شیرینـی لبخند تورا قنـد ندارد
تقصیـر تو شد قیمـت قنـد رفت به تـاراج .
ژیپسوفیلا؛
ـ ز کدام رَه رسیدی ز کدام دَر گذشتی ؛
که ندیده دیده ناگَه به درون دل فتادی 🫀؟
ژیپسوفیلا؛
چنانتنھاۍتنھایم،ڪہحتےنیستمباخود
نمیدانمڪہعُمرۍرا،چگونہزیستمباخود(:
ژیپسوفیلا؛
غمی افتاده بر جانم که درمانش نمیدانم ؛
دلم را برده یاری که وصالم را نمیخواهد ..
ژیپسوفیلا؛
خسته ای ، غم زده ای ، مثل منی ، میفهمم ؛
دوست داری ز خودت دل بکنی ، میفهمم .
ژیپسوفیلا؛
مهتاب تویی ، برکه منم ، فاصله را باش ؛
دیدارِ تو هرشب شده با حسرت و ای کاش .
ژیپسوفیلا؛
خواهم كه به خلوتكده ای از همه دور
من باشم و
من باشم و
من باشم و
من...!
ژیپسوفیلا؛