eitaa logo
ذاکرین حضرت اُمُ البَنین سلام الله علیها
1.7هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
10.5هزار ویدیو
2هزار فایل
به عشق چهارده نور مقدس و خانم حضرت اُمُ البَنین سلام الله علیها ❤️ کلاس تخصصی مداحی حضرت اُمُ البَنین (س) ارتباط با مدیر👇 @th_taghizadeh آدرس کانال : https://eitaa.com/zakerinehomolbanins http://mtaghizade.blogfa.com
مشاهده در ایتا
دانلود
پروفایل ╔ ⃟🌸❥๑‌‌•~------------------- https://eitaa.com/zakerinehomolbanins ❥๑‌‌•~-------------- ⃟🌸 ..═╝ کپی با ذکر صلوات 🌻اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌻 شما نیز در معرفی کانال به بقیه دوستان، سهیم باشید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عج ‌‌‎‎‎‎‌ ‎ •••┈✾~☃️ 🍉 ☃️~✾┈••• ╔ ⃟🌸❥๑‌‌•~------------------- https://eitaa.com/zakerinehomolbanins ❥๑‌‌•~-------------- ⃟🌸 ..═╝ کپی با ذکر صلوات 🌻اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌻 شما نیز در معرفی کانال به بقیه دوستان، سهیم باشید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
در نبودنش ، انگار جهان خالیست...
این لیلۀ قدر است که در حال شروع است ماه است و درخشنده‌تر از صبح طلوع است دریاست و در شور قیام است و رکوع است آرامش طوفانی او عین خشوع است حَوراست و سجاده‌اش از بال فرشته‌ست با هر مَلَکی تحفه‌ای از باغ بهشت است یا فاطمه کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثنائک تو قدری و روحِ همه حَلَّت بِفَنائک در دست تو سررشتۀ تسبیح ملائک در خانۀ تو گرم طواف‌اند یکایک این خانه همان کعبۀ آمال مَلَک بود گهوارۀ فرزند تو از بالِ مَلَک بود از درک بشر منزلت توست فراتر تفسیر کُند قَدرِ تو را سورۀ کوثر با شوق بهشت آمده هر بار پیمبر تا بوسه به دست تو زند، بوسۀ دیگر لبریز تبسم شده چشمانِ محمد با یا اَبَتا گفتنت ای جانِ محمد! با خندۀ تو خانه شده باغ گُل یاس؟ یا عطر بهشت است چنین می‌شود احساس از چشم تو افتاده درخشان‌تر از الماس دست تو پُر از پینه شد از گردش دستاس بر چادر تو وصله زد امروز قناعت تا روز قیامت شود اسباب شفاعت هر گوشه‌ای از خانۀ تو قبله‌ نِما بود هر روزِ تو تفسیری از آیات خدا بود دیدیم چراغی که به این خانه روا بود خورشید فروزندۀ شامِ فُقرا بود از دست تو رزقی که رسد رزق طهور است یک لقمۀ نان نیست فقط، لُمعۀ نور است با عشق تو ما فاطمیونیم در این راه بر پرچم ما نقشِ "علیّاً ولی الله" صد لاله شده نذر تو و راه تو ای ماه هر لاله چراغی شد و تابید چو مصباح در دستِ سلیمانی ما بیرقِ نور است این فجر، پر از رایحۀ صبح ظهور است این عَطرِ بهار است به هر خِطّه وزیده از خون جوانان یمن لاله دمیده این لشکر صبح است که تا شام رسیده تا سر بزند از اُفق غزّه سپیده آزاد شود قدس، به تکبیر و تَبارَک جبریل بخواند "وَ رَفَعنا لَکَ ذِكرَک" یوسف رحیمی شما نیز در معرفی کانال به بقیه دوستان، سهیم باشید. ╔ ⃟🌸❥๑‌‌•~------------------- https://eitaa.com/zakerinehomolbanins ❥๑‌‌•~-------------- ⃟🌸 ..═╝ کپی با ذکر صلوات 🌻اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌻
