کیستی که من اینگونه به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم
کلید قلبم را
در دستانت می گذارم
نان شادی ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم
و سربر شانه ی تو
اینچنین آرام
به خواب می روم؟
کیستی که من
اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!!
کیستی که من
جز او
نمی بینم و نمی یابم ؟!!
دریای پشت کدام پنجره ای؟
که اینگونه شایدهایم را گرفته ای
زندگی را دوباره جاری نموده ای
پرشور
زیبا
و
روان
دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم
جان می گیرد
و هر لحظه تعبیری می گردد از
فردایی بی پایان
در تبلور طلوع ماهتاب
با عبور ازتاریکی های سپری شده
كيستي
ای مهربان ترین؟
[احمد شاملو]
یکم یواش تر از رفتنتون به کربلا عکس و فیلم و متن بذارید
شاید یکی تو خونه نشسته داره حسرت میخوره(:
حسین روی به اصحاب کرد و گفت:« مردم بندگان دنیایند و دین لیسیدنی ای است روی زبان ایشان نهاده تا مزه از آن میتراود نگاهش دارند و وقتی بنای آزمایش شود دینداران اندک باشند.»
-کتابِ آه