eitaa logo
|دفترچه‌زیتون
84 دنبال‌کننده
284 عکس
32 ویدیو
3 فایل
نوشته های باقی مانده از |دفترچه زیتون
مشاهده در ایتا
دانلود
که لو رفتم
ترکیب برتر
ایران حاج‌خانوم😭🤍
مطمئن نیستم که دلم می‌خواست در این شرایط باشم یا نه دلم می‌خواهد زار زار در دامن کسی که همه چیز را می‌داند گریه کنم. دلم می‌خواهد در آغوشم بگیرد. دلم می‌خواهد صوت صدای رهبر را که می‌گفت آرام باشید هزااار بار گوش کنم. دلم در اضطراب است. اعتمادم به هرکس و هرچیزی از بین می‌رود و برمی‌گردد. به همه چیز شک می‌کنم و دوباره ثبات پیدا می‌کنم. فقط خدا کند که در سمت درست باشم و بمانم. |دفترچه زیتون
حالا که می‌روی همراه جاده ها برگرد و پس بده تنهایی مرا
از بچه‌ ها نمی‌کشم بیرون✋🏻
می‌نویسم تا بماند از من. اینکه به چه چیزهایی فکر می‌کردم و چقدر سردرگم بودم. من در شرایط عادی هم برای همه این زندگی مشکوک بودم. همین زندگی که تا اینجا چیدم. حالا که جنگ است و آینده نامعلوم تر شده و در هاله ای از ابر خاکستری فرو رفته. جدید تر به این فکر می‌کنم که شاید باید این دید کمال طلبانه را از آینده گرفت. چرا برای من اینکه کسی دو سال در فلان دانشگاه حقوق بخواند و بعد تصمیم بگیرد آن را رها کند و سراغ رشته دیگری برود، انقدر عجیب و اضطراب آور است. باید پذیرفت که آینده می‌تواند پر از اشتباه باشد، مثل گذشته که تاکنون بوده. من ممکن است هرکدام از آینده هایی را که برای خودم تصور می‌کنم باشم و ممکن است هیچکدام نباشم. وقتی برای زنده بودن در ثانیه بعد ضمانتی نیست تو چطور می‌خواهی حتما آینده موردنظرت رقم بخورد. باید قبول کنی که با وجود تمام پیش‌بینی های وسواسانه تو، باز هم، هنوز هم ممکن است آینده طور دیگری رقم بخورد. شاید این حقیقت در همان سریال مورد علاقه ات، لحظه گرگ و میش، تجلی پیدا می‌کند. و تو کسی هستی که ازدواج یاسمن با سروش مطلق را بدترین قسمت داستان می‌دانی. نمی‌گویم که بدون آن قسمت داستان بی معنی می‌شد. هرگز. زندگی بدون اشتباه یا حداقل با اشتباه های کوچک، نه به این اندازه بزرگ، هیچوقت بی معنی نیست، مگر اینکه پای چیز دیگری مثل بیکارگی در میان باشد. این روزها با خواندن کتاب یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی می‌دانم که " عشق مجموعه ای از تجربه های زنده ی دائمی طاهرانه است؛ و این همه، نه فقط تعریف عشق است، که تعریف زندگی هم هست " حالا اجازه می‌خواهم تا به جای تصور از آینده ام فقط این را بگویم که از انتهای قلبم و با امضای عقلم تعهد می‌کنم که دوست دارم در ۲۰ سال آینده، یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و تا عمق جان استرس آور را تجربه کرده باشم، به شرط اینکه بدین سبب متوجه شوم که قرار نیست همه چیز روی ریل پیش بینی های من حرکت کند. تا حداقل آن زمان، از این فکرهای همیشگی اضطراب آور درباره آینده، رهایی یافته باشم. |دفترچه زیتون