#خانمها_بخوانند
🔹راهکارهایی برای مواجهه با بیمسئولیتی همسر 🔹
با عواقب بی مسئولیتی آشنایش کنید
استفاده از عباراتی نظیر «تو اصلا مسئولیت پذیر نیستی» گرهی از مشکلات شما باز نمیکند بلکه کاربرد مکرر همین عبارات باعث میشود همسرتان بیشتر در این نقش فرو رود و واقعا قبول کند که بیمسئولیت است.
در بسیاری از موارد و در شروع کار مطمئنا همسرتان به همان میزانی که شما (به عنوان مثال) انتظار خرید داشتهاید، هزینه نمیکند. مثلا شما فهرستی از ۵ نیاز ضروری منزل را به او دادهاید، اما او در میان این ۵ نیاز، برخی از اقلام را خریده است و مثلا برنج نخریده است. در اینجا شما برنج را از وعده غذایی خود حذف کنید و یک غذای ساده بپزید. زمانی که او میپرسد: «چرا برنج نپختهای؟»، شما فقط پاسخ دهید: «برنجمان تمام شده است
═══✼🍃🌹🍃✼══
@zendegiasheghane_ma
═══✼🍃🌹🍃✼══
#آقایان_بخوانند
👱 #سیاستهای_مردانه
زنها دوست دارن شوهرشون ازشون تعریف کنه
حس شنوايی فعالترين حواس
درخانم هاس
دوست دارن علاقه شما رو
حين اينکه در اعمالتان میبینند
مکرراً از زبانتان بشنوند.
═══✼🍃🌹🍃✼══
@zendegiasheghane_ma
═══✼🍃🌹🍃✼══
#خانمها_بخوانند
#سیاست_های_زنانه
تجسم کنید که دوستتون رو اتفاقی توی خیابون ببینید چطوری بهش سلام میکنید؟
سلامتون به همسرتون بعداز یک روز کار برای رفاه شما باید یه همچین سلامی باشه سلااااااااممممم
═══✼🍃🌹🍃✼══
@zendegiasheghane_ma
═══✼🍃🌹🍃✼══
#پیام_جدید
#ارسالی_اعضا
متن پیام:سلام وقت بخیر.
خدا قوت. ممنون از کانال بسیار خوبتون مطالبش واقعا عالی و اثر گزار هست.
فقط یه مشکلی که وجود داره بعضی از ویسها باز نمیشه اگه ممکن یه فکری براش بکنید یا اگه در پیامرسان دیگهای هستید آیدی بدید تا ویسها را از اونجا دانلود کنیم.
سپاسگزارم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
⏱ساعت:06:39:20 ب.ظ
⏰تاریخ:یکشنبه 1400 شهریور
✍ سلام ممنون از ابراز لطف شما ؛ متاسفانه این اختلال ایتاست که صوتهای قدیمی باز نمیشه بعضیها مجدد ارسال شده . صوتها رو دانلود وسیو کنید تا بمونه تو گوشیتون
متاسفانه قبلیها رو نمیشه کاری کرد . هر کدوم میسر بود مجدد میفرستیم
#جانم_میرود
به قلم فاطمه امیری
═══✼🍃🌹🍃✼══
@zendegiasheghane_ma
═══✼🍃🌹🍃✼══
💕زندگی عاشقانه💕
#جانم_میرود #قسمت46 گوشیش را برداشت و به زهرا پیام داد که فردا بیاد تا باهم به خانه مریم بروند ز
#جانم_میرود
#قسمت47
* به قلم خانم فاطمه امیری زاده
_اومدم زهرا اینقدر زنگ نزن
تماس را قطع کرد...
و مقنعه را سر کرد رژ لب ماتی بر لبانش کشید به احترام این روز و خانواده مهدوی لباس تیره تنش کرد و آرایش زیادی نکرد
کیفش را برداشت و از اتاق بیرون رفت...
