eitaa logo
زیرگنبدطلا
5.9هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
17 فایل
♡کانال رسمی کودک و خردسال حرم مطهر ♡کانال تخصصی جشنِ تکلیف ♡تنها مرجعِ اطلاع‌رسانی برنامه‌های کودک و خردسال ♡برگزاری تخصصی جشن تکلیف به صورت گروهی یا اختصاصی در حرم مطهر ♡برگزاری جشن روزه‌اولی‌ها به صورت گروهی و یا انفرادی ♡آیدی پاسخگویی: @Revaghekoodak
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام نازدونه های امام حسین علیه السلام☘ فرشته های دوست داشتنی امام حسین علیه السلام😊 دردونه های من ایام عزاداری امام حسین علیه السلام رو تسلیت میگم به همه شما نازنینا😢 و خدا رو شکر می کنیم که امسال هم میتونیم این ماه رو درک کنیم و تو برنامه هاش شرکت کنیم 🤲 به مناسبت محرم داستان برای شما عزیزای دل در نظر گرفتیم که هر روز شما نازنینا میتونید داستان مختص اون روز رو در همون روز بخونید☘ از شما عزیزای دلم میخوام که دعا کنیم برای فرج آقا امام زمانمون☘ سلامتی رهبر عزیزمون، سلامتی مامان باباها و شفای همه بیمارها و...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
روزی روزگاری🌺 در شهری به اسم شهر کوفه🧐 مردی زندگی می کرد که خیلی بی رحم و خشن و بداخلاق بود😤 خودشو خلیفه همه مردم میدونست🤨 و اگر کسی به حرفش گوش نمی کرد اونو اذیت میکرد😱 یک روز این خلیفه😏 شنید که مردم برای یک آدم خیلی خوب و مهربون🌹نامه نوشتن📜 مردم توی نامه هاشون نوشته بودن که ای مرد آزاد و مهربون بیا🌹 و ما رو از دست این خلیفه بد بدرد نخور نجات بده🙏🏻 ما دوستِ تو هستیم ❤️کمک میکنیم که این خلیفه بدرد نخور نابود بشه👌🏻اون خلیفه بدجنس🤨وقتی این چیزها رو شنید خیلی عصبانی شد 😡و سریع به یکی از دوستاش گفت برو داخل شهر هر کدوم از مردم که طرفدار اون مرد آزاد هستن رو دستگیر کن و بندازشون تو زندان😱 ادامه دارد... ☘🥀☘🥀☘🥀☘ ۹_ساله ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~ @shodeam9saleh ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نامه های مردم به دست اون مرد آزاد رسید📜 اون آقای مهربون نامه ها رو خوند و پسر عموش رو به عنوان نماینده فرستاداونجا 🌹مردم با دیدن پسرعموی اون مرد مهربون خیلی خوشحال شدن😍 و بهش گفتن ما مرد آزاد رو خیلی دوست داریم🌹 ما از خلیفه بدرد نخورمون بدمون میاد🤢 می خوایم باهاش بجنگیم🤺 تا اون مرد آزاد خلیفه ما بشه 😍 نماینده وقتی این حرف ها رو شنید خیلی خوشحال شد😊 فورا برای مرد آزاد نامه نوشت📜 و گفت مردم شهر کوفه راست میگن اونا با شما دوست هستن😍 منتظرن شما بیایین اینجا و کمکشون کنید 😍. حاکم بدجنس بیشتر عصبانی شد😡 و گفت اگر نماینده مرد آزاد رو به من تحویل ندید همتون رو میفرستم داخل زندان😤 یکی از دوستای پادشاه فهمید که نماینده مرد آزاد خونه چه کسی هست بخاطر همین اون خونه رو نشون حاکم بد داد😔 حاکم بدجنس هم با عصبانیت رفت داخل خونه اون مرد😩 و بهش گفت چرا نماینده مرد آزاد رو تو خونت راه دادی 😡مگه نمیدونی این دشمن منه😏 صاحب اون خونه که خیلی پیر بود گفت👨 من اونو به خونم دعوت نکردم خودش اومده🌹اون مهمون منه منکه نمیتونم مهمون رو از خونه بیرون کنم 😊 مرد بدجنس دوباره عصبانی شد😤 بلند شد و با چوب دستیش اونقدر اون مرد پیر رو کتک زد که بدنش خونی شد😭 و گفت این مرد پیر رو بندازید زندان😱 ادامه دارد.... ☘🥀☘🥀☘🥀☘ ۹_ساله ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~ @shodeam9saleh ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حاکم بداخلاق و عصبانی رفت توی شهر و گفت🤨 ای مردم خوب گوش کنید هر کدوم از شما که به نماینده کمک کنه یا اون رو به خونش راه بده میندازمش داخل زندان🤺 و نمیگذارم هیچوقت از زندان بیاد بیرون😕 مردم هم ترسیدن و فرار کردن رفتن داخل خونه هاشون🏡 نماینده مردِ آزاد تنهای تنها موند😔 چون مردم همشون رفته بودن خونه هاشون😔 از حاکم بدجنس ترسیده بودن😔 نماینده جایی نداشت که بره تنها و غریب توی کوچه ها راه میرفت نمیدونست کجا بره خسته شده بود😭 پشت در یه خونه ای نشست🏡 بعد از چند دقیقه خانمی در رو باز کرد🧕🏻 و نماینده رو دید ازش پرسید تو کی هستی☺️ چرا اینجا نشستی🤔❓ نماینده گفت من نماینده مرد آزادم😔 تشنه هستم میشه کمی آب به من بدید💦 اون خانم 🧕🏻نماینده مرد آزاد رو به خونش برد و بهش آب و غذا داد🌹 وقتی اون مرد داشت غذا میخورد پسر اون خانم از راه رسید 🙍🏻‍♂️متوجه شد نماینده مرد آزاد خونشون هست😞 یاد حرف های پادشاه افتاد که گفته بود اگر کسی به مرد آزاد کمک کنه میندازمش زندان😔 بخاطر همین پسر اون خانم یواشکی از خونه بیرون اومد🚶🏼‍♂️ و رفت پیش پادشاه و به پادشاه گفت نماینده مرد آزاد داخل خونه ما هست😭 ادامه دارد.... ☘🥀☘🥀☘🥀☘ ۹_ساله ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~ @shodeam9saleh ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~
صبح شد🌞 نماینده مرد آزاد خواب بود🌹 که یکدفعه سروصدای پای اسب ها رو شنید🐴 و از خواب پرید و فهمید مامورها اومدن با او بجنگن🤺 نماینده مرد آزاد با تمام توان جنگید🌹ولی تعداد دشمنان خیلی زیاد بود😔 نماینده گریه کرد😭 و گفت من خیلی ناراحتم😭 ناراحتم از اینکه برای پسر عموم ( که همان مرد آزاد بود) نامه نوشتم📜 و گفتم به این شهر بیاد و به مردم کمک کنه😔 مردم دوستش دارند 😔. ولی مردم این شهر آدمهای خوبی نیستن🧕🏻 و به قولهایی که میدن عمل نمیکنن😱 از این حاکم ترسیدن و توی خونه هاشون قایم شدن😔 مامورا💂🏻‍♂️💂🏻‍♂️💂🏻‍♂️ نماینده رو دستگیر کردن و انداختنش توی زندان😱 اما بچه ها مرد آزاد از این اتفاق خبر نداشت 😔و نمیدونست توی شهر فراموشی این اتفاق ها افتاده 😔 مرد آزاد همراه خانواده توی راه بود و داشت به شهر کوفه می رسید.... ادامه داستان رو در روزهای بعد بخوانید 🌺 ☘🥀☘🥀☘🥀☘ ۹_ساله ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~ @shodeam9saleh ~.~.~.~☘🥀☘~.~.~.~
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
23.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸این داستان: پرستوی مهربان 🎬قسمت: اول نازنینای من اگه آرزوهای دلتون رو بنویسید دوست دارید اونها رو به کی بسپرید❓😍 خدا جونم تو تمام خواسته های دل ما و آرزوهاش رو میدونی🍃🌸 و میدونی بزرگترین💫☘ آرزومون چی هست🥀 خداجون ظهورش رو نزدیکتر کن🍃🤲 ۹_ساله 🍃🌺🦋🌺🍃 @shodeam9saleh 🍃🌺🦋🌺🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نازنینای من❗️امشب برای حناجونمون مشکلی پیش اومده😔 و نتونستن قصه زیباشون رو برامون بیارن😔 البته برای شما نازنینا یه مداحی خیلی خوب میذاریم که امیدوارم بشنوید و حال دلتون رو خوب کنه☘ از شما دوستای نازنینم میخواهیم که تو این شبهای عزیز خادم های حضرت معصومه جون رو از دعاهای خوبتون🤲 فراموش نکنید😊باشه❓