ذكـــريـات .
او همانقدر مثل ماه زیبا بود،
اما آن ماه آنقدر از من دور بود.. دورِ دور بود..
نورِ نقرهایاش، بر سکوتِ شب میتابید
و دلِ مرا، هواییِ او میکرد
هرچه صدا زدم، پاسخی نیامد
جز سکوتِ سردِ فاصله، و آهِ پر از درد
ماه بود و من، و فاصلهای بیانتها
همچنان در رویایِ او، و او همچنان دور از دست
شاید روزی، در آسمانِ دیگری، به هم رسیم
اما امشب، فقط ماه است و من، و این حسرتِ تلخ.
بعضی وقتها گفتن « دوستت دارم » دیر میشه . .
یه لحظه میگذره ، تا بخوای بگی ، شاید طرف دیگه پیشت نباشه .
پس قبل از اینکه دیر بشه، همین حالا بگو " دوسِت دارم "
ذكـــريـات .
حالا چرا معما ؟؟
چون هرچی جلوتر میری، انگار یه تیکهی تازه از پازلش رو میفهمی،یه چیزی که اولش اصلاً به چشم نمیومد. چون یهجاهایی فکر میکنی حلش کردی،میگی فهمیدمش،همهچی سرجاشه…ولی یه دفعه از یه گوشهش یه قطعه کم میشه یا یه چیز تازه پیدا میکنی که کل تصویرتو عوض میکنه.عشق معماست چون جوابش ثابت نیست،آدمها تغییر میکنن، حسها جابهجا میشن،و تو هی باید حدس بزنی،هی باید بسازی،هی باید دوباره از نو بچینی.گاهی درست میچینه،گاهی غلط،ولی مهم اینه که تهش همیشه دنبال اون تصویری هستی که به دلت آروم بده…حتی اگه هزار بار بهم بریزه.
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Rahayam Kon (128).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
رَهایم کن، اما نه به سادگی ِشکستن ِیک قلم،نه به آسانی ِفراموش کردن ِیک نام.رَهایم کن، با تمام ِخاطرات ِتلخ و شیرین،با تمام ِحرفهایی که ناگفته ماند،با تمام ِ لحظههایی که در میانِ خنده و گریه گذشت.رَهایم کن، اما نه برای ِرفتن ِبیبازگشت،نه برای ِفراموشی ِمطلق.رَهایم کن، تا شاید دوباره خود را بیابم،در کوچههای ِبنبست ِتنهایی،در سکوت ِشبهای ِبیستاره.رَهایم کن، اما نه با خشم و نفرت،نه با بغض و اندوه.رَهایم کن، با عشق و آرامش،با دعایی برای ِخوشبختی ِتو،با آرزوی ِ دیداری دوباره در رویا.رَهایم کن... و بدان که همیشه در قلب ِ منی،حتی اگر فاصلهها ما را از هم دور کنند.رَهایم کن... تا شاید روزی،در بهشتی دیگر،در جهانی نو،دوباره همدیگر را پیدا کنیم. ذکریات -