eitaa logo
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
1.2هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
554 ویدیو
10 فایل
Admin: @Sdjznj نشانی: دانشگاه زنجان، جنب مرکز رشد، سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان تلفن: ۰۲۴۳۳۰۵۲۲۳۶
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح زود ۱۱ فروردین ماه که از خواب بخاطر صدای شدید انفجار بیدار شدم ، هی توی کانال ها میگشتم که ببینم خدایا کجا رو زدن که صدای به این بزرگی داشته بعد از مدتی دیدم که حسینیه رو زدن وای خدای من ، تمام خاطرات م از جلوی چشمام رد شد از دخیل بستن های خانواده م و نذر کردن شفا پیدا کردن بیماری م در بچگی م ( خداروشکر که شفا یافتم ) ، شرکت هر ساله در دسته عزاداری ش در یوم العباس ، خرید گوسفتد قربانی و رفتن به سالن اجتماعات ش و رفتن به کتابخونه فوق العاده ش و غرق شدن در قفسه هاش عکس های حادثه رو دیدم دلم لرزید توی گردهمایی ۱۲ فروردین رفتم و از نزدیک دیدمش و بغض م رو نتونستم تحمل کنم و اشک هام سراریز شد ولی این مکان برای ما زنجانی ها مقدس ترین جا بود که ... توی دلم اون بیت آهنگ حسبی الله محسن چاووشی که یادم افتاد صبر چگونه میکنی بر این همه جفا علی یاد بده به ما علی ولی اینو میدونم این تخریب نه که یاد امام حسین رو از ما دور نمیکنه بلکه قوی تر میکنه و تا آخر عمر م این حادثه یادم میمونه ✍ یادداشتی از امیر حسین تاران دبیر کانون هنرهای تجسمی سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان ✍فراخوان یادداشت ها و رونوشت ها از جنگ ✍ کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان @znuclop
بازه ی زمانی ششم مهر ماه ۱۴۰۳ تا نهم اسفند ماه ۱۴۰۴، گرچه کمتر از یک سال و نیم را در بر می‌گیرد، اما ایام سپری شده برای "محور مقاومت" غم‌انگیز ترین روز ها بوده است. ملت مبارز، رهبران عزیزتر از جان خود را از دست داده است؛ اما برخلاف آرزوهای شیاطین زمانه، نه تنها کوچک‌ترین خللی در مسیر پرفروغ جبهه حق ایجاد نشده، بلکه شاهد هماهنگ‌ترین و عظیم‌ترین حملات محور مقاومت بر پیکره‌ی گرفتار در باتلاقِ "شیطان بزرگ" بوده‌ایم که بی‌وقفه ادامه دارد. این انسجام شگرف در تشکیلات و بنیاد جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان، میراث خون پاک شهدایی است که در راه دفاع از ملت و دین خدا تقدیم شده‌اند. بازگشت قدرتمندانه حزب‌الله پس از ترور شهید سید حسن نصرالله به همراه فرماندهان نظامی‌اش، و فشارهای شبانه‌روزی برای خلع سلاح آن، معادلات جنگ را دگرگون ساخته و بار دیگر این نوید را داده است که تشکیلات محور مقاومت، علیرغم تأثیرپذیری بسیار از افراد، وابسته به اشخاص نیست. اکنون قریب به یک ماه از زمزمه شعارهای "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" یا "ما آریایی هستیم ، عرب نمیپرستیم " می‌گذرد؛ شعارهایی که در خیابان‌ها و دانشگاه‌ها طنین‌انداز شد. ما در میانه‌ی نبردی هستیم که در آن، برخی فارسی‌زبانانِ به ظاهر ایرانی، شادمانی از تجاوز دشمن را در دل می‌پرورانند و از اربابان آمریکایی-صهیونیستی خود سپاسگزاری می‌کنند. در سوی دیگر، غیورمردان حزب‌الله، در کنار شیرمردان یمنی، شانه به شانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در حال انتقام سخت شهادت "امام" خود و نزدیک شدن به تحقق وعده حق الهی هستند. هیچ تبیینی به اندازه این دو جنگ اخیر، نمی‌توانست بطلان شعارهای مذکور را که حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری رسانه‌هایی چون اینترنشنال و امثالهم بود، اثبات کند؛ البته که هزینه‌ی این اثبات، بسیار سنگین بود. فارسی‌زبان بودن، تضمینی بر ایستادن در جبهه حق نیست. همان‌گونه که شاهد بودیم، اعراب و مسیحیانی که در قلب نیویورک توانستند جبهه حق را تشخیص دهند، و در مقابل، فارسی‌زبانانی که با دست‌بوسی بازیگران جزیره اپستین، باطل را حق پنداشتند. تا زمانی که تجاوز به خاک، دست‌اندازی به آن، و ظلم وجود دارد، مقاومت زنده است و ادامه خواهد یافت. ملتی که حقوق خود را درست بشناسد، ذره‌ای از حق مسلم خود در مقابل تجاوز را از دست نخواهد داد. ✍یادداشتی از کسری عطایی از زنجان دانشجوی دانشگاه علم و صنعت ایران ✍فراخوان یادداشت ها و رونوشت ها از جنگ ✍کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان @znuclop
پویش بداهه نویسی با عنوان « جان من ایران » ای کوه صلابت ! همه ی جان من ایران ! ای کشور زیبای من ! ایرانِ من ایران ! ای رزم تو کافر کُش و ای عزم تو چون کوه ایمان من ایمان من ایمان من ایران... محبوب من ای ماه فلک دور تو گردان ای روشنی برکه‌ی چشمان من ایران تکثیر شد این عشق میانِ همه مردم ای کشورِ مردانِ دلیرانِ من، ایران مردان نبردیم و به سربند نوشتیم تقدیم تو بادا سر و سامان من ایران آتش زده ای خانه ی هر دیو صفت را با شوکتت ای رستم دستان من ایران دل سوخته ام از غم تو دیرزمانی‌ست الماس پر از زخم پریشان من ایران هنگام نبرد است، بیا مثل همیشه با مهر خودت باش نگهبان من ایران از خون تو شد دشت وطن لاله سراسر ای خطه ی شیران دلیران من ایران از شهد تو شیرین شده کامِ دل عشّاق ای قند و عسل، لعبت و سوهان من ایران چشمان تو شد علت باران شبانه دستان تو شد خانه ی ویران من ایران ای شانه ی امنِ تو پناهِ دل تنها آباد بمان شاد بمان جانِ من ایران این خاک زرت بحر شهیدان حسینی ست ای دار و ندار و همه ایمان من ایران ای باغ پر از لاله پر از پیچک زخمی ای جنگل شیران و دلیران من ایران بر خاک دلم باغ و بهاری همه ایران جانم به فدایت وطنم، جانِ من ایران ای نام بلندت همه جا وِرد زبانم: ایران من ایران من ایران من ایران روی کَفَنم موقع مرگم بنویسید من زاده ی ایرانم و پایانِ من ایران... آیینه هم از هیبت عشاق تو ترسید چون خاک تو شد سرمه ی چشمان من ایران خاک تو مقدس ، دل شیدای تو دریاست نام تو عجین است به قرآن من ایران زخمی نشو زانو مزن ای کوه صلابت برنده چو‌شمشیر بمان جان من ایران شیران همه پرورده ی دامان تو هستند ای مادر صد رستمِ دستانِ من ایران صد شکر که در بین هزاران رگ و ریشه آمیخته شد خون تو با جان من ایران یازدئم ئورگیمده آدئوی من گؤزل ئولکه باغرئمدا قالانسان بودی اذعان من ایران شرکت کنندگان : رضا اسمخانی ناصر دوستی نرگس شمس ناصر اسماعیلی داود قره جلو نازنین شیدا ندرلو غزل غلامی سمیرا قلی‌پور عارف تیموری نوا مصطفوی اکبر باقری عزیزه رضایی فریبا بابایی رباب طوماری سید قدرت الله رفیعی رضا کریمی رضا بیات ابراهیم موسوی فریبا خانبابایی محمد امین یاوری احسان معبودی @znuclop
