eitaa logo
بشری
228 دنبال‌کننده
24.4هزار عکس
9.9هزار ویدیو
125 فایل
بشری
مشاهده در ایتا
دانلود
📚۶۲ 🌹اﻧﺼﺎﻓﺎ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و اﻧﻘﻼب ﻣﺎ رﯾﺸﻪ اش در ﻧﻬﻀﺖ اﻣﺎم ﺣﺴﯿﻦ و در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮐﺮﺑﻼ و ﻋﺎﺷﻮرا اﺳﺖ و ﻣﯽ داﻧﯿﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در اﯾﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﭼﻪ ﻗﺒﻞ از اﻧﻘﻼب و ﭼﻪ ﺑﻌﺪ از اﻧﻘﻼب در اوج ﺑﻮدﻧﺪ. وﯾﮋﮔﯽ ﺷﻬﯿﺪ ﺗﻬﺮاﻧﯽ ﻣﻘﺪم اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺖ در دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس آن را ﭘﯿﺪا ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ آن ﻋﯿﻨﯿﺖ ﺑﺒﺨﺸﺪ، و ﻣﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﯾﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﻬﺎد و ﺷﻬﺎدت و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﺷﻮرا زﻣﺎﻧﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺪاوم اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ روﺣﯿﻪ اﯾﻤﺎن ﺑﺎ ﺟﻬﺎد ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ. اﮔﺮ روﺣﯿﻪ اﯾﻤﺎن ﺗﻮأم ﺑﺎ ﺟﻬﺎد ﺑﺎﺷﺪ دﯾﮕﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ در ﻓﻀﺎی دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و ﺑﻌﺪ از ﺳﺎل ۶۸ ﮐﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎن رﺳﯿﺪ ﻣﺎ ﺑﮕﻮﺋﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎب ﺷﻬﺎدت و ﺟﻬﺎدﻫﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ، اﯾﻦ ﺷﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ و اﯾﻦ روﺣﯿﻪ ﺟﻬﺎد و اﯾﻤﺎن ﭼﻮن در ﺷﻬﯿﺪ ﺗﻬﺮاﻧﯽ ﻣﻘﺪم ﺑﻮد ﻫﺮﮔﺰ اﯾﺸﺎن از ﭘﺎی ﻧﻤﯽ اﯾﺴﺘﺎد، و ﮐﺎر را اداﻣﻪ داد... ✍دﻛﺘﺮ ﻗﺎﻟﻴﺒﺎف ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
🍀۲۵۰_ساله_۳۷۳ 🌹وقتى امام باقر از دنيا میرود، بر اثر فعاليت‌هاي بسيارى كه در طول اين مدت خوِد امام باقر و امام سجاد انجام داده بودند، اوضاع و احوال به سود خاندان پيغمبر بسيار تغيير كرد. در دو كلمه من نقشه امام باقر و امام صادق را افشا كنم برايتان، كه البته آن‌وقت جزِو اسرار بود، همان اسرارى است كه شنيديد كه مى‌گويند مثلا جابربن‌يزيدجعفى جزو صاحبان سّر بود و هركس راز ما را منتشر بكند لعنت خدا بر او باد و چه و چه؛ آن اسرارى كه آن‌روز اگر منتشر میكردند لعنت خدا بر آن منتشركننده بود، همين‌هايى است كه من میخواهم افشا كنم، كه منتها امروز ديگر افشایش اشكالى ندارد، بلكه واجب است كه مردم بدانند كه امام چه‌كار مى‌خواسته بكند. نقشه امام صادق اين بود كه بعد از رحلت امام باقر كارها را جمع وجور كند، يك قيام علنى به راه بياندازد و حكومت بنى‌اميه را‌ ـ‌ كه هر روزى يك دولتى عوض مى‌شد و حاكى از نهايت ضعف دستگاه بنى‌اميه بود ـ‌ واژگون كند و از خراسان و رى و اصفهان و عراق و حجاز و مصر و مراكش و همه مناطق مسلمان‌نشين كه در همه اين مناطق شبكه حزبى امام صادق‌ ـ يعنى شيعه ـ‌ همه‌جا گسترده بود، از همه آنها نيرو بيايد مدينه و امام لشكركشى كند به شام، حكومت شام را ساقط كند و خودش پرچم خلافت را بلند كند و بيايد مدينه و حكومت پيغمبر را به راه بياندازد؛ اين نقشه امام صادق بود. ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
امیرالمؤمنین علیه السلام: 💠 شكرُ العالِمِ عَلى‏ عِلمِهِ عَمَلُهُ بِهِ وبَذلُهُ لِمُستَحِقِّهِ ❇️ شكرگزارى عالم بر علمش عبارت است از: عمل کردنش به آن علم، و گذاشتن آن در اختیار سزامندانش 📚 غررالحكم حدیث ۵۶۶۷ ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
