eitaa logo
زندگی از غسالخونه تا برزخ
19.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
2.9هزار ویدیو
13 فایل
مقصد همه ما در ایستگاه اخر (غسالخونه) آیا اماده ای از کانال راضی بودید برای مادر بنده و همه ارواح مومنین فاتحه ای بفرستید بنده غساله نیستم از خاطرات غسال و غساله های محترم استفاده میکنیم جهت اثر گذاری بیشتر راه ارتباطی 👇 @Yaasnabi
مشاهده در ایتا
دانلود
چطور جنا.زه رو غسل بدیم؟؟ منبع خاطرات خانم غساله در اینستاگرام که این محتوا را مینویسند کپی بدون این منبع حرامه 👇👇👇👇 @neiynava313 خیلی خلاصه میگم میت رو که قرار دادیم داخل حوض غسالخونه.... اول زیر سر میت رو، یه دستمالی یاکهنه ایی از لباسش قرار میدیم که سرش بیاد بالا‌کمی. دوم یه تیکه پارچه میزاریم روی شرمگاه میت(عورت)،چون نگاه به اون حرامه،.اکثر جنازه ها از بیمارستان که میان ، معمولا چسب روی بدنشونه که باید همشون در بیارن، اگه خونی از گوش یا بینی یا هر قسمت دیگه ی بدن میاد تا جای ممکن باید بشوریم و جلوشو بگیریم بعد باید شروع کنیم به تمیزکردن ،حتی سر سوزنی نباید مانع باشه.درصورت بیرون اومدن بول یاغائط که معمولا اکثر جنازه ها دارن باید نجاستشون با آب شسته بشه،اینم بگم باید دستکش دستمون باشه چون لمس شرمگاه حرامه، بعداز برطرف کردن موانع یه سطل رو پر آب خالص میکنیم مقداری هم سدر بهش اضافه میکنیم بحدی که مشخص باشه آب سدر هست،نیت میکنیم که داریم میت رو با اب سدر غسل میدیم، اول سروگردن وگوش هاشو با آب سدر میشوریم،بعد میت رو به پهلوی راست میگیریم جوری که سمت راستش سمت من غسال باشه. آب سدر رو از روی شونه ی سمت راستش میریزم بعد دست راست شو بالا میگیریم حین غسل که اب بره زیر بغل میت،معمولا دست های میت قفل هستن باید تا جایی که ممکنه باز کنیم که اب برسه به کف دستها و بین انگشت هاش، دوباره آب میریزیم به پهلوش، نگاهمون رو میکنیم سمت مخالف که چشم به شرمگاه نخوره پارچه رو کمی بالا میگیریم واب میریزم به شرمگاه،دوباره پارچه سرجا خودش قرار میگیره، باز آب سدر رو میریزم ادامه ی جایی که آب نریختیم همون سمت راستش تا نوک انگشتان پاش. سمت راست که تمام شد (اون کهنه ی که روی شرمگاه هست رو اب میزنیم باز دوباره میزاریم رو شرمگاه برای هر سه غسل تکرار میشه) میریم سمت چپ میت،تمام کارهای که برا سمت راست انجام دادیم برا سمت چپم انجام میدیم، میریم سراغ غسل با آب کافور،مقداری کافور توسطل آب قرار میدیم..... باز مثل غسل قبلی سروگردن،سمت راست،سمت چپ. انجامش میدیم، ودر آخر سر با آب خالص غسل میدیم، بعداز انجام سه غسل،اب سدر،اب کافور،اب خالص حنوط میکنیم میت رو،کمی کافور به پیشانی،کف دستها، روی دو زانو،انگشتهای شست پا،بینی هم مستحبه ، اضافشو روی سینه ی میت میریزیم. اینم ازغسل میت... خانم هایی که ناخن مصنوعی دارن اگه با بنزین وتجهیزات دیگه ناخوناشون در نیاد، دراخرسر جبیره میگیریم اگه سوالی داشتید اینجا بپرسید😵‍💫🌷 نشر بدید🙏ممنون میشم کانال زندگی از غسالخانه تا برزخ http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چیشد که غساله شدم منبع خاطرات خانم غساله در اینستاگرام که این محتوا را مینویسند کپی بدون این منبع حرامه 👇👇👇👇 @neiynava313
