دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آن که میگفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین؛)!
شکنجہی روانےات مےدهند،
آرام، آهستہ، عمیق...
و بعد از آن جوری خونسرد رفتار مےکنند کہ تویے کہ بابت آزارشان صدایت در آمده،
بےمنطق و افراطے و دیوانہ بہ نظر برسے :)!'
وَ مـن چـہ بـیپـروا در پـی ِ پـروانـہ شـدن
وَ چـہ دیـوانـہ و بـیبـال در پـی پـرواز . . . !
تبریک میگم، امروز اصلا بهش فکر نکردی.
ولی حالا که اینو خوندی دوباره بهش فکر کردی.
تبریکم رو پس میگیرم، خاک بر سرت.