امیدواریم اما احتمالا در آخرالزمان به اول قصه برسم؛ یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نموند. ֺ ִ 🪴ᯏ ֪
«در ره عشق بتان دست ز جان باید شست
طی این وادی پر خوف و خطر باید کرد
بر سر کوه ز دست تو مکان باید جست
گریه از دست غمت تا به سحر باید کرد»
⛰️ ٬ عارف قزوینی • دیوان اشعار (۲)
غافل منشین نه وقت بازی است
وقت هنر است و سرفرازی است
دانش طلب و بزرگی آموز
تا به نگرند روزت از روز
🌱 ؛ نظامی · لیلی و مجنون
‹ در نصیحت پسرش، محمد نظامی ›
ڪُلبـهٔ جَنـگلے .
غافل منشین نه وقت بازی است وقت هنر است و سرفرازی است دانش طلب و بزرگی آموز تا به نگرند روزت از روز
اگه میشد هر ۳۶ بیت ش رو میذاشتم..
واقعا قشنگ نصیحت ش میکنه 🥺
تو کتاب ‹خسرو و شیرین›، نظامی برای پسر هفت ساله ش شعر میگه و نصیحت ش میکنه. تو کتاب ‹لیلی و مجنون›، پسر ش چهارده ساله ش شده و باز هم پدر براش شعری می نویسه! ❤️🩹
«پشت حصار پنجرههای خانه، به اسارت زندگی درآمدهایم؛ دلم پرواز در آسمان را میخواهد تا از نزدیک ببینم ماه چقدر زیبا ست.»
﹒🌱𝒵ℯ𝒹