هدایت شده از رساآذر
38.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 اقدام میدانی برای پویش #حریفت_منم در تبریز توسط دختران حاج قاسم
#سایبری_آذربایجانشرقی
ولی اینایی که
وقتی آدم "جدید" میبینن
موقع صحبت استرس میگیرن و نفس کم میارن و صداشون میلزره
خیلی طفلکی ان ... :,)
هدایت شده از سِیدلَر
https://abzarek.ir/service-p/msg/1560486
هستید؟!
اینگور؟؛مث چی حرامه
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از ما که گذشت...
ماییم و دلتنگی های وقت و بی وقت برای شما آقای امام حسین ♡
یه جا نوشته بود :
یه بار بشینید با خودتون فکر کنید که چرا موقع خندیدن باید یکیو بزنید ؟
پ.ن: تو این وضعیت همیشه
اونی که میزنه منم
اونی که میخوره حورا ❤️😁
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای امام رضا...
من بین تموم دل نگرونی ها و تنهایی هام
نگاهِ مهربون تورو دارم ♡
" أَمانهحضن "
آقای امام رضا... من بین تموم دل نگرونی ها و تنهایی هام نگاهِ مهربون تورو دارم ♡
دلم تنگ شده
برای سرگیجه هایی که
تو راه اومدن به حرم از شدت خستگی داشتم ...
" أَمانهحضن "
آقای امام رضا... من بین تموم دل نگرونی ها و تنهایی هام نگاهِ مهربون تورو دارم ♡
یادته اومده بودم پیشت
شب تا سحر جلو پنجره فولادت میشستم و فقط نگات میکردم ؟!
یادته تو کل شبانه روز ، فقط ۲ ساعت میخوابیدم ، که بتونم ساعات بیشتری با تو باشم و تو بغلت سپری کنم ؟!
یادته تو حرمت میلرزیدم از سرما ولی باز کوتاه نمیومدم ؟!
من دلم برا همه اینا تنگ شده مهربون
میشه دلتنگیامو دریابی
یه نیم نگاهی
نظری...
دعوتی ♡:')
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینو یه بزرگواری که بهش میگیم حاجی فرستادن هوایِ خرابِ دلمونو هواییِ مشهد کردن::)
هوایی اون قشنگیایی که چشم دل میخواد برا دیدن.
آره دعا کنید امشب همگی مشهدشون امضا بشه برا کنکوریایی که هدفشون والاست هم دعا بکنید از اون دعا قَشنگاتون:)
به حق عباس هممون به زودی مشهد.
هدایت شده از سِیدلَر
امروز روز قشنگی بود؛
۲۵امین روز از ۸امین ماه۱۴۰۲
روزی که وقتی وارد اتاق شدیم ملیکا هی هوای مشهد زده بود به سرش از تعداد سفرای مشهدش که سر تهش یادش نبود میگفت؛
ومن سرار سر حسرت بودم،سعی میکردم گریه نکنم،نگم چقد دلتنگ بابا رضام نگم از خاطراتی که به شمار انگشتای دسته شاید؛
ملیکا از دلتنگیاشو خاطرات قشنگ مشهدش میگفت من حسرتی فرا گرفته بود دلمو که چرا با امام رضا انقدر خاطره ندارم،خیلی بغضمو نگه داشتم،ولی وقتی به ملیکا گفتم به خاطر اینکه یادت نمیاد چقد رفتی مشهد نماز شکر بخون؛ریخت بغض تبدیل به اشک شد تمام دردا تبدیل به اشک شد...
اشکی که دردام بود از رو گونم سر خورد گم شد...
شروع کردم به نوشت چیزایی که ایمان داشتم نباید کسی بدونه نباید حال کسیو بد کنه.
آره امروزی که سر ساعت هشت دلتنگی مون مارو به جنون رسونده بودو مث دوتا بچه که گم شدن دنبال باباشونن گریه کردیم.
انقدری که تا حالا اشکام تو چشامه آماده باریدن.
مگه نمیگن قبل از این که ما دلتنگ بشیم امام رضا دلتنگمون شده؟!
ینی میشه ببینم اون روزیو که جلوی صحن گوهرشادم دارم قدم میزنم به دردام فک میکنم؟!
من برای تسکین یه کوچولوی دردام نیاز دارم بابا رضا بغلم کنه؛بابا رضا بغلم میکنی؟!
@zaraban72