اپلیکیشن بهخوان فایل کتاب ها رو بهت نمیده
ولی شبکه ارتباطی گسترده ای رو برات باز میکنه که با آدم های کتابخون ارتباط بگیری
یه عده پاک و بی ریا و کتابخون جمع میشن دور هم
مثل دیجیکالا، فقط به جای نظر دادن راجب محصولات، اینجا راجب کتاب ها نظر میدن
و فقط به ستاره محدود نمیشه چون،
آدم های مختلف چیزی که از اون کتاب دریافتن رو تحت عنوان یادداشت مینویسن.
بریده کتاب ها رو میزارن و...
امیدوارم یه روزی اکثر نویسنده ها مثل آقای یامین پور و آقای امیرخانی که الهی حالشونم خوب بشه، وارد این اپلیکیشن بشن و فعال باشن چون بنظرم بهخوان بهترین دریچه برای ارتباط با نویسنده هاست.
میتونید عضو باشگاه بشید یا خودتون و دوستاتون یه باشگاه مطالعاتی خصوصی تشکیل بدید اونجا یه کتاب رو باهم شروع کنید بخونید و گزارش مطالعه تون رو بفرستید و باهم راجبش چت کنید.
جونم براتون بگه که چالش مطالعه میتونید بزارید و کتاب هایی که خوندید دارید میخونید و میخواید بخونید رو دستهبندی کنید.
درنهایت اگر بهخوان رو به بقیه معرفی کنید بهتون ستاره نمیده ولی شاید یه نفر رو به یه کتاب رسوندید که با خوندنش زندگیش عوض شد.
یا یکم کمتر تو اینستا چرخید و یه لحظه ذهنش آروم گرفت.
خلاصه که این همههه کار فقط برای اینکه کتاب بخونید.
کتاب بخونید😭😂
|دفترچه زیتون🌿
|دفترچهزیتون
نهه انگار همیشه هم اینطور نیست امروز بین کسانی بودم که حالا به جای فکر کردن به موضوعِ متن قبلی، لبخ
مشخص شد که مسئله آدم های اطرافت نیستن و اگر تو خودتو قبول کرده باشی،
برای مقبولیت تلاش نمیکنی،
تظاهر نمیکنی
و سعی نمیکنی کسی باشی که نیستی.
شاید نمیشه و نباید تو هر جمعی تمام خودت باشی
ولی باید بفهمی که وظیفه ای روی دوشت نیست.
کسی بهت نسپرده که جمع رو مدیریت کنی.
تو هم یک عضو اون جمعی مثل بقیه
و هرکس نقش خودش رو تو جمع ایفا میکنه.
حتی کسی که ساکته یا درونگراست هم میتونه بخشی از یه جمع باشه و اثر داشته باشه.
دیشب من هیچ انتظاری از خودم نداشتم.
حتی حرف های خنده دارم برای خندوندن نبود.
خیلی فکر نکردم که چند نفر به این حرفم میخندن و مردد نشدم.
نه از اینکه ساکت باشم ترسیدم
نه از حرف زدن...
نه از دیده شدن و نه از ندیده شدن.
من دیشب آزاد و رها بودم.
از فکر و خیال الکی بابت ظاهرم یا رفتارم، آزاااد بودم.
هیچ اشکالی نداره خودم باشم مگه نه.
|دفترچه زیتون🫒
حدیث قدسی:
اگر آنهایی که به من پشت کرده اند می دانستند که من چه اندازه انتظار دیدن آنها را می کشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آینه از شدت شور و شوق نسبت به من جان می دادند و تمام بند بند اعضایشان به خاطر عشق به من از هم جدا می شد."🤍"
هم آنهایی که باید، به خود نمیگیرند،
هم آنهایی که نباید، دخالت میکنند.
سکوت برخی که باید عرصه به دستشان باشد،
و فریاد برخی نادان که نباید شنیده شود.
در این بین صدای کسانی که هیچکدام از این دو را قبول ندارند هیچوقت شنیده نشد، آن هم بخاطر سکوت برخی و فریاد برخی دیگر...
https://eitaa.com/yaminpour/5293
احساس کردم که آقای یامین پور نیاز دارن پیامشون رو تو کانال ۵۳ نفریم بزارم، چون خودشون فقط ۵۵k عضو دارن😔
فقط خدا میدونه تو زندگیمون چه بلاهایی سرمون اومده و چه بلاهایی سر بقیه آوردیم....
وقتی تمرکزت رو بزاری رو کارهایی که باید انجام بدی یا بهت تحمیل شده
و هی با خودت تکرار کنی که
باید اینکارو بکنم و
باید و باید...
اونوقت حواست از زمان هایی که ازاد داری پرت میشه
اونوقت از برنامه فردات فقط اینو میدونی که قراره صبح بری مدرسه و امتحان بدی
و دیگه به اون ساعت های بعدش فکر نمیکنی که چه کااار هایی از اون هایی که لیست کردی میتونی انجام بدی.
اگر برنامه داشته باشی برای فردات،
اینکه همینجوری تو اتوبوس گوشیتو برداریو با خودت بگی عه برم طاقچه کتاب بخونم
با اینکه وقتی سوار شدی با خودت بگی خب حالا وقت خوندن اون کتابه
فرق میکنه.
تازه قبل از برنامه داشتن،
هدف داشتن و دونستن اینکه تو بالاخره میخوای چیکار کنی، اولویت داره.
یه هدف قابل لمس که بشه تصورش کرد
و بشه با فکر کردن بهش،
مراحلی که باید براش طی کنی رو فهمید.
من که تا حالا تجربه نکردم
ولی فکر میکنم وقتی اینشکلی بشه
دیگه کم کم اشتیاقت برای انجام دادن کارهات انقدر زیاده که دیگه اصلا اجازه ۵ دقیقه وقت تلف کردن رو هم به خودت نمیدی...
الهی که برای زندگیامون برنامه هاااا داشته باشیم
و هدفی که بزرگ باشه و قابل لمس...
|دفترچه زیتون⏳