💔
اینکه میگیم "هرکسی لایق شهادت نیست" برای اینه:
این توییت رو بخونین:👇
نه عرزشیم نه ساندیس خور... ۱ سال باهاش خدمت کردم ۱ سال شب و روز باهم شیفت دادیم تموم تلاششو میکرد ک بتونه اگ مردم مشکلی دارن حلشون کنه امروز صب شهید شد... باورم نمیشه همی چند روز پیش باش روبوسی کردم و الان نیس... فقط ناراحتیم اینه که کی جواب بچه ۹ ماهشو بده؟
✍🏻fardin...
✍🏻بله.... جوری باید زندگی کرد که اولا ختم به شهادت بشه، ثانیا حتی غیرهمفکرت هم ازت درس بگیره...
استوار یکم سعید پویان در درگیری با اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر در مسجدسلیمان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شهید پویان متاهل و یک فرزند دختر دارد و ساکن روستای لران از توابع بخش مرکزی باغملک میباشد.
#شهید_سعید_پویان
#شهید_فراجا
فدایی امنیت کشور #امام_زمان
✍💞سرباز ولایت 💞
🤍خادم الشهدا مدیر کانال🤍
💚نشر معارف شهدا درایتا👇👇👇
❤️👆#کانال_زخمیان_عشق
@zakhmiyan_eshgh
💔
الگوی جذاب
✏️رهبر انقلاب در دیدار اخیر فرماندهان سپاه پاسداران: یک مجموعهای مثل سپاه با این خصوصیّاتی که گفته شد، برای نسل جوان میتواند جذّاب باشد و واقعاً جذّاب است... نه فقط سازمان جذّاب است، [بلکه] آدمهایش و افرادش هم جذّابند، افرادش هم برای هر دل سالمی جذّاب است.
سردار بلندمرتبهاش مثل شهید سلیمانی یک جور
جوان فداکارش مثل شهید حججی یک جور
پاسدار بیپیرایه و دلاوری مثل ابراهیم هادی یک جور؛ اینها همه جذّابند؛ هر کدام از اینها یک الگویند، یک الگوی تمامنشدنی.
۱۴۰۲/۰۵/۲۶
#امام_خامنه_ای
یاران آخرالزمانی #امام_زمان
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
✍💞سرباز ولایت 💞
🤍خادم الشهدا مدیر کانال🤍
💚نشر معارف شهدا درایتا👇👇👇
❤️👆#کانال_زخمیان_عشق
@zakhmiyan_eshgh
27.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔
🎥ماجرای شهادت دو مامور پلیس شهر اصفهان در درگیری با قاتل مسلح
#شهید_فراجا
مدافعان امنیت کشور #امام_زمان
✍💞سرباز ولایت 💞
🤍خادم الشهدا مدیر کانال🤍
💚نشر معارف شهدا درایتا👇👇👇
❤️👆#کانال_زخمیان_عشق
@zakhmiyan_eshgh
رمان زیبای
#سو_من_سو
✍💞سرباز ولایت 💞
🤍خادم الشهدا مدیر کانال🤍
💚نشر معارف شهدا درایتا👇👇👇
❤️👆#کانال_زخمیان_عشق
@zakhmiyan_eshgh
#سو_من_سه
#قسمت_سیزدهم
آپارتمان لعنتی را سه ثانیه می شود گشت و تمام می شود. می گردم اما تمام نمی شود. چون مادرم هیچ جایش نیست. می نشینم روی صندلی مقابل در و محاکمه اش می کنم؛ چرا نباید باشد؟ البته اگر تصویرها و فیلم هایی که دیده ام بگذارد. نمی فهمم کی در خانه باز می شود. کی مادر و ملیحه می آیند.
در دلم خوشحالم که برای خودش حد و حدود دارد. ولو نیست. آرزوهای مسخره ندارد. حرف هایشان را نمی شنوم. نمی فهمم صدایم می کنند تا اینکه ملیحه بچگی می کند و آب می پاشد توی صورتم. دادم بی اختیار است و حتی جمله هایی که بعدش می گویم هم بی اختیار من است. اول مات نگاهم می کند و بعد می زند زیر گریه و می رود. مادر اما چادرش را آویزان می کند و با حوصله لباس عوض می کند و می نشیند مقابلم. بعد از عربدۀ من همۀ پشه ها هم سکته کرده اند، یخچال از کار افتاده و رشد گل های خانه متوقف شده است ولی لبخند نرم روی لبان مادر نه، توی
چشمانش زنده است و دارد مرا آرام می کند:
- خوبی!
نگاهش را برنمی دارد از صورتم و دست هایش را می گذارد روی پاهایم تا کمتر تکان تکان بخورد:
- خواهرت که رسما از دست رفت. حرف بزن تا من سرپا هستم!