🌴آقاسجاد اهل مطالعه بود. او پس از خواندن سلام بر ابراهیم، عاشق شهید هادی شد. به هرکسی از دوستان می‌رسید یک جلد کتاب ابراهیم می‌داد و می‌گفت: «بخون بعد بهم برگردون». همیشه چند جلد کتاب تو ماشین داشت و به صورت گردشی به دوستاش و آشناها می‌داد. 🌷گاهی خواننده کتاب از بس عاشق کتاب می شد که دیگه بازگشتی تو کار نبود و آقا سجاد اون کتاب رو به عنوان هدیه تقدیمش می‌کرد. 🌴شهید مدافع حرم سجاد طاهرنیا ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
🟢 ماجرای خواندنی خشونت راننده اتوبوس با شهید مطهری 🔹در ایامی که در قم بودیم، تازه این شرکتهای مسافربری راه افتاده بود. به قصد مشهد سوار شدم. بعد از مدتی احساس کردم راننده اتوبوس نسبت به شخص من که معمّم هستم، یک حالت بغض و نفرتی دارد. نه من او را می‌شناختم و نه او مرا می‏شناخت. در ورامین که توقف کرد، وقتی خواستم از او بپرسم که چقدر توقف می‌کنید، با یک خشونتی مرا رد کرد که دیگر تا مشهد جرأت نکنم یک کلمه با او حرف بزنم! 🔹پیش خودم توجیهی کردم، گفتم لابد مسلمان نیست، مادّی است، یهودی است. آن طرف سمنان که رسیدیم، من وقتی رفتم وضو بگیرم تا نماز بخوانم، همین راننده را دیدم که دارد پاهایش را می‏ شوید. مراقب او بودم، دیدم بعد وضو گرفت و نماز خواند. حیرت کردم: این که مسلمان و نمازخوان است! ولی رابطه ‏اش با من همان بود که بود. 🔹شب شد. پشت سر من دو تا دانشجوی تربتی بودند. آنها هم می‌خواستند ایام تعطیلات بروند خراسان (تربت). او برعکس، هرچه که نسبت به من اظهار تنفر و خشونت داشت، نسبت به آنها مهربانی می‏‌کرد. شب از یکی از آنها خواهش کرد که بیاید کنارش با هم صحبت کنند تا خوابش نبرد. او هم رفت. دیدم این راننده دارد سرگذشت خودش را برای آن دانشجو می‏گوید. من هم به دقت گوش می‏‌کردم که بشنوم. 🔹 اولًا از مردم مشهد گفت که از آنهایشان که با آخوندها ارتباط دارند بدم می‌آید. گفت: خلاصه این را بدان که در میان همه فامیل من، تنها کسی که راننده است منم. باقی دیگر، دکتر و مهندس و تاجر و افسر هستند. 🔹من سرگذشتی دارم. پدر من آدم مسلمان و بسیار متدینی بود. من بچه بودم، مرا به دبستان فرستاد. پیشنماز محلّه از این مطلب خبردار شد، آمد پیش پدرم گفت: تو بچه‌ات را به مدرسه فرستاده‏‌ای؟! ای وای! مگر نمی‏دانی که اگر بچه‌ات به مدرسه برود لامذهب می‏شود؟ پدر من هم از بس آدم عوامی بود، این حرف را باور کرد و دیگر نگذاشت دنبال درس بروم. یک روز بعد از اینکه زن و بچه پیدا کردم فهمیدم که اصلًا من سواد ندارم. 🔹معمّا برای من حل شد که این آدم، بیچاره خودش مسلمان است ولی خودش را بدبختِ صنفِ من می‌داند، می‏ گوید: این عمامه به سرها هستند که ما را بدبخت کردند. 🔹این یک جور نهی از منکر است، یعنی رماندن، بدبخت کردن مردم و دشمن ساختن مردم با دین و روحانیت. بعد من پیش خود گفتم: خدا پدرش را بیامرزد که فقط با آخوندها دشمن است، با اسلام دشمن نشد؛ باز نمازش را می‌خواند، روزه‏ اش را می‌گیرد، به زیارت امام رضا(ع) می‌رود. 📙 حماسه حسینی، ج۱، ص۸-۲۳۶(با اندک تلخیص) ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
