eitaa logo
|دفترچه‌زیتون
84 دنبال‌کننده
284 عکس
32 ویدیو
3 فایل
نوشته های باقی مانده از |دفترچه زیتون
مشاهده در ایتا
دانلود
کاااش می نوشتم. اگر حافظه ام یاری کنه می نویسم. |دفترچه زیتون🌿
اینکه شب خوابت نمی بره احتمالا بخاطر اینه که در طول روز زیاد نشستی یه گوشه و گوشی دستت گرفتی دو دلیل داره یکی از لحاظ فیزیکی وقتی ساعت های زیادی از روزت رو بی تحرک یه گوشه با گوشی گذروندی پس طبیعیه که بدنت خسته نباشه که سریع بخوابه اونیکی که مهم تره: از لحاظ ذهنی تو یه عالمه فیلم و تصویر و صوت دیدی و شنیدی پس ذهنت بیخیالت نمیشه و نیاز داره یه چند ثانیه تاریکی با چشم باز که یخورده به اطلاعات سر و سامون بده خلاصه مثل من نباشید... |دفترچه زیتون🌿
از بین تمااام سفر که پر از اتفاقات قشنگ و باحال بود مثل دیدن دوستم دیدن عمه، شوهرعمه، دخترعمه هام خادم های خییلی مهربون حسینیه و خییلی چیزای ریز و درشت دیگه من آخرین خاطره رو میخوام بنویسم. چون کل سفر رو دقیق یادم نیست و این خاطره چون آخریشه بهتر یادمه. و اینکه باز چون آخرین خاطره ای بود که تو این سفر منو به وجد آورد و به عنوان آخرین حس خوب تو وجودم موند، انتخابش کردم. اصلا نباید ادبی باشه چون یه بار امتحان کردم و دیدم نشد. ولی با این وجود نمیتونم عامیانه بنویسم. میخوام زیاد بهش بپردازم اگر بشه، پس چند قسمت خواهد بود. سعی میکنم کوتاه و چسبناک باشه که دنبالش کنید. و البته که سعی میکنم جوری بگم که کامل حسش رو درک کنید. داستان راجب همسفر های ما توی ون در راه برگشت از کربلا به مرز مهران هست. |دفترچه زیتون🌿
از بین تمام کار های متنوعی که میشد با سیم انجام داد این مورد انتخاب شد. میشد وسیله کاربردی ساخت یا مجسمه تزئینی یا جواهرات و... من تابلو رو انتخاب کردم دارم بیشتر یاد می گیرم مثلا فهمیدم این سیم ها آنیل شده هستن ولی هنوز نفهمیدم آنیل شده یعنی چی اشکال نداره قدم به قدم ولی قول میدم ولش نکنم و از فکرم نیوفته |دفترچه زیتون🌿
داستان محرم و صفر و اربعین و مشایهِ سال ۱۴۰۴ به پایان رسید... چه راهی سفر عشق شده باشید چه نه جاماندن به اینها نیست الهی جانمانده باشیم.... |دفترچه زیتون💔
+البته درستش لقد خلقنا الانسان فی کبد هست، شما حافظید؟ سرم را پایین انداختم لبخندِ از سرِ خجالتم تمام صورتم را پرکرده بود - نه و آهسته تر ادامه دادم - قاری هستم تسبیح دخترانه سفیدی را که در دستش بود چرخی داد و با اشاره به صاحب هیئت، گفت + اگر اجازه بدید بخاطر انس با قرآنشون این هدیه رو به ایشون بدم ‌.......................................... همین یه اتفاق کوچیک باعث شد به این فکر کنم که چرا حافظ قرآن نیستم یا چرا یه عالمه آیه معروف بلد نیستم با نگاه کردن به این تسبیح، چندین بار میتونم انگیزه بگیرم که قرآن خوندن رو جدی بگیرم... همین... |دفترچه زیتون🌿
ماندگار کردن لحظات با گرفتن عکس یادگاری اتفاق نمی افتد. اعمال شماست که هم برای خودتان هم برای دیگران به یادگار می ماند. از این لحظات که می گذرد یادگار به جا بگذارید، که این یادگار ها نتیجه زیستن لحظه هاست... |دفترچه زیتون🌿
