eitaa logo
••کوچه شهدا••
253 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.9هزار ویدیو
57 فایل
گوش به فرمان اسید مجتبی😎🫴 سربازان آقا سید مجتبی هستیم بااااااا افتخار @zahrAmm313 تبادل کپی؟دوتا صلوات کنار بزاری حلاله ولی از بازی ها نه♥️🌷 چنل سربازان اسید مجتبی اگه سربازی بزن رو پیوستن 👇
مشاهده در ایتا
دانلود
سرطان عجیب حجاب استایل ها این چی بود من دیدم😱 یا حضرت زینب😡💔 این ویدیو یه همه توصیه‌ نمیشو ❌⭕✋ اگه هنوز عضو نیستی باید عضو شی تا بتونی بازش کنی 🎑 اگه بعد استفاده لف ریپ میشیدا 🛤️🛹🎯 خوب منتظرتونم برلی دیدن روی کلمه ی بزنید 💫🌒 یا زینب @zbiamg
کویر نشه زبان بدم
تا همین لحظه سه نفر پیام دادند
باید ۲۵ تا پیام بشه تا زبان بدم
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدری رفت بگو با دل طفلان چه کنیم؟! با غم انگیزترین حالت ِايران چه كنيم؟! ❤️‍🩹🥲 -ادمین
••کوچه شهدا••
۵ پیام
تا ۲۵ تا نشه پاسخ نمیدهم
هدایت شده از ••کوچه شهدا••
ادمین می‌خوام جهادی دختر باشه روزی بیش از ۵ تا پیام بزاره اگه نمی‌خوایم پیام ندید زیپ میشین بقیه سرایت اینجا @zahrAmm313 @zbiamg
هدایت شده از رهبر شهیدم¹¹⁰🥀🖤
_حاج مهدی رسولی_
هدایت شده از شیعه مَہد؎🌱
اینکه از طرف ادوارد بهم پیشنهاد همکاری داده شده بود یکم چیز بود! چیز نه منظورم اینه مشکوکه! خیلی خیلی مشکوکه! بعد اون داستان منو اون سایه ی همو با تیر می‌زنیم و حالا آدم فرستاده که دعوتم کنه به همکاری؟! همکاری معمولی‌ام نه، بشم رئیس باندش توی ایراااان؟! تقریبا نیم ساعتی می‌شد که جکسونو فرستاده بودم پی کارش. <(فلش بگ)> & نیم ساعت پیش: +خب جوابتون؟! نفس عمیقی کشیدم ‌و با اخم گفتم: _از کجا معلوم یه نقشه نباشه مثه سری پیش جا نزنید؟! +ببینید خانم، جناب کارسن هر شرایطی که داشته باشید رو قبول می‌کنن و به شما اطمینان کامل میدن که همه چی باب میلتون و دقیقا همونطور که خودتون می‌خوایید باشه! چشم ریز کردم که جدی تر گفت: +ایشون قراره شما رو به عنوان رییس باند دوم به کل باندهای جهان معرفی کنن همچنین شما می‌شین دست راست ایشون توی همه‌ی کارها و همه چی به خودتون سپرده میشه! سر تکون دادم و گفتم: _راجبش فکر می کنم اونم سر تکون داد و گفت: +یه هفته فرصت دارید که جواب قطعیتون رو به ما برسونید! و بعدم بلند شد و سمت در رفت. (حال) اوه! خب! وسوسه انگیزه! اینکه رئیس دوتا از بهترین باندهای خلاف ِ ایران باشی! نظرم که از همین الان معلومه ولی خب یکم احتیاط بد نیست! باید بفهمم واقعا قصدش از این کار چیه! می‌خواد دوباره ازم سوءاستفاده کنه و نارو بزنه یا...؟! پوفی کشیدم و بلند شدم. برای مطمئن شدن باید یه نقشه می‌کشیدم که اگه خواست جا بزنه من نباشم که گیر میوفتم! سمت آسانسور رفتم و دوباره برگشتم به اتاق مخفیم. ادامه دارد.... به‌قلم: رازا    ₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