمْ هَذَا يَوْمٌ يُثَابُ فِيهِ الْمُحْسِنُونَ وَ يَخْسَرُ فِيهِ الْمُسِيئُونَ وَ هُوَ أَشْبَهُ يَوْمٍ بِيَوْمِ قِيَامَتِكُمْ فَاذْكُرُوا بِخُرُوجِكُمْ مِنْ مَنَازِلِكُمْ إِلَى مُصَلَّاكُمْ خُرُوجَكُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّكُمْ وَ اذْكُرُوا بِوُقُوفِكُمْ فِي مُصَلَّاكُمْ وُقُوفَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّكُمْ وَ اذْكُرُوا بِرُجُوعِكُمْ إِلَى مَنَازِلِكُمْ رُجُوعَكُمْ إِلَى مَنَازِلِكُمْ فِي الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ أَدْنَى مَا لِلصَّائِمِينَ وَ الصَّائِمَاتِ أَنْ يُنَادِيَهُمْ مَلَكٌ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَبْشِرُوا عِبَادَ اللَّهِ فَقَدْ غُفِرَ لَكُمْ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِكُمْ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَكُونُونَ فِيمَا تَسْتَأْنِفُونَ (صدوق، الأمالي، ص100. وسائل الشيعة، ج‏7 ، ص482).  ای مردم امروز شما روزی است که نیکوکاران ثواب دریافت می‌کنند و بدکاران خسارت می‌بینند و امروز (عید فطر) شبیه ترین روز به روز قیامت است. پس با خارج شدن خود از منزل‌هایتان به سوی مصلاهای نماز عید به یاد آورید خارج شدن از جسدهایتان را و رفتن به سوی پروردگارتان و با توقف در مصلای نماز به یاد توقف در برابر پروردگارتان باشید و با بازگشت از محل نماز به سوی منزل‌هایتان به یاد رفتن از منازل (بعد از حساب‌رسی) به بهشت و آتش را به یاد آورید . و بدانید ای بندگان خدا کمترین چیزی که برای مردان و زنان روزه دار است این که در آخرین روز از ماه رمضان ندا می‌دهد بشارت باد به شما بندگان خدا به تحقیق که گناهان گذشته شما آمرزیده شد. پس بنگرید چگونه خواهید بود نسبت به آنچه از سر می‌گیرید. ان شاء الله طبق این فرمایش حضرت مورد عفو درگاه حق قرار بگیریم.  طبق سنت نبوی نماز عید فطر را در خارج از مسجد بر گزار می‌کردند(وسائل الشيعه، ج‏7 ، ص451) در مدینه مسجدی است به نام مسجد امیر المؤمنین که روی سر در آن نوشته شده «مسجد سیدنا علی (ع)» گویند در زمانی که در سال 35 هجری عثمان در محاصره بود از علی(ع) خواست وی نماز عید را برگزار کند و حضرت در آن مکان نماز عید قربان را با شکوه تمام بر گزار کرد و بعد از نماز خطب خواند. در جای برگزاری آن نماز این مسجد را ساختند(وفاء الوفاء، السمهودي،ج‏3 ، ص6).  (التماس دعا علی اکبر ذاکری 30 رمضان ۱۴۴۴ قم).
. یاد ائمه بقیع را در سالروز تخریب بقاع بقیع گرامی می داریم و مروری بر آن حادثه. ۸شوال ۱۳۴۴ به فتوای عبد الله بن بلهید مفتی وهابیت برابر با ۳۱ فرودین ۱۳۰۵ تخریب بقاع بقیع انجام گرفته است. و یکی از ساکنان مدینه تلگرافی به عراق مخابره کرد و آیات عظام اصفهانی و نائینی طی تلگرافی  خبر آن را به تهران دادند. وقتی شیخ عبد الرحیم صاحب الفصول از ملک عبد العزيز می پرسد که چرا بقیع را تخریب کردید. مدعی می شود که نماینده ایران تشویق به تخریب کرده است(مجله میقات، ش ١١١، ص ٢٠١).  نماینده و فرستاده دولت ایران به حجاز برای آگاهی از وضعیت حمله به مدینه حبیب الله هویدا پدر عباس هویدا بهایی بوده است. که مدتی خدمت گذار عباس افندی بوده و به همین جهت نام فرزندش را عباس نهاد. وی در سفارت ایران در سوریه بود و بعدا نماینده ایران در عربستان شد.(اسناد روابط ایران و عربستان سعودی، ص ٤٧ سند ش ١٢). و اين در زمان نخست وزيري و تخريب بقیع در زمان شاهي رضا خان بوده است. كه عمق وابستگی وی را نشان می دهد.
