زندگی از غسالخونه تا برزخ
کردند که وارد سنگر شویم. درب ورودی سنگر کمی شیب دار بود وقتی وارد سنگر شدیم چیزی که خیلی برایم جال
ان شهید شده؟؟؟؟
علی اصغر خنده ای کرد و گفت بله☺️ همه ی ما شهید شدیم☺️ مگه شما نمی دانستید؟؟؟ ما همگی شهید شدیم🌷
جا خوردم و زبانم بند آمده بود اشک از چشمانم جاری شده بود😭 باورم نمی شد به چهره های رزمندگان و بسیجیان نگاه می کردم یکی از دیگری زیباتر و رشید تر، با اخلاق و مهربان و....... .
خدایاااا مگه میشه😮 خدایا تمام اینها شهید شده اند بغض گلویم را گرفته بود و می فشرد نمیدانستم چه بگویم به همسرم نگاه کردم مجدداً ایشان اشاره کرد که سکوت کنم🤫 باورم نمی شد من بین شهدا بودم و لحظه ای به ذهنم رسید که شاید قرار است من نیز با آنان بپیوندم در این فکرها بودم که شهید یاسینی از داخل دروازه ی پر از نور بیرون آمد و به سمت ما آمد گفتند خستگی شما رفع شد؟؟؟؟ نگاه می کردم نمی توانستم پاسخ بدهم به سختی گفتم بله. بغض گلویم را گرفته بود😩 شهید یاسینی به علی اصغر گفت آقای قلعه ای بروید و سوغاتی خانم .......... را بیاورید. علیاصغر به سرعت وارد نور شد و بعد از مدتی از دروازه ی نور خارج شد و یک جعبه سفید بسیار بزرگ که شباهت زیادی به جعبه شیرینی داشت در دستانش بود و به شهید یاسینی تحویل داد. شهید یاسینی جعبه را گرفتند و به من گفتند خانوم آقاجانی نگران سوغاتی برای خویشاوندان و دوستان و آشنایانتان نباشید آنچه از سوغاتی که نیاز است برای آنان ببرید در این جعبه گذاشتهایم. این جعبه آنقدر سوغاتی در درونش است که به هر کس بدهید تمام نمی شود.🌷
من به قدری خوشحال شدم 😍که نمی دانستم چی بگم فقط به همسرم گفتم خدا را هزار مرتبه شکر 🙏 چون بسیار نگران خرید سوغاتی و هدر رفتن زمان زیارت بودم.به لطف خدا و حاج آقا یاسینی دیگه نیاز نیست زمانی را صرف خرید کنیم و می توانیم تماماً به زیارت امام حسین علیهالسلام برسیم👍
با شوق زیادی جعبه را در دست گرفتم ولی در ذهنم دائماً می گفتم مگر در این جعبه چقدر سوغاتی هست که ایشان میگویند به هرکس بدهید تمام نمی شود؟؟؟؟🤔
این فکرها ذهنم را درگیر کرده بود که شهید یاسینی فرمودن راستی خانم............. از این سوغاتی ها حتما به خانم ها............... بدید.( نام سه نفر از آشنایان را بردن) .
پاسخ دادم چشم حتما.
همراه با شهید یاسینی و شهید قلعه ای کم کم به سمت درب خروجی سنگر رفتیم و همسرم از پذیرایی و زحماتشان تشکر میکردن و تعدادی از بسیجیان عزیزی که متوجه شده بودم همگی شهید شده اند به همراه شهید یاسینی و علی اصغر عزیز (که زحمت زیادی برای من کشیده بود ) تا دم درب اتوبوس ما را همراهی و بدرقه کردن.
یکی از شهدای عزیز درب اتوبوس را باز کرد و به همراه همسرم سوار شدیم. همزمان با حرکت اتوبوس و دست تکان دادن و خداحافظی با شهدا از خواب بیدار شدم. گویا کسی بیدارم کرد .نگاهم به اولین چیزی که افتاد ساعت دیواری بود ساعت هفت را نشان میداد. نمیدونستم چه موقعی از روز هست. هفت صبح یا عصر؟🤔 دست راستم را حرکت دادم متوجه تسبیح شدم که هنوز در دستم بود. کمی فکر کردم یادم افتاد که در حال صلوات فرستادن برای شهید علی اصغر قلعه ای بودم که مثل روزهای قبل فقط چندتا صلوات فرستاده و بی اختیار خوابم برده بود.😶 بیشتر فکر کردم و یادم افتاد که چند دقیقه به ساعت دو بعدازظهر روی تخت خواب دراز کشیده بودم و با این حساب نزدیک پنج ساعت خوابیده ام.