👈خطیب محبوب دولت روحانی دلواپس نظام شد! «ناصر نقویان» منبری پرحاشیه و سخنران مراسمات نهاد ریاست جمهوری در زمان دولت تدبیر و امید که مدتی هم از سوی روحانی به‌عنوان دبیر هیئت عالی گزینش کشور منصوب شده بود به‌تازگی اظهارات حاشیه‌ساز جدیدی را بر زبان آورده است. خطیب مشهور رسانه ملی در سال‌های اخیر و کارشناس و یادداشت نویس شاذگوی رسانه‌های زنجیره‌ای امروز در بخشی از صحبت‌های خود، بدون اشاره به بانیان وضعیت به وجود آمده در کشور و ناکارآمدی هشت‌ساله دولت تدبیر و امید، سعی کرده همچون سایر رفقای اصلاح‌طلبش خود را نگران نظام نشان دهد و گفته: «رودهای مجزای منتقد نظام روزی به دریای خروشان می‌پیوندد. اگر روزی همه گروه‌ها و اقشار روی یک مسئله به اشتراک نظر برسند برای نظام خطرآفرین خواهد بود‌. من یک طلبه‌ام و دلم می‌خواهد در خیابان به خاطر تصمیمات نظام سرم بالا باشد اما الآن سرم پایین است. شما کاری کردید که قابل دفاع نیستید!». ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
✳️ این آقا روح‌الله همان حرف‌های امام حسین را می‌زند... 🔻 همیشه آرزو داشتم کاش می‌توانستم (ع) را یاری کنم. وقتی می‌نشستم توی روضه، گریه می‌کردم و می‌گفتم: «آقاجان! چرا ما تو اون دوره نبودیم تا جونمون رو فدا کنیم؟!» گاهی این فکرها توی خانه هم رهایم نمی‌کرد. یک روز انگار کسی سقلمه بزند به پهلویم، از خودم پرسیدم اشرف‌سادات! این همه حسین حسین می‌کنی، تو که هنوز امتحانی پس ندادی! از کجا معلوم تا کجا و کِی پای خدا بایستی؟ خیلی‌ها با امام حسین بودند، هم می‌خواندند ولی وقتی از جانشان ترسیدند، امام را تنها گذاشتند. چطور این‌قدر به خودت مطمئنی که مدام وسط روضه مشت می‌کوبی به سینه و می‌گویی حسین جان! من و بچه‌هایم فدای شما! با خودم زمزمه کردم اشرف‌سادات حالا نوبه‌ی توست. این تو و این میدان برای جهاد. مگر نمی‌خواستی برای خدا، دینش را کمک کنی؟ بسم‌الله. نمی‌بینی این شاه پدرنابیامرز خون مردم را توی شیشه کرده و این‌همه به دین خدا دهن‌کجی می‌کند؟ امام حسین نیست، درست؛ ولی این همان حرف‌های امام را می‌زند. پس پا سفت کن در راهش... 📚 از کتاب 📖 صفحات ۹۲ و ۹۳ ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
✳️ خود را خرج چه کرده‌ای؟ 🔻 دقت کنیم که خود را، خود را در این خرج چه چیزی کرده‌ایم؟! ما مضطرّیم و داریم خودمان را خرج می‌کنیم. از سرمایه‌های ما بی‌بروبرگرد دارد خرج می‌شود. این‌طور نیست که اگر خرج نکنیم، چرخ این عالم متوقف شود؛ که از لحظه‌ها و ایام ما می‌گذرد. ۳۸، ۳۹، ۴۰ سال از عمر ما گذشته، خیال می‌کنیم که لحظه‌ای است. جدّاً گذشت، و چیزی ته دستمان باقی نمانده است. بچه‌های دیروز بودیم و پیرهای امروز شده‌ایم. فردا هم خاکیم، خاک! و ای کاش خاک بودیم؛ «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا»؛ چون خاک دارد و از آن چیزی سبز می‌شود. اما آتش می‌گیریم؛ ابولهبیم و از نسل شده‌ایم. گویا که با پیوندی نداشته‌ایم! 👤 📚 از کتاب 📖 صفحات ۵۹ و ۶۰ ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
🔴 ملی مذهبیِ واقعی یادش بخیر.‌ نیمه دوم دهه هفتاد بود. آن وقت ها بحث ملی مذهبی ها و شعارهای پرطمطراقشان بسیار داغ شده بود. مرحوم "محمدرضا آقاسی" بعد از اتمام مراسم در مسجد ، چند دقیقه ای را داخل پایگاه بسیج میهمانمان شد و با شوق و حرارت ، بیتی درباره خواند که هنوز به خاطر دارم: کیست ملی مذهبی تر از بسیج؟ در ره دین ، زینبی تر از بسیج؟ درود بر بسیج و زنده باد روحیه ✌️ (شادی روح مرحوم آقاسی صلوات) ✍"قاسم اکبری" ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
5.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتی تکان دهنده از مظلوم ترین مادر شهید ایران ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby
بشری