همسرم اینجا نبود بخاطر کارش رفته بود جنوب و من و دخترم در زنجان تنها بودیم.زورم به هیچ چیزی نمیرسید .حوصله ی هیچ چیزی را نداشتم.شنیدن خبر شهادت رهبر و فرماندهان ایران عزیزمان،من را پاک دیوانه کرده بود.دیوانه که می‌گویم از آن دیوانه های عصبی و کم طاقت که دوست داشتم تنهایی بلند شوم و بروم این ترامپ و نتانیاهو را خفه کنم.اما کاری از دستم بر نمی آمد .اخبار تلویزیون و گوشی همراهم را دنبال میکردم و از سر بغض و دلتنگی عکسهای رهبر عزیزم را بوسه باران میکردم.شبها به مسجد پناه می‌بردم.گاهی قرآن می‌خواندم برای شادی روح امامم و گاهی در کارهای مسجد کمک میکردم.دخترم هم با بچه‌های هم سن و سال خودش شعر و سوره های قرآن می‌خواند و با گرفتن برچسب کوچکی به عنوان جایزه از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت.وقتی او را غرق در امید و شادی می‌دیدم با خود میگفتم کاش منم در دوران کودکی می‌ماندم و این غم جانکاه را هیچ وقت احساس نمیکردم.رفته بودم دانشگاه که بگویم حتما اسم مرا در لیست دیدار با حضرت آقا بنویسند و اگه لیاقت داشتم بروم حضورشان شعرخوانی کنم،حرف توی دهانم ماند آقای علی اکبری مسئول امور فرهنگی دانشگاه پیام نور زنجان تلفنی متوجه شدند تهران را بمباران کردند.اب دهانم خشک شد و پاهایم سست.فردایش هم خبر شهادت آقا را اعلام کردند. برایم بسیار سخت بود.کاری از دستم بر نمی آمد فقط با شعارهای مرگ بر آمریکا و اسرائیل دلم را خنک میکردم. آخر شب که میشد صدایم بدجوری می‌گرفت و لیوان آب داغ را سر می‌کشیدم تا کمی صدایم باز شود.چند مدتی که گذشت وقتی آقا مجتبی به عنوان رهبر انقلاب انتخاب شد و شعار دست خدا عیان شد خامنه ای جوان شد را با گوشت و تنم حس کردم،تمام آن غم ها اندوه ها و تنهایی ها رخت بربست.دوباره امید در وجودم جوانه زد.میدانها و خیابانها پر بود از آدمهای انقلابی که در یک دستشان پرچم ایران بود و با یک دست مشت شده ی دیگر مرگ بر آمریکا سر می‌دادند.بعضی موکبها چای و نبات احسان میکردند و با لقمه ای کوچک از مردم روزه دار پذیرایی می‌کردند. پا به هر خیابان و میدان که می گذاشتی مداحیهای حماسی «بزن که خوب میزنی » آقای مهدی رسولی غوغا میکرد.هرکسی با هر توان خود میخواست خدمتی کند.یکی زباله ها را جمع میکرد.یکی پای بساط چای بود دیگری با تشویق کودکان برای نقاشی کشیدن از پرچم ایران و موشک میخواست دِین خود را به اسلام و وطنش ادا کند.اینجا زنجان ۱۵ فروردین ماه سال۱۴۰۵ است و ۳۶ روز از جنگ رمضان گذشته و ادامه دارد هنوز دفاع از وطن و آرمان‌هایمان در جریان است .هنوز مردم خسته نشدند و این خیزش عظیم، تا نابودی صهیون ادامه خواهد داشت. ✍یادداشتی از زهره رزاقی دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور زنجان ✍فراخوان یادداشت ها و رونوشت ها از جنگ ✍کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان @znuclop