سِرِّ پروردگار یا زهرا صاحب اختیار یا زهرا بوده ای در بهشتِ قُربِ خدا بانوی تاجدار یا زهرا وَ مِنَ الماءِ کُلِّ شیءٍ حَی ای به خلقت فدا یا زهرا ای که باشد چو مصطفی و علی مدح تو بی شمار یا زهرا جبرئیل و همه ملائکه اند بر تو خدمتگذار یا زهرا نقش سربند فاتح خیبر وسط کارزار یا زهرا شاهدم چارچوب آن قلعه است هیمنه ذوالفقار یا زهرا رو به راه است زندگیِ علی تا تویی خانه دار یا زهرا فیض بردند از نماز شبت همه ایل و تبار یا زهرا میشود مثل عرش غرق نور خانه روزی سه بار یا زهرا در قیامت که هر پدر ز پسر مینماید فرار یا زهرا تازه آنجا زمان جلوه ی توست با تمامِ وقار یا زهرا میشوی با جلال فاطمی ات روی ناقه سوار یا زهرا دور تا دور تو ملائکه اند جملگی پرده دار یا زهرا روبرو پشت سر یمین و یسار هر دو هفتاد هزار یا زهرا میرسی با حریرِ سبز بهشت محضر کردگار یا زهرا هرکه دارد به سینه حب علی میکشد انتظار یا زهرا ╔ ⃟🌸❥๑‌‌•~------------------- https://eitaa.com/zakerinehomolbanins ❥๑‌‌•~-------------- ⃟🌸 ..═╝ کپی با ذکر صلوات 🌻اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌻 شما نیز در معرفی کانال به بقیه دوستان، سهیم باشید.
زهرا همان که در سحر آفریدنش گفته خدا، تبارک بر وجه احسنش زهرا همان که عطر خداوند می وزد هر روز پنج مرتبه از باغ سوسنش هر صبح در طواف ملائک به دور او معراج می چکد زِ تماشای گُلشنش زهرا همان که بر دلِ پیغمبرِ خدا جانِ دوباره می دهد از شوقِ دیدنش از ابتدای خلقت خود از همان ازل دارد نگین عشقِ علی را به گردنش دیگر از این چه مرتبه ای با شکوه تر باشد بزرگِ کرب و بلا طفلِ دامنش حتی "تَورَّمَت قَدَماها" حکایتی ست از عاشقانه های سحر های روشنش بی شک منا و مکّه، دگر مُحرِمی نداشت پنهان نبود اگر ز نظر خاکِ مدفنش روزِ حساب، توشه ی ما عشقِ فاطمه ست ما را بس است خوشه ای از مِهرِ خِرمَنَش شرح فضائلش همه عین عبادت است تکریم پایداری و حلم و شهادت است آمد که روشنی بدهد آفتاب را بخشد به چَشم تارِ جهان نور ناب را باران و رود و چشمه و دریا به نام اوست مهریه اش نموده خداوند آب را اصلاً تمام جنّت و دوزخ به دست اوست داده به او شفاعتِ روز حساب را با شرطِ حبّ فاطمه و آلِ فاطمه پاداش می دهند قیامت، ثواب را از سِرِّ نامِ فاطمه این نکته روشن است برداشته خدا ز مُحِبَّش عذاب را با آیه های روشنِ عمر شریف خود تفسیر کرده سوره به سوره کتاب را حتی به پیش سائل اَعمی، محال بود بردارد از مقابلِ چهره نقاب را بی حرمتی به ساحت قدسی فاطمه ست هر کس که زیر پا بِگُذارد حجاب را آری برای فاطمیون این وَقار ماند با نورُ چادری که از او یادگار ماند هر دختری که اُمِّ ابیها نمی شود هر دختری که حضرت زهرا نمی شود نورِ تمام عالمِ امکان به روی هم یک جلوه نورِ چادر زهرا نمی شود وقتی که اختیار عالم و آدم به دست اوست محشر بدون فاطمه برپا نمی شود یعنی که با ولایت او هیچ طاعتی اذن ورودِ جنتُ الاعلی نمی شود حبلُ المَتین شیعه نخ جانماز اوست بی او گره ز کار کسی وا نمی شود می افتد از نگاه پر از مِهر فاطمه هر کس فدایی ره مولا نمی شود دینی که رفت سمت تزلزل پس از نبی بی انقلاب فاطمه اِحیا نمی شود آغاز کرد یک تنه، تنها، قیام را معلوم کرد حرمتِ خون امام را وقتی که هست چهره ی حیدر مَطاف او در خانه است مسجدِ او اعتکاف او آیینه شد که جلوه کند عصمتِ خدا معنا گرفت روح عفاف از عفافِ او چرخِ تمام کون و مکان سنگ آسیاش سر رشته ی زمین و زمان در کلاف او در پیشِ چشمهاش چه دنیا حقیر بود بوده به بوریا و سفالی کفاف او چیزی نخواست فاطمه از ثروتِ جهان یعنی بس است پیرُهَنِ دستباف او جلوه گر نهایت ایثار فاطمه ست انفاق خالصانه ی شام زِفاف او آن بانویی که سایه ی او را کسی ندید یک روز شد مدینه محلِ مصاف او وقتی که دید بسته شده دست کعبه اش آمد به کوچه جان بدهد در طواف او از چشم اهل فتنه گرفته است خواب را معلوم کرده معنی فصلُ الخِطاب را باغِ حضور، غرقِ گلِ یاد فاطمه است روح نماز و مسجد و سجاده، فاطمه است تنها مدینه نه، همه ی عالم وجود روشن ز سجده های سحر زاد فاطمه است ًآن کس که در نهایت اخلاص و بندگی ایمان به پای چادرش افتاده، فاطمه است آن بانویی که بعدِ نبی با حماسه اش درس وفا به اهل وفا داده، فاطمه است این انقلاب، جلوه ای از انقلاب اوست بی شک امام، هدیه ی میلاد فاطمه است هستی ماست نوکری اهلِ بیت او خیرُالعمل محبت اولاد فاطمه ست این انقلاب فاطمی است و حسینی است با رهبری که آینه دار خمینی است
ای رحمت بی انتهای رحمة للعالمین ای حجة الله بر حجج حتی امیرالمومنین اشراق هجده ساله ات بر مردم روی زمین دارد نشان از اوج تنزیل تو ای بالا نشین همراه بودی با رسول و با امام المتقین نه سال در دامان آن نه سال هم بانوی این ای سِر تنظیم فلک مصداق والحق و معک از ذره ذره گرد پایت خلق می گردد ملک ای بر ضمائر عالمه، ای بر عوالم حاکمه ای یار ما در محکمه، با بینات محکمه ای عرش حق را قائمه، از جود دائم صائمه روز جزا و واهمه، غم با تو گردد خاتمه آن دم که هر چه زمزمه، فریاد میگردد همه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه چون مرغ از کنج قفس آزاد گردد نفس آید صدا از پیش و پس، مادر به فریادم برس ای سوره های مِهر را، تعبیر تو تفسیر تو ای آیه های عشق را، تنزیل تو تصویر تو ای بَینات نور را، تحلیل تو تنویر تو ای محکمات عقل را، تجلیل تعبیر تو ای نَص قرآن مبین را آیه تطهیر تو مفتاح عالم هستی و امید تو تدبیر تو اسباب عشق تو به هم ریزد همه اسباب را ای مادر دریا که احیا میکنی مُرداب را هرجا ز دیوان قیامت فتح بابی می شود هر بیت از آن باب خود اُمی الکتابی می شود هر جمله زان اُم الکتاب آخر شهابی می شود وز نور آن روی حقیقت آفتابی می شود اسلام آنگه با ولایت دین نابی می شود القصه هر کس با تو باشد انقلابی می شود ای سرفراز از امتحان قبل از بدنیا آمدن ماهم سرافرازیم با این عشق زهرایی شدن ای آنکه بوسیده به امرِالله طاها دست تو دست خدا دست علی و دست مولا دست تو روز جزا دست همه خالیست الا دست تو آن روز در جود و کرم کس نیست بالا دست تو اذن شفاعت می دهد یا چشم تو یا دست تو شکر خدا که هست بر روی سر ما دست تو شوق شهادت میدهد دیدار تو ای مادرم ای خوشبحال آنکه که سر دادست در پای حرم با رشته ی جان، مو به مو اسلام را کردی رُفو با شیره ی جانت، حسینی پروراندی که مگو در مکتب او می شود مظلوم و ظالم رو به رو ما آشناییم از ازل با بوسه ی تیغ و گلو جانم فدای آن که گفت این است تقدیمم به او یک جسم ناقص، جان ناقابل کمی هم آبرو ای آبروی ابروداران عالم فاطمه با بودنت عمراً بترسم یا بنالم فاطمه ناز تو را حق میخرد، هر قدر خواهی ناز کن برخاک منشین از مَلک پر گیر و زیرانداز کن از روی مِهر مادری یک دم پَر خود باز کن ما را به زیر بال خود جایی بده اعجاز کن دلهای ما یک رنگ کن فریاد ما همساز کن ما را به خدمت گیر و در راه خدا سرباز کن ای یار و سردارِ علی ای عشق سرشار علی ای در تمام فتنه ها تنها طرفدار علی یافاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