چی شد که تصمیم گرفتم غساله بشم!! منبع خاطرات خانم غساله در اینستاگرام که این محتوا را مینویسند کپی بدون این منبع حرامه 👇👇👇👇 @neiynava313 من زهرا ، منی که از یه امپول میترسیدم چطور شد این تصمیم رو گرفتم؟! جرقه اش از این جا شروع شد... این سوال خیلی از شما بود ولی تو چند پ.ست براتون همه چی رو مینویسم... حوزه درس میخوندم اما از خودم رضایت نداشتم میگفتم من این همه تو خونه ی امام زمان عج بودم از اب وبرقش استفاده کردم اما خروجی این درس چی بود؟؛ چرا نمیتونم مثل بقیه رفیقام منبر برم!!!. منبر! شاید من برای منبر ساخته نشده بودم این فکر همیشه تو سرم بود چطور باید زکات علمم رو بدم و چی کنم که شرمنده ی امام زمان عج نباشم... کرونا اومد شرایط سخت روانی فشار های زیادش ترس از دست دادن خانواده ،ترس از دستت دادن عزیزام منو داشت می کشت.... خبر دادن مادرم کرونا گرفته اولین نفری که تو محله کرونا گرفته بود مادرم بود واین رو من هیچ وقت باور نکردم چون می‌دونستم کرونایی درکار نیست فقط یه ویروس قوی مثل سرماخوردگی بود... میگفتن کروناست اما من یقین داشتم ترس از کرونا بود خبر رسید همسایه ها اعتراض کردن و میگفتن باید این خونه قرنطینه شه مادرم نحیف ‌ و بیمار بود چون ۲۹ سال پرستاری برادرم رو میکرد،دا( مادرم) به زو میتونست قدم برداره حسابی ترسیده بود،اما همسایه ها وفامیل از ترس اینکه دا کسی رو بیمار نکنه اعتراض کردن😭 این زن باید بره بستری شه وبیرون نیاد از اونجا وحشت همه رو گرفته بود،حسین چند ماهه بود به همسرم گفتم تو حسین رو بگیر من میرم پیش مادرم،اما خانواده ها مخالفت کردن و مانعم شدن این فکر بود که هرکس مبتلا بشه به کرونا دیگه همه رو مریض میکنه و میمیره، من شوشتر بودم نزدیک ۲ ساعت با دا فاصله داشتم روز شب کارم گریه بود تا اینکه آمبولانس اومد و (دا)رو برد😭 دا دا دا تو اون روزهای سخت وترسناک تصورش هم برام سخت بود که دا تک و تنها بیان و ببرنش😭 اخه مادرم وحشت داشت از کرونا وحشت داشت از گان های سفید پرستار ها😭 مادر رو فرستادن بیمارستان اما هیچ کس جرات نزدیک شدن به خونه ی بابا محمدم رو نداشت 😭 تنها و تنها برادر کوچیکم بود که اجازه ی نمی‌داد هیچ کدوم از خواهرا نزدیک خونه بشه،این خیال بود که زبونم لال دیگه برگشتی نیست ... چون مرگ و میر اون روزا زیاد بود شب و روزم التماس کردن خدا بود خدایا من جونم به جون دام بسته اس وابستگی زیادی داشتم به مادرم،دختر کوچیکه بودم هر روز تماس های فامیل بیشتر میشد و گریه زاریهاشون منو از پا دراورده بود 😭 میگفتن زن خوبی بود زن مهربونی بود‌‌.... ادامه دارد.. کانال زندگی از غسالخانه تا برزخ http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨با این سه مورد از مرگ ناگهانی جلوگیری کن ✨استاد عالی کانال زندگی از غسالخانه تا برزخ http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خوابی که مسیر زندگی استاد شجاعی را عوض کرد. کانال زندگی از غسالخانه تا برزخ http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مرگ که فرا برسه فرصت چشم بهم زدن نداری دیدی اونایی که بعد مرگ چشمهاشون بازه میگن فرصت نکرده چشمشو بنده؟ کانال زندگی از غسالخانه تا برزخ http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5