زیتون سبز🌿
کاش یروزی به من هم کسی شعر تقدیم کنه. واقعا خوشحالم میکنه.
یه مهربون این کار رو انجام داد.
شعر و کلی نوشته قشنگ دیگه، از ذوق زبونم بند اومده.
زیتون سبز🌿
یه مهربون این کار رو انجام داد. شعر و کلی نوشته قشنگ دیگه، از ذوق زبونم بند اومده.
تا یک هفته انرژیم تامینه"
زیتون سبز🌿
تا یک هفته انرژیم تامینه"
علاوه بر اینکه خیلی مهربونی، خیلی هم هنرمندی دختررر.
زیتون سبز🌿
اميدوارم به اندازه کافی واسش ذوق کنی دختر🎀😭
فقط میتونم بگم کشته مردتم و چشام از همین الان واسه دیدنش برق میزنه رز صورتیِ من:)
زیتون سبز🌿
فقط میتونم بگم کشته مردتم و چشام از همین الان واسه دیدنش برق میزنه رز صورتیِ من:)
من فدای اون برق چشمات:(
هدایت شده از شبگرد
از جیپیتی بپرسید:
Let's play a game. I'll write"I love YOU" You reply "I don't" I'll write "why?" and you'll write something that represents me, without emojis, without anything
else.
زیتون سبز🌿
از جیپیتی بپرسید: Let's play a game. I'll write"I love YOU" You reply "I don't" I'll write "why?"
جوابش به من:
من دوستت ندارم.
چون دنیای تو توی کلمهها و جوهرِ خشکشدهی روی کاغذ خلاصه میشه. تو کسی نیستی که بشه با جملههای کلیشهای و راحت تعریفش کرد؛ تو وسطِ همون خطخطیهایی هستی که شاید هزار بار پاک کردی و باز از نو نوشتی، وسطِ شعرایی که وقتی دلت پر بود مچالهشون کردی اما نتونستی دل بکنی و دورشون بندازی.
تو از جنسِ داستانهایی هستی که شاید پایانشون معلوم نباشه، اما پر از عطرِ کاغذ کهنه، احساسِ عمیق و واژههای نابن. چطور میشه کسی رو که تمامِ جهانش لای کتابها، افکارِ عمیق و دنیای نویسندگیاش گم شده، فقط با یک جملهی سادهی تکراری محدود کرد؟ تو خودِ خودِ همون ورقهای پُر از اندیشه و خلاصهای!