خانه روتیتر تعداد کلمات 10257 / تخمین زمان مطالعه 10 دقیقه اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام تاریخ انتشار: ش., 01/22/2022 - 02:39 اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را تقدیم شما همراهان گرامی می نماییم.  اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در این بخش از ضیاءالصالحین اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را تقدیم دوستداران بانوی دو عالم می کنیم. با ما باشید با اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها...  مطالب پیشنهادی: میلاد حضرت زهرا علیها سلام - ویژه نامه ریحانه النبی « اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام » ای گوهر کلام محمد ثنای تو تا حشر افتخار ولایت ولای تو هم کوثر خدایی و هم دخت مصطفی هم آمده است امّ ابیها ثنای تو پیغمبری که جان همه انبیا فداش فرمود با تو جان محمد فدای تو با آنکه نیست روی خداوند دیدنی پیداست در جمال تو، وجه خدای تو پیغمبران، ملائکه، حوریّه، جنّ و انس دارند احتیاج به ذکر دعای تو تا صبح حشر حسرت بیماری اش بود آید اگر مسیح به دارالشفای تو هرگز نگه به وادی سینا نمی کند گر بنگرد کلیم به دارالولای تو امواج نور سر زده از خانه ی گلین بوی بهشت می دمد از خاک پای تو بیت الحرام خواجه ی اسراست حجره ات آرد ملک طواف، به دور سرای تو گلبوسه های پشت هم ختم انبیا پیداست روی آبله دست های تو در حیرتم که روی تو را دید در بهشت آدم نداد جان ز چه بر رو نمای تو؟ سوگند می خورم به خدا تا خدا خداست بیگانه با خدا نشود، آشنای تو حوّا امید داشت شود فضه درت آدم شد از بهشت برون در هوای تو تصویر توست، خنده گلخانه ی بهشت بوی خداست، در نفس دلربای تو پیغمبر و خدا و رسول و ائمه اند با حُسن اتفاق، مدیحت سرای تو آن روزها که صحبتی از ماسوا نبود کوثر نداشت، ذات الهی سوای تو پیش از ظهور عالم خلقت، هماره بود آغوشِ غیبِ ذاتِ خداوند، جای تو والله بهترینِ کسانند در زمین ابنا و شوی و امّ و بنات و نیای تو مُلک وجود در حرمت گشته ناپدید کی گفته گم شده حرم با صفای تو؟ محدود نیست بحر عنایات رحمتت وصل است بر عطای الهی، عطای تو آگاه نیست کس به جز از ذات ذوالجلال از بدو ابتدای تو و انتهای تو گر جنّ و انس، حاتم طایی شوند باز باید زنند بوسه به خاک گدای تو حقّا که شد گشوده ز بازوش ریسمان مشکل گشا به پنجه ی مشکل گشای تو تاریخ شاهد است که آید هنوز هم از مسجد مدینه صدای رسای تو گویی فقط رسول خدا حرف می زند وقت خطابه با دو لب جانفزای تو با آنکه از صدای تو هفت آسمان گریست انگار هیچ کسی نشنیده صدای تو حتی یکی نگفت به زهرا س ستم شده حتی نکرد گریه کسی از برای تو هرگز نگشت چون تو کسی در وطن غریب بالله نبود این همه غربت، سزای تو اجر رسالت پدرت خوب شد ادا گردید تازیانه ی امّت، جزای تو ای یاس نیلی نبوی! کاش خورده بود آن تازیانه ها به تن ما به جای تو تا روز حشر