ذكـــريـات .
با تمام وجود دلم بغل میخواد. یه بغل که بدون حرفی محکم نگهم داره.
براش از همه دردهایی که کشیدم تعریف کنم. اشک بریزم، داد بزنم، زار بزنم، به دنیا فوش بدم.
زخمهای روحم رو دونهدونه نشونش بدم، بدون اینکه قضاوتم کنه محکم تو بغلش نگهم داره.
در زیر آسمانی تاریکی که ماه زیبایش را گم کرده است قدم میزنم و به یادت چاووشی گوش میدهم و اشک میریزم .
ولی به نظرم هیشکی دیگه مثل محمود
درویش دلتنگی رو قشنگ توصیف نمی کنه: “ قطعه ای از من كنار توست؛
و قطعه ای كنار خودم.
و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند،
میشود بیایی؟ ”