💠ایران؛ سرزمین استقامت، از شاهنامه تا عاشورا 🔻در تاریخ جهان، سرزمین‌های بسیاری بوده‌ که با یک شکست از میان رفتند و ملت‌هایی که با یک بحران از هم گسستند. اما ایران داستانی دیگر دارد داستان سرزمینی که بارها زخمی شده، اما هر بار دوباره برخاسته است. اگر تاریخ را ورق بزنیم، در میان سطرهای آن یک ویژگی مشترک به چشم می‌خورد استقامت مردمی که در سخت‌ترین روزها کنار هم ایستاده‌اند. 🔻ایران تنها یک جغرافیا نیست مجموعه‌ای از حافظه‌های مشترک، فرهنگ‌های ریشه‌دار و روحی است که در طول هزاران سال شکل گرفته است. همین ریشه‌های عمیق فرهنگی است که باعث شده هرگاه طوفانی بر این سرزمین وزیده، مردمش به جای پراکندگی، به یکدیگر نزدیک‌تر شوند. 🔻در تاریخ باستان، هنگامی که سپاه اسکندر به سرزمین ایران رسید و امپراتوری هخامنشی فروپاشید، بسیاری گمان کردند که نام ایران برای همیشه از میان خواهد رفت اما چنین نشد. فرهنگ و هویت ایرانی در دل مردم زنده ماند, زبان، آیین‌ها، هنر و اندیشه‌ها حفظ شد و در نسل‌های بعدی دوباره شکوفا گردید. 🔻 ایران ممکن است در طول سال‌ها آسیب دیده باشد ، اما روح آن هرگز از میان نرفته است. قرن‌ها بعد، یورش مغول یکی از سهمگین‌ترین طوفان‌هایی بود که بر این سرزمین گذشت. شهرهای بزرگی ویران شدند و روزگار سختی بر مردم رفت. با این حال، همان مردمی که آن روزها رنج کشیدند، بعدها تمدنی تازه آفریدند. از دل همان دوران سخت، دوباره شعر و دانش و فرهنگ شکوفا شد و ایران توانست خود را بازسازی کند. این همان ویژگی شگفت‌انگیز ایران است: توانایی برخاستن پس از هر ویرانی 🔻در دوران معاصر نیز این روح استقامت خود را نشان داده است. در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، سال‌هایی دشوار بر مردم گذشت؛ سال‌هایی پر از نگرانی، کمبود و فداکاری. اما در همان روزها، جامعه ایران تصویری از همبستگی و ایستادگی را به نمایش گذاشت. خانواده‌ها در کنار هم ماندند، شهرها با وجود آسیب‌ها دوباره ساخته شدند و مردم تلاش کردند زندگی و امید را حفظ کنند. در کنار نیروهای نظامی، مردم عادی نیز با صبر و همراهی خود سهم بزرگی در حفظ روحیه جامعه داشتند. 🔻اما در کنار این ریشه‌های کهن تاریخی، عامل مهم دیگری نیز در شکل‌گیری روحیه استقامت ایرانیان نقش داشته است؛ فرهنگ عاشورا و الگوی قیام امام حسین علیه‌السلام. در طول قرن‌ها، داستان کربلا تنها یک روایت تاریخی برای مردم ایران نبوده است؛ بلکه به درسی عمیق از آزادگی، ایستادگی در برابر ظلم و حفظ کرامت انسانی تبدیل شده است. 🔻نام امام حسین(ع) برای بسیاری از ایرانیان یادآور این حقیقت است که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توان بر سر اصول ایستاد. این پیام که «حق باید زنده بماند، حتی اگر هزینه آن سنگین باشد» در طول تاریخ الهام‌بخش بسیاری از مردم بوده است. در کنار این پیام، شخصیت حضرت زینب نیز نمادی از صبر، استقامت و روایت حقیقت شده است. او نشان داد که حتی پس از بزرگ‌ترین مصیبت‌ها می‌توان ایستاد سخن گفت و امید را زنده نگه داشت. 🔻این الگوها در فرهنگ شیعی که در طول قرن‌ها در ایران ریشه دوانده، به بخشی از هویت اجتماعی و اخلاقی مردم تبدیل شده است. به همین دلیل است که در بسیاری از لحظه‌های دشوار تاریخ، مردم ایران نه‌تنها به گذشته باستانی خود نگاه کرده‌اند، بلکه از فرهنگ عاشورا نیز الهام گرفته‌اند؛ فرهنگی که صبر، همدلی، فداکاری و ایستادگی را ارزش می‌داند. پیوند میان فرهنگ کهن ایرانی و فرهنگ عاشورایی نوعی روحیه ویژه در جامعه شکل داده است؛ روحیه‌ای که در آن هم غرور تاریخی وجود دارد و هم ایمان به ارزش‌های معنوی. 