کاسه ی خون جگر شود چشمی که تر نگشت ز اشک عزای تو باید به "میثمت" دُر مضمون عطا کنی تا گوهر قصیده بریزد به پای تو حاج غلامرضا سازگار  امروز تشعشع خدایی از ساحت قدس کبریایی افتاد زماورای افلاک برچهره پاک شاه لولاک سرمیزند افتاب سرمد درخانه کوچک محمد این عید مبارک است و مسعود چون فاطمه است طرفه مولود پرکرد زمین و آسمان را بیت الشرف فرشتگان را نوررخ این فرشته پاک ازخاک رودببام افلاک ای روح عظیم آسمانی وی نام تو نام جاودانی ازجوهرقدس تارو پودت وزنور محمدی وجودت ای تاج سرزنان عالم ای مفخردودمان ادم معیارکمال زن توئی تو مقیاس جلال زن توئی تو ای پاره پیکر پیمبر هم مادر و هم خجسته دختر ای دختر بهترین پدرها ای مادر برترین پسرها ای همسر شاه شهسواران ای نفس نبی و روح قران ای خلقت تو بزرگ آیت پیوند نیوت و ولایت ای خوانده ترا خدای کوثر وی گنج هزار گونه گوهر نسل تو نگاهبان دین است برتاج تو یازده نگین است تو پیرهن عروسی خویش دادی بزنی فقیر و درویش ازسندس سبز جامه نور کزسوزن نور بخیه زدحور جبریل ز باغ خلد آورد حورای بهشت برتنت کرد درقدرزکاینات برتر با فضه کنیز خود برابر زین نغز چکامه (ریاضی) گشتند خدا و خلق راضی مرحوم ریاضی یزدی  امشب سرای مصطفی' از آسمانها برتر است امشب دل ِ اهل ولا سرمستِ جام کوثر است امشب ملائک سربِسر در آسمان یثربَ اند چون زادروزِ دخترِ دلداده ی پیغمبر است از دودمانِ مصطفی' نوری تجلّی میکند روشن ز نور جلوه اش عرشِ برینِ داور است امشب خدیجه دامنش مَعطور عطرِ یاس شد یاسی که کفوّش در جهان تنها امیرِ خیبر است امشب شبِ بشکفتنِ گل در گلستانِ نبی ست خُرَّم جهان از یُمنِ میلاد بتولِ اطهر است زهرا چه زهرا عصمت الله استُ و ناموس خدا بِنگر جلال و شوکتش بر باب خود هم مادر است همان زمان که در آفاقِ عرش ، دیده شدی برای قصه ی لولاک ، برگزیده شدی
تو میوه ی ملکوتی که در شب معراج به اذن حضرت پروردگار ، چیده شدی گذاشت ، آینه را روبروی وجه خودش قلم به دستِ خدا بود و تو کشیده شدی  تو شاه بیت غزل های آفرینشی و ... به شاعرانه ترین شکل ، آفریده شدی  به دستخط خدایت ادامه دار شدی هِجا هِجای تو تکثیر شد قصیده شدی به خاطرت همه ی عرش را مزیّن کرد بهشت ، جامه ی سبزی که داشت بر تن کرد تو آمدی همه ی عرش ریسه بندان شد تو خنده کردی و نور فلک دوچندان شد زمین بهشت برین و ؛ بهشت ، زهرایی به یمن آمدن تو هم این و هم آن شد تمام عرش ، برایت بداهه می گفتند تو آن قصیده ی نابی که شعرباران شد خدا به خاطر نامت سه بیت نازل کرد سه آیه ای که تمام وجود قرآن شد برای مدح تو جبریل ، آمد از ملکوت نگاه کرد ، به چشم تو و غزلخوان شد سلامِ ما و سلامِ خدا عَلَی الْکوثر سلام بر تو و بابای تو اَباالْکوثر سلام ، کوثر جاری شده به جان زمین سلام ، انسیه ؛ ای «حوریه نشان» زمین خدای تو به زمین دوخت ، آسمان ها را به عشق آمدن تو ای آسمان زمین !! شب ولادت تو آفتاب می تابید به وقتِ نور تو تنظیم شد زمان زمین برای مدت هجده بهار هم که شده خدا گذاشته منت به ساکنان زمین ...  