کسی چه می داند... انگار ما در این دنیا از خیلی چیز ها خبر نداریم پس چه کسی میخواهد من را متهم کند، که با خیالاتم زندگی میکنم. با خودم گفتم همه چیزی می گویند تو نمیخواهی بنویسی پس شروع کردم و نوشتم و در لحظه آخر دکمه ارسال را که زدم، متنم ناپدید شد... من در خیالاتم با خودم می گویم شاید گفت هنوز خیلی کوچکی برای اینکه چیزی بگویی و خب راست می‌گوید... |دفترچه زیتون🌑
آنها از کارهایی که میکنند، می گویند... کتاب هایی که می خوانند، فیلم هایی که می بینند، از چیزهایی که آزارشان می دهد، در سرشان می گذرد، یا چیزهایی که دوسشان دارند، می گویند و من بیشتر می فهمم که من، درواقع، زندگی نمی کنم... نه اینکه به زندگی هایشان غبطه بخورم یا آنها زندگی فوق العاده ای داشته باشند آنها هم درد دارند آنها هم ناراحت می شوند ولی زندگی می کنند زندگی کردن برای من به معنای خوشحالی همیشگی نیست این وجود ندارد آنها صبح که بیدار می شوند گوجه رنده می کنند و تخم مرغ می شکنند چای دم میکنند و شاید پنجره ها را باز می کنند تا باد پرده ها را به رقص وادارد این زندگی در رویا نیست این فقط آن نشاطی است که اگر یاد بگیریم زندگی کنیم در زندگیمان تزریق می شود... |دفترچه زیتون🌿
|دفترچه‌زیتون
آنها از کارهایی که میکنند، می گویند... کتاب هایی که می خوانند، فیلم هایی که می بینند، از چیزهایی که
این چیزی است که شما در پیج های روزمرگی اینستا نمی بینید آنجا رنگ همه چیز روشن است... خبری از رنگ های خاکستری و سیاه نیست ولی آنها رنگ زندگی واقعی خود را به نمایش می گذارند. حتی کتاب خواندن و فیلم دیدن آنها متفاوت است. چون آنها فکر می کنند چون آنها احساسات درونشان را بیدار نگه داشتند و شاید راز زندگی کردن در ارزش دادن به تمام احساساتمان باشد اگر بی حوصله ایم اگر ناراحت و دلگیریم اگر شادیم اگر خشمگینیم به هرکدام بپردازیم و برای همشان ارزش قائل باشیم... اگر بی حوصله ایم، ناز حوصله مان را بکشیم تا همراهمان شود اگر ناراحتیم، قطره های اشکمان را بغل بگیریم و لحظاتی عزاداری کنیم اگر شادیم، جشن بگیریم و پای‌کوبی کنیم اگر خشمگینیم، به خودمان این اجازه را بدهیم که چند لحظه ای سر دیوار داد بکشیم راز زندگی کردن همین است ما باید به خودمان اهمیت بدهیم. آنوقت برای خودمان ارزشمند می شویم و دیگر تنها نیستیم و بی نیازیم از هرکس که باید برایمان ارزش قائل باشد و آزادیم که لذت ببریم... |دفترچه زیتون🌿
|دفترچه‌زیتون
این چیزی است که شما در پیج های روزمرگی اینستا نمی بینید آنجا رنگ همه چیز روشن است... خبری از رنگ های
و وقتی برای خودمان ارزش قائلیم ساعت ها پای اکسپلور نمی شینیم شب دیر نمی خوابیم صبح نمی خوابیم ورزش می کنیم کتاب خوب می خوانیم فیلم خوب می بینیم تلاش می کنیم تنبلی نمی کنیم اراده می کنیم کار می کنیم و زندگی می کنیم... بیایید زندگی کنیم^^ |دفترچه زیتون🌿