_کجا داری میری مهیا
نمی دانست چرا اینبار از حرف مادرش عصبی نشد و دوست داشت جوابش را بدهد
_دارم با زهرا میرم خونه مریم می خوان سبزی پاک کنن برا مراسم شهین خانم گفت بیام کمک
مهلا خانم با تعجب گفت
_همسایمون مهدوی رو میگی
_آره دیگه.. من رفتم
مهلا خانم با تعجب به همسرش نگاه کرد باورش نمی شد که مهیا برای کمک به این مراسم رفته باشد برای اطمینان به کنار پنجره رفت تا مطمئن شود
مهیا با زهرا دست داد
_خوبی
_خوبم ممنون
_میگم مهیا نازی نمیاد
_نه نازی با خونوادش هر سال چون چند روز تعطیله این روزارو میرن شمال
_مهیا کاشکی چادر سر می کردیم الان اینا نمی زارن بریم تو که
مهیا لبخندی زد دقیقا این چیزی بود که خودش اوایل در مورد قشر مذهبی فکر می کرد
_خودت بیای ببینی بعد متوجه میشی
آیفون را زدند
_کیه
_باز کن مریم
_مهیا خودتی بیا تو
در باز شد وارد خانه شدن چندتا خانم نشسته بودند ودر حال پاک کردن سبزی بودن...
از بین آن ها سارا و نرجس را شناخت با سارا و مریم سلام کرد
شهین خانم به طرفش آمد
_اومدی مهیا
_بله اومدم آب قند بخورم برم
_تا همه سبزیارو تمیز نکنی از آب قند خبری نیست
بقیه که از قضیه آب قند خبری نداشتند با تعجب به آن ها نگا می کردند
مهیا زهرا را به دخترا معرفی کرد جو دوستانه بود...
اگر نگاه های نرجس و مادرش مهیا را اذیت نمی کردند به مهیا خیلی خوش می گذشت
مریم قضیه دیشب را برای دخترا تعریف کرد
سارا_آره دیدم می خواستم ازت بپرسم پیشونیت چشه
زهرا_پس من چرا ندیدم
سارا_کوری خواهرم
دخترا خندیدند
که صدای یاالله شهاب و دوستش محسن خنده هایشان را قطع کرد
شهاب و محسن وارد شدن و یه مقدار دیگری از سبزی را آوردن
_اِ این حاج آقا مرادیه خودمونه مگه نه مریم؟؟ چرا عمامه اشو برداشته
مریم سرش را پایین انداخته بود و گونه هایش کمی قرمز شده بود
_شاید چون دارن کار می کنن در آوردن
مهیا نگاه مشکوکی به مریم انداخت
محسن آقا با شهاب خداحافظی کرد و رفت...
مهیا صدایش را بالا برد
_شهین جوونم
شهاب که نزدیک دخترا مشغول آب خوردن بود با تعجب به مهیا نگاه کرد
_شهین جونم چیه دختراز مادرتم بزرگترم
مهیا گونه ی شهین خانم را کشید
_چی میگی شهین جون توبا این خوشکلیت دل منو بردی
با این حرف مهیا آب تو گلوی شهاب پرید و شروع کرد به سرفه کردن
_وای شهاب مادر چی شد آب بخور
شهاب لیوان را دوباره به دهانش نزدیک کرد
_میگم شهین جونم من از تو تعریف کردم پسرت چرا هول کرد ازش تعریف می کردم چیکار می کرد
آب دوباره تو گلوی شهاب پرید و سرفه هایش بدتر شده بود...
دخترا از خنده صورت هایشان سرخ شده بود
_مهیا میکشمت پسرمو کشتی
_واه شهین جون من چیزی نگفتم
شهاب زود خداحافظی کرد و رفت
سارا_پسرخالمو فراری دادی
_ای بابا برم صداش کنم بشینه باما سبزی پاک کنه
مهیا از جاش بلند شد که مریم مانتویش را کشید
_بشین سرجات دیوونه
#از.لاک.جیـغ.تـا.خـــدا
#ادامه.دارد..