شما دوستای منو می شناسی؟ قبولشون نداری؟
از سؤال یکدفعه ای من راجع به موضوعی که هیچ وقت نگذاشته ام نظر بدهد جا می خورد. لبش تکان نمی خورد و این مرا اذیت می کند. نگاه از صورتش برنمی دارم و با انگشتانم ریتم آرامش را روی پاهایم می نوازم. ریتمی که درجهان نیست.
- کدوم گروهشون رو؟ بچه های مدرسه، اکیپ جواد، بچه های محل یا فامیل؟
ریتم انگشتانم تندتر می شود و حالا لب گزیدن هم شروع می شود. می گوید:
- باهاشون به مشکل خوردی؟
بدم می آید از سؤالش و تند می گویم:
شما از اولم یه عده از دوستای منو قبول نداشتی.
شانه بالا می اندازد و می گوید:
تو رو قبول دارم؛ این مهمه! می دونم که حواست به خودت هست.
اشتباه کرده که به من اعتماد کرده است. من هم تمام اعتمادش را ریخته ام توی یک جعبه و درش را بسته ام. هر کاری دلم خواسته کرده ام. نه نکرده ام. کنار تمام صمیمیتش کنار تمام آزادی هایی که پدر داده، یک حجب و حیایی هم گذاشته وسط که نمی گذارد من تا ته همه چیز را بروم. یعنی شاید که نه، حتما دلم خواسته اما همه اش درگیری ذهنم این بوده که این همه فهم و شعورشان را به خاطر یک هوس به فنا ندهم. چه خوب که گاهی پدر نگذاشت به قرارهایم برسم. یک نباید گذاشت پشت رفتن هایم و مادر تمام لجبازی هایم را پذیرفت اما نگذاشت بروم. کاش هیچ وقت دیگر هم؛ کاش. مادر نشسته و نگاهم می کند،نکند پیش خودش فکر کرده من چون توی اکیپ جواد و آرشامم مثل... مثل آنها هستم؟ سریع می گویم:
- من شاید قدم درست برندارم. اما حواسم هست که اعتماد شما رو له نکنم.
لبخندی می زند و می گوید:
- شما آقایید!
من اصلا هم آقا نیستم. رفتن به هرجایی که جای انسان عاقل نیست و هر کاری که نفهم ها انجام می دهند... بی عقلها... نشانۀ هر چیزی است جز آقا بودن! اما از تلقین اعتماد گونه اش شانه های روحم حال می آید.
- حالا چی شده وحید جان!
- یکی از بچه های اکیپمون گیر افتاده!
بقیۀ حرفم را می خورم. سکوت می کند که ادامه بدهم. من بیشتر از این چه بگویم؟ نمی دانم چگونه توصیف کنم گروهش را. تا اینکه خودش می گوید:
- دلش می خواد که کمکش کنی؟ یعنی خودش قبول داره که گیر افتاده و کارش اشتباهه؟ آخه الان بچه ها فکر می کنند همه کارشون درسته و قبول ندارند دارند مسیر غلط می رند. تازه خوش حالن و افتخارم می کنند.
حرف هایم در دهانم می ماسد و همۀ ذهنم می شود یک سؤال بزرگ؛ یعنی علیرضا می خواهد یا علیرضا نمی خواهد. بودن یا نبودن مهم نبود. خواستن یا نخواستن، مسئله این بود...
#نرجس_شكوريان_فرد
#سو_من_سه
.
.
.
٭٭٭٭٭--💌 #ادامه_دارد 💌
✍💞سرباز ولایت 💞
🤍خادم الشهدا مدیر کانال🤍
💚نشر معارف شهدا درایتا👇👇👇
❤️👆#کانال_زخمیان_عشق
@zakhmiyan_eshgh
بانفس های تو هر مرده دلی زنده شود
ای دَمِ تو دَمِ صد حضرت عیسی عباس❤️
#بطلباربعینحرم
#سقای_عطشان
#نَشـــــــر=صَــــدَقِہ جاریِہ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📣 آمادهسازی موکبها در عراق
🔺️با آغاز ماه صفر، تعدادی از زوار، سفر اربعین خود را آغاز کردهاند. مردم عراق هم آماده پذیرایی از زائران هستند.
🔴شایان ذکر است اکثر موکب ها از ۷ صفر برپا خواهند شد
#عصر_اربعین
8.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موکب معروف #بنی_عامر بزرگترین کاروان عزاداران حسینی امروز از #بصره بهسمت #کربلا حرکت کرد.
#عصر_اربعین
5.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدمت رسانی #جمعیت_امام_رضاییها در نقاط صفر مرزی به زائرین اربعین حسینی
#عصر_اربعین
برنامه #موکب_امام_رضا عمود ٢٨٥
سخنران: استاد پناهیان
مداح: حاج سید رضا نریمانی
از ۹ لغایت ۱۸ صفر بعد از نماز مغرب و عشا
#عصر_اربعین
افسوسِ همه ماه من و سال من این است
کِی میطلبد کمشود اینفاصلهی عشق؟
#دلتنگ_اربعین