گل بر رخ توست و چشم من غرقه بهآب
من تافته و زلف تو پیچیده بهتاب
زلف تو بر آتش است و من گشته کباب
بیخواب من و نرگس تو مایهٔ خواب»
🌾— عنصری؛ رباعیات
اشک قطرهای نیست که از چشم میچکد؛ این روح من است که از چشمانم جاری میشود.
آدما نباس دوست پيدا كنن!
چون وقتي ميرن، وقتي نميشه بهشون زنگ بزني، وقتي نمي توني درد و دل كني، يا حتي نمي توني باهاشون شوخي كني و بخندي؛ همه دوستي ـهات خلاصه ميشه تو عكس ـهات و خاطره ـهات. هي بغض تو گلو ـت گير مي كنه، خفه ات مي كنه.
آدما باس هميشه تنها بمونن!
« پسر خاله ، كلاه قرمزي »
خوشـتر آن باشـد که وصـف دلــبران
گــفــتــه آیـــد در حـدیـــث دیـــگــران ٬🎍