هنوز گیج بودم. بعد از مدتها احساس گرسنگی داشتم.
دهانم خوش بو و معطر شده بود.🥰 کمی مزه مزه کردم.
حس گرسنگی و مزه ی خوش دهانم😳 خیلی ناگهانی تصویر شربتهایی که در خواب دیده بودم یک لحظه از جلوی چشمانم عبور کرد. تصویری از شهید یاسینی و علی اصغر قلعه ای و در یک لحظه تمام خوابی که دیده بودم مانند رعدی از جلوی چشمانم عبور کرد.
بی اختیار از حالت خوابیده بلند شده و روی تخت نشستم. هنوز نمیدانستم چه اتفاقی افتاده.
خدایااااااا چه اتفاقی افتاده.
شهدا؟؟؟؟ 🤔 شربتی که خوردم🤔 شربت شفا!!!!!!!
کمی روی تخت جا به جا شدم .
هنوز خوابم رو باور نکرده بودم.😳
احساس گرسنگی که مدتها بود از دست داده بودم به شدت اذیتم می کرد.😕
به خودم آمدم من گرسنه شدهام اشتها به غذا دارم😊 ولی اینکه باور کنم این اشتها به غذا بواسطه ی خوابی هست که دیدم، برام قانع کننده نبود.
مگر من چه کسی هستم که بخوام اینگونه مورد توجه ی شهدا قرار بگیرم.🧐
شک و تردید لحظه ای مرا رها نمیکرد.
تلاش میکردم خوابم را جز رویاهای صادقه نگذارم. ولی باز هم کنجکاو بودم شااااید یک درصد صحت داشته باشه و لطف خدا شامل حالم شده باشه. استخوانهام که از درون لرزش داشتن ، الان کاملا خوب هستن و هیچ مشکلی رو احساس نمیکنم.
ترس از اینکه مبادا باور کنم و بعد از مدتی دوباره کسالت و بیماری برگرده، واقعا اذیتم میکرد .
از روی تخت بلند شدم و به سمت آشپزخانه رفتم سعی میکردم آهسته آهسته قدم بردارم که مبادا دوباره مشکلات برگرده. ترجیح میدادم برای چندلحظه هم که شده حس خوب سلامتی رو داشت
ا
زندگی از غسالخونه تا برزخ
#باز_نشر 🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت 🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم 🔊 جلسه بیستم
4_5875461672621051816.mp3
42.32M
#باز_نشر
🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت
🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم
🔊 جلسه بیست و یکم
* عمل ما در ملکوت بازتاب دارد، چه شوخی باشد و یا جدی!!
* در هر آسمان، چه مَلَکی جلوی عمل ما را میگیرد؟ دلیل این کار ملائکه چیست؟
* چگونه حاضر میشویم عمل ما از آسمان اول هم بالا نرود، چه برسد به آسمان هفتم!!!؟
* خودمان میتوانیم مانع سوختن عمل خودمان شویم اگر.....
* چه کار کنیم تا عمل ما از هفت آسمان بالا برود؟
* ناشطات، سگ جهنم
* این همه عُجب و تکبر و حسادت و... در این دنیا داریم، ولی در عالم دیگر حسابی از خجالت خودمان و عمل خودمان در خواهند آمد!!!
* ای بسا که دستوری عام باشد و عمل به دستور، آن را خاص کند
📅98/12/21
#مشهد
❗️برای دریافت مجموع جلسات سه دقیقه در قیامت، از طریق لینک زیر اقدام نمایید.
