eitaa logo
|دفترچه‌زیتون
85 دنبال‌کننده
280 عکس
32 ویدیو
3 فایل
نوشته های باقی مانده از |دفترچه زیتون
مشاهده در ایتا
دانلود
نوشتن را از ما گرفتند و درعوض ما را محدود به اصطلاحات و شکلک ها کردند. ولی ما چرا نگفتیم که که حرفی که می‌خواهم بزنم اینطور نیست که تو داری به من می‌آموزی. به ما آموختند که چطور صحبت کنیم؛ مگر خودمان بلد نبودیم؟ چه اهمیتی دارد که متفاوت باشی در جامعه ای که یک رنگ شده. الهی روزی بیش از اینی که هست از فضای مجازی دور شوم. از چت کردن ها. و برای او بنویسم، طولانی، چندین خط پشت سر هم. چه بلایی به سر ما و دنیامان آمده؟ |دفترچه زیتون
جان فدا جدی شد🏂
دیشب؛
- حرم حضرت معصومه سلام‌الله؛ صحن صاحب الزمان
و تو نشسته‌ای به کافه‌ای غمگین و فکر می‌کنی به معنای زندگی
هدایت شده از [نهـان‌رویــا]🇮🇷
+ نمی‌خوام گیر بدم ولی چهار نفر😔
الهه یه چندوقت نبود. می‌نویسه، خیلی بیشتر و خوشگل‌تر از من الان برگشته. یه رمان هم نوشته تو کانالش مطمئن نیستم تموم شده یا نه. خواستید برید پیشش.
هدایت شده از کانال حمید کثیری
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمایشگاه کتاب تهران به یاد در باغ کتاب توضیحات رو بشنوید و توی گروه‌ها و کانال‌هایی که دسترسی دارید بفرستید 🙏 @hamidkasiri_ir
این بقیه هستن که تو رو قضاوت می‌کنن چون نمی‌دونن تو چه اتفاقاتی رو از سر گذروندی ولی خب تو که می‌دونی... تو چرا با فکر به قضاوت اونا خودتو ناراحت می‌کنی وقتی میدونی چی بهت گذشته پس برای کسی که الان هستی ارزش قائل باش هرچند که چیزی که می‌خوای بشی نیستی چون شخصیت تو حاصل تمام ثانیه هایی هستن که تا الان زندگی کردی و تمام تجربه های تلخ و شیرینت. تو این دنیا که آدما همدیگه رو قضاوت می‌کنن حداقل تو خودت رو درک کن. درآخر فقط تو برای خودت می‌مونی و شمایید که باید مشکلاتت رو حل کنید، باید پیشرفت کنید، باید چیزی بشید که می‌خواید. پس با خودت آشتی کن و انقدر خودتو بی‌ارزش ندون‌. |دفترچه زیتون
هدایت شده از [نهـان‌رویــا]🇮🇷
خب سلام خیلی خلاصه توضیح بدم ؟ من الهه هستم و اینجا خدا می‌دونه چندمین رمانم گذاشته میشه. رمان هایی که هیچوقت تموم نشدن چون یا مسیرشون اشتباه پیش رفته یا قرار بوده یه روزی بهتر بشن. حالا، فعلا که نه شرایط بهتره نه مغز ما، وقت شروع یه پروژه جدیده(چون این یکی خیلی ایده کوتاهیه بنظرم نه شما رو اذیت کنه نه من رو) ما شاهد فردای زمین خواهیم بود. اما نه اون فردایی که تا حالا ازش شنیدیم. هیچ جنگ به خصوصی رخ نداده تا آینده رو از گذشته جدا کنه. هیچ اختراع شگفت انگیزی باعث برتری انسان یا جداییش از خودش نشده. انسان ها با یک اشتباه از خودشون جدا شدن و این اشتباه رو هرکسی نمیدونه. میشه گفت هیچکس نمیدونه. حالا توی زمینی زندگی می‌کنن که مرزها ازبین رفتن، فرهنگ ها مثل خمیر مخلوط شدن و بزرگترین جرم یک چیزه: داشتن ایمان. ولی مسئله اینجا نیست. مسئله اینجاست که توی یکی از روزها و سالهای جدید این نظم جهانی بیماری ای به سرعت پخش میشه. چیزی که حتی شبیه افسانه ها هم نیست. مخصوصا اینکه تنها راه انتقال این بیماری قانع کردن فرد میزبان به پذیرفتن ویروسه. اینجا، آدم ها داوطلبانه به آغوش نابودی میرن.