به من بگو همهی آن وقتهایی که از دلتنگیِ
تو روبه جنون بودم، تو به یاد چه کسی لبخند میزدی؟
کمی برای ماندنم اصرار کن! نه آنقدر که بمانم؛
آنقدر که بفهمم رفتنم چیزی را از جهان تو کم میکند.
من خیلی وقته قبول کردم انسانها ناامید کننده هستن اما نمیدونم از کی قراره بابتش ناراحت نشم.
خدایا من سکوت کردم و دور شدم،
اما نبخشیدم، توام نبخش...
نزار فکر کنن دنیا بی صاحابه:)!
«هر کسی سزاوار یک نفر است که بتواند
به چشمهایش نگاه کند و بگوید: تو کافی
هستی. تو با تمام زخمهایت، بینقصی...»