https://aminikhaah.ir/?p=508
🔔 @Aminikhaah_Media
http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
زندگی از غسالخونه تا برزخ
#باز_نشر 🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت 🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم 🔊 جلسه بیست
سلام
دوستانی که صوتهارو گوش کردن
متنی از هر قسمت یادشونه و مفیده تایپ کنن برای من بفرستن بزنم کانال
شاید بعضی دوستان وقت گوش کردن نداشته باشه ممنون
من وقتی میرم تشیع جنازه خودمو تصور میکنم که اون میت منم
تنم میلرزه از اینکه اگه الان جای اون میت من بودم چقدر اوضاعم خرابه
چقدر گناه کردم که توبه نکردم
چقدر حق الناس گردنمه که حلالیت نگرفتم
چقدر ادم بد اخلاقی هستم کسی حوصله نداره با من باشه اونقدر که خلقم تنگه و زود عصبانی میشم
چقدر پدر مادرمو اذیت کردم
چقدر کارنامه اعمالم داغونه و خالی
خلاصه هر بار تشیع جنازه میرم تا یکی دو روز یکم ادم میشم اما باز برمیگردم به تنظیمات کارخانه😔
همون ادم بداخلاق و بد عنق و بی اعصاب
خدایا کمک کن کلا ادم بشم
ادمیتم فقط برای دو روز نباشه
توفیق بده ادم خوبی بشم
توفیق بده حال عبادت کردن پیدا کنم
توفیق بده حقوق مردمو ادا کنم
توفیقات ما رو بیشتر کن خدایا
http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
دوستان این کانالمون با هدف فرزندآوری تشکیل شده ..اعضامون راهکارهای تجربه شده خودشونو از نازایی و بیماریهای زنان باهم به اشتراک میذارن
خانوما تشریف بیارن
تو این کانالمون خیلیا دامنشون سبز شده با همین راهکارهای تجربه شده اعضا و مارو خوشحال کردن
خانوما قراره خاطرات و تجربیات فرزنداوریشونو بفرستن هر بانویی خاطره یا تجربه خوبی داره لطفا سهیم باشه در این امربسیار حیاتی بحران جمعیتی
بانوان تشریف بیارن فقط
زندگی از غسالخونه تا برزخ
سلام دوستانی که صوتهارو گوش کردن متنی از هر قسمت یادشونه و مفیده تایپ کنن برای من بفرستن بزنم کانال
🔴 #تجربه_نزدیک_به_مرگ
🔹دعاهایی که آیندهانسانرا تغییر میدهد!
در همان لحظه ای که گذشته ام را دیدم و اعمال من بررسی می شد، دعاهای مادرم را دیدم که در سرنوشت من بسیار تاثیرگذار بود.
بارها گناه یا خطایی از من سرزده بود که با دعای مادرم پاک شده و بی حساب شده بودم و یا هرجا قرار بود بلا یا عقوبتی بر من وارد شود، با دعای مادرم برطرف شده بود.
یعنی مقام مادر این گونه است. هریک از دعاهای یک مادر این قدرت را دارد تا آینده انسان را کاملا تغییر دهد...
📚 کتاب شنود اثر گروه شهید هادی
http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
دعوت نامه ای از طرف شهدا💌💌💌💌💌💌💌💌💌
https://eitaa.com/joinchat/3861512392C6a776bb922
🌹گروه چله ی شهدایی🌹
حضور شهدا رو در زندگیتون احساس کنید و با یاد شهدا حاجت روا بشین❤️
لطفا بعد از ورود به گروه پیام سنجاق شده رو مطالعه کنید❤️
خادم کانال از خواب هایی که دررابطه با شهدا در طول چله ها دیده صحبت میکنه👌👌👌👌
✨﷽✨
✳️ آیا شباهتی بین این دنیا و برزخ هست؟اگر هست شباهت دنيا با عالم برزخ را به طور كامل برام بيان كنيد؟
✍ عالم دنيا با عالم برزخ شباهتي ندارد
زيرا حيات و زندگي در دنيا اجتماعي و مادّي و همراه با خورد و خوراك و جا و مكان و لباس و پوشاك و خواب و بيداري است ولي پس از مرگ حيات و زندگي فردي شروع مي شود و احتياجي به خورد و خوراك و لباس و پوشاك نيست.[تفسير الميزان، ج 2، ص 122.]
آيه مي فرمايد: "قالوا ربنا امّتنا اثنتين واحييتنا اثنتين ...؛[مؤمن (41) آيه 11.]
آنان مي گويند: پروردگارا، ما را دوبار ميراندي و دوبار زنده كردي.
اكنون به گناهان خود معترفيم. آيا راهي براي خارج شدن وجود دارد؟". بعضي از آين آيه استفاده كرده اند: مرگ برزخي همانند مرگ دنيوي داريم. دو نوع مرگ است: يكي مردن و رفتن به عالم برزخ، دوم مردن در عالم برزخ و وارد شدن به عالم قيامت.
برخي نيز از اين آيه استفاده كرده اند: در عالم برزخ نيز نوعي حيات است كه بعد از مدّت كوتاهي به مرگ مي انجامد امّا مسلّماً حيات در عالم برزخ با حيات در دنيا تفاوت دارد امّا در اصل زندگي و حيات با هم مشابهت دارند.
✍آيت الله ناصر مكارم، پيام قرآن، ص 454.
http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یکی از مخاطبان محترم، این کلیپ را برای توجه دادن به ((کوتاهی فرصتها)) ارایه کرده اند.
چه ناگاه است خروج از پیله !
و خوشا پروانه بودن 🦋
برنامه پرطرفدار زندگی پس از زندگی
http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5