که شاید از تو بگیرند ، درس آدمیت از آسمان تو رسیدی به امتحان زمین هزار حیف ، که مردود شد زمینِ خدا همان دمی که پر از دود شد زمینِ خدا زمین نداشت لیاقت که تو در آن باشی اراده کرد ، خدا که در آسمان باشی قرار بود ، زمین خانه ی خودت باشد نخواستند و بنا شد که میهمان باشی بهشت ، زیر قدم های توست مادرجان ! خدا نخواست که بین زمینیان باشی تو گنج مخفی پروردگار می مانی اراده کرده که بانوی بی نشان باشی به عشق «اَشْهَدُ اَنّ عَلی وَلیُّ الله» خودت نخواستی اصلا که در اذان باشی قسم به نام تو بانو ؛ قسم به نام علی علی تمامِ تو بود و تو هم تمامِ علی رضا قاسمی  آسمان کوثر به دنیا آمده کوثر بخوان با سرود وحی مدح دخت پیغمبر بخوان مدح آن ممدوحۀ محبوبۀ داور بخوان با زبان خویشتن نه، با دم حیدر بخوان با زبان حیدر از صدیقۀ اطهر بخوان هر چه زیبا خوانده ای امروز زیباتر بخوان ماه عصمت اختر برج هدی را مدح کن روح احمد لیلة القدر خدا را مدح کن جان عالم یک جهان جان را گرفته در بغل دست دل بگشوده قرآن را گرفته در بغل مطلع الانوار ایمان را گرفته در بغل گوهر دریای غفران را گرفته در بغل هستی دادار منّان را گرفته در بغل هر چه گویی بهتر از آن را گرفته در بغل یا محمّد یا محمّد  عصمت کبراست این بوسه زن بر آفتاب طلعتش، زهراست این این ز پا تا سر تجلاّی جمال داور است این نه یک دختر تمام هستی پیغمبر است این به احمد کوثر است و دختر است و مادر است بلکه امام یازده عیسی عیسی پرور است چهارده معصوم را شخصیّت او محور است جز محمّداز تمام انبیا بالاتر است ذات حق با آیه ی قرآن ثناها گویدش اوّلین شخصیّت عالم فداها گویدش مخزن اسرار حق گوهر ندارد مثل او ذات ربّ العالمین مظهر ندارد مثل او مصحف ختم رسل کوثر ندارد مثل او نخل سر سبز نبوّت بر، ندارد مثل او شخص ختم الانبیا دختر ندارد مثل او شیر حق دست خدا یاور ندارد مثل او هر چه گفتم هر چه گویم در ثنای او کم است مدح ناموس خدا فوق بیان عالم است آفرینش باغ توحید و بهارش فاطمه است دین و قرآن تا قیامت اعتبارش فاطمه است مصطفی فخر نبوّت افتخارش فاطمه است مرتضی دست خدا و دستیارش فاطمه است دستیارش نه همه دار وندارش فاطمه است ای خوشا آن کس که روز حشر یارش فاطمه است در ثنای او همان اقرار عجز ما بس است گفتن اوصاف این دختر نه کار هر کس است فاطمه یعنی تمام هستی هست آفرین فاطمه یعنی بهشت رحمةٌ للعالمین فاطمه یعنی حجاب و عصمت و تقوا و دین فاطمه یعنی چراغ آسمانها در زمین فاطمه یعنی یداللّهی دگر در آستین فاطمه یعنی علی یعنی همان حبل المتین فاطمه یعنی جمال بی مثال کبریا فاطمه یعنی کتاب الله کلّ انبیا فاطمه در فلک هستی ناخدایی می کند فاطمه در روز محشر کبریایی می کند فاطمه از شیر حق مشکل گشایی می کند فاطمه در چشم حیدر خودنمایی می کند فاطمه در بندگی کار خدایی می کند فاطمه بر شیعیان لطف نهایی می کند فاطمه یعنی چراغ محفل افلاکیان فاطمه یعنی ز رأفت همنشین با خاکیان کیست زهرا یک بهارستان به گلزار وجود کیست زهرا کعبۀ جان قبله ی اهل سجود کیست زهرا راز دار عالم غیب و شهود کیست زهرا برترین محبوبۀ حیّ ودود کیست زهرا باب رحمت دست احسان بحر جود کیست زهرا خیمۀ سبز ولایت را عمود کیست زهرا آفتابی کبریایی طلعت است کیست زهرا چارده معصوم در یک صورت است ای بهشت قرب پیغمبر جمالت فاطمه ای تمام انبیا مات جلالت فاطمه ای امیرالمؤمنین محو کمالت فاطمه ای ملایک بندۀ صفّ نعالت فاطمه ای تمام وحی در موج خیالت فاطمه ای همه مرهون فیض بی زوالت فاطمه طاهره، انسیّه، حورایی نمی دانم که ای