💐شادے ارواح طیبہ شهدا صلوات💐
بامــــاهمـــراه باشــید
═══✼🍃🌹🍃✼══
@zendegiasheghane_ma
═══✼🍃🌹🍃✼══
#صفحه_469ازقرآن🌸
#جز24🌸
#سوره_غافر🌸
ثواب تلاوت این صفحه هدیه #شهید_عبدالرحیم_حاجی_پور
#ختم_قرآن
═══✼🍃🌹🍃✼══
@zendegiasheghane_ma
═══✼🍃🌹🍃✼══
#چالش_واکسن
این روزها تو فضای مجازی بین طرفداران زدن واکسن و مخالفین اون بحثهای زیادی در جریانه ؛
ما بعنوان کانالی که سعی داریم تا مشی زندگیمون بر مبنای رضای خدا باشه نکاتی رو خدمتتون عرض میکنیم .
۱. در دنیای پیچیده ای که باقی موندن بر مدار ولایت و رضایت امام زمان ( عج ) کار سختی شده همیشه باید حواسمون باشه در دعوای حق و باطل نگاهمون به ولی جامعه و رهبری باشه
۲. به سخنان و رفتار رهبری در زمینه هایی که اختلاف و دوقطبی ایجاد شده ؛ دقت کنید .
در زمینه کرونا رهبر فرزانه ایران با زدن واکسن ایرانی برکت و همچنین رعایت پروتکلها نظیر زدن ماسک حتی در ایام محرم و در حسینیه امام خمینی که به تنهایی در اونجا مراسم داشتند ؛ نشون دادند که قضیه مهار کرونا و رعایت پروتکلها چقدر حائز اهمیته.
۳. تزریق واکسن ایرانی برکت توسط ایشون با وجود تمام حواشی نشان از اعتماد بالای ایشونبه جوانان ایرانی و اعتبار بخشیدن به یک واکسن ایرانی در حد جهانی بود.
پوشش خبری زنده واکسن زدن ایشون ؛ نشان از اهمیت موضوع داره .
۴. تمام ما موظفیم برای حفظ جان جامعه اسلامی تا زمان مهار کامل کرونا با رعایت پروتکلها جامعه پزشکی چه اطبای طب مدرن و چه اطبای سنتی رو یاری بدیم .
و کلام آخر در تمام روزهای زندگی و مسائل ریز و درشت جامعه حامی ولایت بمانید که راه رستگاری و عاقبت بخیری از این مسیر میگذرد
یا علی
♨️نجات از هلاکت‼️
🔸مَثَل ما مردم وقتی که بـرای فرج آقا دعا نمی کنیم، مثل کسی است که به خاطر افتادن در قفس درنـدگان ، زار زار گریه میکند و نمی فهمد که درب قفس باز است!
🔸دیگر کسی نمانده که نداند هر گوشه جهان چقـدر بدبختی و قتل و گرسنگی و غارت ریخته...
🔸بعد از هزاران سال هم ، هنوز مَردُمی خُوشبخت روی زمین نیامـده اند کـه #خوشبختی آن ها دوام داشته باشد و بالاخره از چیزی ننالند. چاره چیه؟ برای آمـدن منجی دعا کنیـم تا نجات پیدا کنیم. از چه؟ از مردن در فقر، از بی اخلاقی، از بی باوری، از فتنههای آخرالزمانی که بیش از دو سوم مردم جهان را می بلعند.
💠آقا امـام حسن عسکری علیه السـلام، فرمود:
🔸به خدا قسم مهدی غایب می شود ، غیبتی که در آن زمان کسی از هلاکت نجات نمی یـابد مگر کسی که خداونـد او را بر #اعتقاد به امامتش ثابت دارد و در دعا برای تعجیل فرج او را توفیـق دهد.
🔅 اللهـم عجـل لولیک الفـرج و العافیة و النصـر و جعلنا من خیر اعـوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه...🌹🌾
🌾🕊🌹🌾🕊🌹🌾🕊🌹🌾🕊🌹