📌تجاوز به زنان شوهردار توسط معشوقه مادر شاه! ♦️«اخباری درباره گم شدن زنان و دختران در پارک خرم (ارم کنونی) در مطبوعات چاپ شد، اما هیچ کس نفهمید که این بیچاره ها گم نشده‌اند. (بلکه عوامل خرم آن ها را ربوده‌اند!) حتی در روزنامه ها نوشتند که آن‌ها درون چاه‌های موجود در پارک سقوط کرده‌اند، تا اینکه در سال 1356 عوامل خرم که بارها دست به آدم ربایی زده و مورد تعقیب و مجازات قرار نگرفته بودند، دختری جوان را به زور از دست نامزدش گرفتند و مرد جوان را هم تهدید کردند که در قفس شیر خواهند انداخت! جوان ناموس باخته خودش را به پاسگاه ژاندارمری «کن» می رساند و شکایت می‌کند، اما عوامل خرم که در پاسگاه حضور داشتند به شکایت او وقعی نمی‌گذارند. این بیچاره به هر جای دیگر هم که عقلش می‌رسد سر می‌زند و راه به جایی نمی‌برد و خلاصه دختر جوان چند روزی در اسارت خرم و عواملش باقی می‌ماند و کاری که نباید می شده، صورت می‌گیرد... 🔹رحیم‌علی خرم که فردی عیاش و خوشگذران بود، با استفاده از موقعیت خود دست به انوع و اقسام فسادهای اخلاقی می‌زد. او صاحب چندین کاباره و عشرتکده در تهران و شمال و صاحب بوستان خرم تهران (پارک ارم فعلی) بود. 150 دختر فیلیپینی را در ظاهر به عنوان رقاصه استخدام کرده بود که در واقع آن دختران در حکم فاحشه در مراکز فحشایی که تحت مدیریت خرم بود فعالیت می‌کردند». اما رحیم‌علی خرم که بود، که می توانست به راحتی به انواع و اقسام فسادهای مالی، سیاسی و اخلاقی دست زند؟ 🔸رحیم‌علی خرم یک کارگر ساده بود که ابتدا برای کار به تهران آمده بود و پس از آنکه آسفالت ریزی خیابان‌ها در زمان پهلوی در تهران باب شد به آسفالت کاری روی آورد و کارگر آسفالت کار شد. ♦️اما یک روز بخت و اقبال روی سر رحیم‌علی خرم می‌نشیند و رحیمعلی را به اتفاق تعداد زیادی کارگر برای آسفالت کردن خیابان های مجموعه کاخ سعدآباد به این محل می‌برند. 📍یک روز که رحیم‌علی خرم مشغول کار در محوطه کاخ بود، مادر شاه که همراه با ندیمه‌اش از آن محل عبور می‌کرده، چشمش به هیکل غیرعادی و درشت رحیم‌علی خرم می‌افتد و مادر شاه که به مصاحبت با مردان قوی هیکل و عظیم الجثه علاقه داشت، دلداده‌ی این کارگر غول پیکر می‌شود. 🔺از همین لحظه، زندگی رحیمعلی دگرگون شد و آشنایی او با مادر شاه نقطه آغاز ترقی او بود و از این زمان، این شخص به حکم ارتباط و وابستگی به مادر شاه، وارد چرخه فاسد حاکمیت پهلوی شد و به سرعت با برادران شاه وارد روابط اقتصادی شد. ♦️کارگری که یک شبه ره صد ساله را پیمود و توانست از کف خیابان به کاخ سلطنتی برسد. او خیلی زود در این سیستم فاسد فربه شد و به انواع و اقسام فسادهای مالی، سیاسی و اخلاقی دست زد. ♦️رحیمعلی خرم بعدها، محل کارگاه آسفالت پزی خود در جاده کرج را تبدیل به کاباره جزیره کرد و زمین های اطراف آن را صاحب شد و پارک خرم (پارک ارم فعلی) را تاسیس کرد. خرم به وسیله ایادی خود در این پارک ،زنان و دختران جوان و حتی زنان شوهرداری را که همراه با شوهر و فرزندان خود به این محل آمده بودند، می‌ربود و در محل مخصوصی که در پارک برای خود ساخته بود، مورد تجاوز قرار می‌داد. 🔹پس از پیروزی انقلاب اسلامی رحیمعلی خرم در دادگاه انقلاب محاکمه شد و به همه ی این جرایم و جنایات سنگین اعتراف کرد. در جریان محاکمه رحیمعلی خرم فاش شد که این فرد بی رحم و سنگدل در محل پارک و میکده خود چند شیر درنده داشته و قربانیان خود را در صورت مقاومت در برابر خواسته های نامشروع جنسی خودش و یا عواملش در قفس شیرها می انداخته است. *مطالب ذکر شده بر اساس خاطرات و اعترافات به جامانده از رحیم علی خرم، منتشر شده در پایگاه های اطلاع رسانی مراکز بررسی اسناد تاریخی می باشد. ✍ جهان نیوز ✨ 🌺 ✨ بشری 🌺 @zanan_enghelaby