روز جهانی کارگر را به کارگران گرامی و سخت کوش تبریک می گویم. دو نمونه از سیره نبوی راجع به کار و احترام به وی را  نقل می کنیم که نشانگری اهمیت کار و کارگر در اسلام است.  1. شخصی که دچار مشکل اقتصادی شده بود برای دریافت کمک نزد پیامبر اعظم(ص) آمد. حضرت قبل از این که شخص اظهار نیاز کند فرمودند: مَنْ‏ سَأَلَنَا أَعْطَيْنَاهُ وَ مَنِ اسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اللَّهُ؛ هر کس از ما چیزی بخواهد به او می دهیم و کسی که احساس بی نیازی کند خداوند او را بی نیاز می کند. این مرد سه روز برایدریافت  کمک آمد و همین سخن پیامبر را شنید. بعد رفت وسائلی را عاریه گرفته و به کار پرداخت و بی نیاز شد. بعد خدمت پیامبر رسید و جریان کار خود را تعریف کرد. حضرت بیان کرد من در جلسات پاسخ تو را دادم. (الکافی، ج‏۲ ، ص۱۳۹ ؛ ذاکری، سبک زندگی معصومان، مجله حوزه، شماره ۱۷۵، ص ۹۳). آری نباید منتظر کمک دیگران بود و با تلاش می توان به بی نیازی رسید و این سخن پیامبر و وعده الهی است.  2. احترام به کارگار: وقتی پیامبر دست پینه بسته کارگری به نام سعد انصاری را لمس می‌کند می‌پرسد: چه چیزی باعث زبری دستت شده؟ پاسخ داد: من با بیل و کلنگ کار می‌کنم تا مخارج خانواده‌ام‌ را تأمین کنم. رسول خدا (ص) دست او را می‌بوسد و می‌فرماید:«هَذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّهَا النَّار؛ این دستی است که آتش را لمس نمی‌کند(ا‌بن اثیر؛ اسدالغابه، ج‏۲، ص۱۸۵. ا‌بن حجر؛ الإصابه، ج‏۳، ص۷۳؛ سیره اقتصادی معصومان در کتاب های چهار گانه شیعه). در برخی نقلها آمده هر گز گرفتار آتش نمی شود. (هذه ید لا تمسها النار ابدا . تاريخ بغداد ، ج ۲۳، ص۳۸۴). 
روز معلم (١٢ ارديبهشت) را به تمام معلمان و اساتید و دانش پژوهان گرامی تبریک عرض می کنم. و سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری را گرامی می داریم. انتخاب امروز به عنوان روز معلم به تناسب شهادت استاد مطهری در سال ۱۳۵۸ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسط گروهک فرقان است. این معلم شهید تلاش زیادی در آموزش جامعه علمی داشت. حدود بیست سال در دانشگاه تهران تدریس می کرد و در پایان مجبور به ترک آن شد. من اتاق ایشان را در دانشگاه  دیدم. ایشان استاد حوزه بودند افزون بر فلسفه و تفسیر مدتی مطول تدریس می کردند. مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی می گوید من مطول را نزد استاد مطهری فرا گرفتم. [  ] پاسخ های ایشان به شبهات محتلف امروز هم قابل ارائه است که متأسّفانه نسل جدید کمتر با دیدگاه های علمی ایشان آشنا هستند . کتاب مسئله حجاب پاسخ به شبهاتی است که در آن مقطع و اکنون نیز مطرح است. جالب است در باره چادر برای زنان چند نظر بیان می کنند یکی از آنها این است که چادر از ایران وارد جهان اسلام شده است(مسئله حجاب در مجموعه آثار ، ج۱۹، ص ۵۷۲). بر خلاف آنچه مدعیان باستانگرایی تبلیغ می کنند زنان ایرانی با حجاب بودند . کتاب نظام حقوق زن پاسخ به شبهاتی است که شخصی به نام مهدوی عليه قوانین اسلام در مجله زن روز در باره حقوق زن منتشر کرده بود و استاد به آن پاسخ دادند. و اصولا بیشتر آثار و کتب استاد بر اساس نیازی است که در جامعه مطرح بوده است و یا تهدیدی که متوجه اسلام و احکام اسلامی شده است. سال های آخر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی یک درس عمومی داشتند که حسینیه ارک بر گزار می شد. و من در چند جلسه آن حاضر شدم . در آن موضوع نیاز به دین را مطرح کردند. و به جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم در این باره اشاره کردند. زمانی که استاد به شهادت رسید امام خمینی در قم بودند و شهدای بزرگوار ترور را به قم می آوردند. استاد بعد از شهید قرنی دومین نفر بودند و بعد شهید مفتح با پاسدارانش بودند که در تشییع همه حضور داشتم و بعد شهید عراقی و فرزندش حسام. رحمت خدا بر همه آنان بود. جمعیت زیادی در تشییع جنازه استاد مطهری حضور داشتند. امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در  اطلاعیه مهمی که در باره ایشان صادر کردند استاد را حاصل عمر خود معرفی کردند و ایشان را در اسلام شناسی کم نظیر معرفی کردند مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱، ص ۲). و آثار استاد را سودمند دانستند  و از جامعه علمی در اولين سالگرد شهادت استاد خواستند آثار ایشا فراموش نشود(همان، ص ٧). رحمت خدا بر ایشان باد . خداوند توفیق رهروی از راه ایشان را به ما عنایت فرماید. این جانب دیدگاه استاد را در باره شیوه نقد و آزادی نگاشته و با عنوان《نقد معيار و آزادی از دیدگاه استاد شهید مطهری 》توسط بوستان کتاب قم در سال ۱۳۹۸ منتشر شده است.(علی اکبر ذاکری).