مطمئن نیستم که دلم میخواست در این شرایط باشم یا نه
دلم میخواهد زار زار در دامن کسی که همه چیز را میداند گریه کنم.
دلم میخواهد در آغوشم بگیرد.
دلم میخواهد صوت صدای رهبر را که میگفت آرام باشید هزااار بار گوش کنم.
دلم در اضطراب است.
اعتمادم به هرکس و هرچیزی از بین میرود و برمیگردد.
به همه چیز شک میکنم و دوباره ثبات پیدا میکنم.
فقط خدا کند که در سمت درست باشم و بمانم.
|دفترچه زیتون