روزگاری رو به یاد میارم که نسبتی با حسین بن علی نداشتم
چه سخت ایامی بود و چه شیرین روزگاری شد وقتی تمام وجوهات زندگیم گره خورد با دردونهی حضرت مادر و حیدر
کربلایی حسین طاهریشور - یه نفری قربونت میرم.mp3
زمان:
حجم:
10.8M
عشق پدر و مادرت بهترین اتفاق زندگی من بود
که به شما ختم شد
من،زیاد اهل تاریخ خوندنم و همیشه بهم میگن چی میخوای از کتابای تاریخ
و من این روزها دقیقا به اینکه چیمیخوام رسیدم
در تمامی این سالها خط به خط استعمار رو در تاریخ مرور کردم و نتیجهاش شد امروز که وقتی ترامپ علنا خودش رو دیکتاتور میخونه و با من منهای پشت هم جهان رو میخواد صاحب منابع جهان بشه یا
کشورهای به ظاهر متمدن اروپایی با دغدغهی حقوق بشر ،بشر رو سر میبرند، طرفشون نباشم.
در کتابهای تاریخی که خوندم تصویر کودکان رنگین پوست در قفس رو دیدم که وایتهای متمدن درحال تماشایشان بودند
تاریخ یک عمر تحقیر هند و آفریقا رو دیدم که چطور چندصدسال از امکانات به دور نگهشون داشتند ضربههای پی در پی استعمار رو بر بدن ایران رو مرور کردم
و من تاریخ رو دارم زندگی میکنم و میبینم که چه بر سر وطنم آوردند مدعیان آزادی بشر در تمامی این سالها با تحریم و تخریب و نفوذ
اگر روزگاری رسید و ما نبودیم
و دخترکی شبیه به من کتاب تاریخ این روزها رو به دست گرفت امیدوارم لعنتی بر ما نفرسته که چطور استعمار در کتابهای تاریخشون بود و اجازه دادند دوباره تکرار بشه
زبیر بن عوام همیشه دلم رو میسوزونه
پسرعمهی رسول الله و حیدر باشی
شمشیرت بشه سیف الاسلام و دل پیامبر رو شاد کنه
در ابتدا که خیلیا نبودن پای علی بایستی
اما سادهلوحی و حب دنیا جوری به دلت چنگ بندازه که از فردوس پرتت کنه پایین
و من این سالها زبیر زیاد دیدم
رفقایی که به یه لرزش در مملکت کل ساختمون اعتقادشون ریزش کرده و اول از انقلاب دست کشیدند و بعد مدتی از خیمهی اباعبدالله خودشون رو پرت کردند بيرون
در مقابل زبیر ،زهیر بن قین قرار داره که همیشه بهش غبطه میخورم
دنیا رو به وفور داشت.
پای علی سفت و محکم نموند و خودش رو مشغول هرچی غیر حیدر کرد
اماتوی بزرگترین لرزش دوران، چسبید به عبای اباعبدالله و خودش رو از زمین برد به فردوس
و من این روزها زهیرها رو میبینم که تا دیروز نسبتی با مکتب مقاومت نداشتند اما امروز با ظواهر متفاوت دارند از حق میگن و ازش دفاع میکنند
خلاصه حواسمون باشه بین زبیر و زهیر شدن یه حب علی بن ابیطالب فاصله است و پای کار حسین بن علی موندن
بی عرضهها یه حکومت نتونستند عوض کنند که من ۲۱۰تا برگهی امتحان دینی و قرآن و ۹۰ تا برگهی تاریخ صحیح نکنم😂
هدایت شده از حسین طاهری
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سخنرانی
📱ریلزاینستاگرام
🎙حجتالاسلاموالمسلمینحامدکاشانی
📌| جــشــن ولادت ســـرداران کــــربلا
🔸|شب ولادت امامحسین(علیهالسلام)
🔹#مکتب_الزهرا(س)
🔗 zil.ink/taheri_net
برای دقایقی تصور کنید این عکس به جای اپستین متعلق به یک مقام آسیایی بود.
کنوانسیونها و مجامع حقوق بشر و حمایت از کودکان فریاد وامصیبتا سر داده و قطعنامههای شدیدی علیه آن کشور ثبت میکردند
ناتو رای به حملهی نظامی داده و موشکهای دور برد آمادهی شلیک
اما او یک وایت است و نه تنها کسی به او خرده نمیگیرد که آنقدر دامان مدعیان حقوق بشر را به کثافت جزیرهاش آلوده کرده که کسی جرات بردن نامش را هم ندارد
وقتی قلم برداشت و برای جوانان غرب نامه نوشت ، عدهای شروع کردند به تمسخر اما او یک دههی بعد را میدید و به همین خاطر برای آنها نوشت
"امروز جوامع رسانه ای مرزهای جغرافیایی را در نوردیده اند. با این حال، اجازه ندهید که آنان شما را با مرزهای ذهنی و ساختگی احاطه کنند."
او امروزی را میدید که رویای آمریکایی در حال زوال است و جوانانی به خیابانهای آمریکا میآیند تا حق زندگی را فریاد بزنند و نشان دهند سیاستمداران آمریکایی که مدام حقوق بشر را تکرار میکنند چیزی از بشر سرشان نمیشود و اگر قدرتشان به خطر بیوفتد تمام ادعاهایشان را بهدست باد سپرده و خود قانون میشوند
او میخواست لباس میش را از تن گرگ پیر استعمار در آورده و رسوایشان کند
و چه خون دلهایی خورد و چه خون به جگری باید شویم تا اهالی این مُلک شبیه به حقجویان غرب به ذات استعمار پی ببرند
این روزها، وسط شلوغیهای خوندن برای کنکورش ،میگرده بین محتواها برای ساخت کلیپ و انتقال هنرمندانه صحبتهای سید
پیدا کردن صوت،تصویر،موسیقی، ادیت و تدوین وقتگیره
و برای من این شیرین ترین وقت گذرونیش در سال کنکورشه
فعلا ثار مدیا رو برای برند خودش انتخاب کرده
برای روزی که با صدای بلند از مکتب سید بگه
در ایتا امکان ارسال کلیپ تا ۵۰مگ هست.
بنابراین در کانال بله 《زرقای》 ببینید و منتشرش کنید
زرقای
واقعا کوفی ها دلهایشان
به چه درجه ای از سختی رسیده بود؟!
آخر هر طور حساب میکنیم
نمیشود که
امام حسینعلیهالسلام را
دوست نداشت!
عمر سعد در لحظات آخر عاشورا
یک مسیحی را فرستاد و گفت: برو
وکارش را تمام کن.
چشمانش را باز کرد
و مسیحی را بالای سرش دید؛
فرمود: نه!
تو این کار را نکن
نمیخواهم این بیآبرویی
به اسم تو و دینت ثبت شود!
خودت را جهنمی نکن
من با همین
زخمهایی که خوردهام نیز
کشته میشوم.
مسیحی تعجب کرد که
تو در بدترین وضعیت خودت هم
به فکر من هستی؟!
از همان جا برگشت، جنگید،
و درکنار خود سیدالشهدا شهید شد.
چقدر عجیب خیرخواهی،
جناب سیدالشهدا...