🔻شاید راز ماندگاری ایران در همین پیوند باشد. تمدنی که از یک سو به میراث چند هزار ساله خود تکیه دارد و از سوی دیگر از مفاهیم عمیق اخلاقی و معنوی الهام می‌گیرد. در چنین بستری، همبستگی اجتماعی تنها یک واکنش موقت به بحران‌ها نیست، بلکه بخشی از هویت جمعی مردم شده است. 🔻ایران در طول تاریخ بارها آزموده شده است، اما هر بار مردمانش با صبر، عقلانیت و همبستگی تلاش کرده‌اند دوباره بسازند و دوباره پیش بروند. آنان آموخته‌اند که حتی پس از سخت‌ترین روزها نیز می‌توان امید را حفظ کرد و برای آینده‌ای بهتر تلاش نمود. از همین روست که وقتی از ایران سخن گفته می‌شود، تنها از یک کشور حرف نمی‌زنیم ؛ از تمدنی سخن می‌گوییم که نسل‌های پی‌درپی آن را حفظ کرده‌اند. تمدنی که راز بقایش نه در قدرت و ثروت، بلکه در فرهنگ، ایمان، همبستگی و اراده مردمانی است که در طول تاریخ آموخته‌اند چگونه کنار هم بایستند و دوباره بسازند. ایران سرزمین ریشه‌هاست؛ سرزمینی که فرهنگ کهن، ایمان و همبستگی در آن به هم گره خورده‌اند، و ملتی که بارها نشان داده‌اند پس از هر طوفان، دوباره در کنار هم خواهند ایستاد و دوباره خواهند ساخت
✍یادداشتی از صدرا محمدی از دانشگاه زنجان ✍فراخوان یادداشت ها و رونوشت ها از جنگ ✍کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان @znuclop
فراخوان ارسال پادکست «قطعات صوتی» صدای ایران با موضوع: ایران، وطن دوستی، پایداری، همدلی، اتحاد و ... علاقه مندان جهت شرکت در فراخوان می‌توانند آثار ارسالی را در قالب فایل صوتی به آیدی @Sdjznj ارسال کنند. آثار ارسالی می توانند روخوانی از کتاب، شعر، داستان، دلنوشته، سخنرانی، دکلمه و... باشند. ✅آثار ارسالی نباید بیش از ۵ دقیقه باشد. ✅مهلت ارسال آثار تا ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✅هدیه ۱۰ میلیون ریالی به ۵ اثر برتر @znuclop
در دل فروردین دلمان دلتنگ زمستانی هستیم که شما را در کنار خود داشتیم ولی فضای دل هایمان پُر از عطر درس شهادت شماست. زمستانی که باران بود ولی لب هایتان تشنه عشق رمضان ، در سکوتی پُر از فریادِ تواضع و عشق، دست های پر توان تان عطش آفریدن برای وطن داشت. دل تنگ تان هستیم ولی ما دستانمان پُر از عطر درس هایتان است. حرف هایتان را به حافظه ابدی اندیشه مان سپرده ایم. ما شاگرد مکتب تمدن ساز شما هستیم. اندیشه های ناب تان حالا سرود کلاس درس عاشقان وطن شده است. اگر امروز دانشگاه ها را می سوزانند ، کتابخانه ها را به آتش می کشند تا علم را در ایران عزیزمان بسوزانند تمدن ما نمی سوزد. ما برای وجود و هویت نمی جنگیم، ایران ما وجودش ریشه در عمق زمین دارد. ما چون همیشه برای دفاع از ریشه می جنگیم تا تکه ایی از ما را نَبرند و بی ریشه های تاریخ ، برای خود از سرزمین مادری ما ریشه نسازند. اگر به دانشگاه ها سنگ شکن زدند شاید بنایش را تخریب کردند،جوهر قلم ما سرخ است به رنگ خون شهیدان ،پایانی ندارد. اگر کتاب ها را سوزاندند ،فکرها را نمی توانند بسوزانند،اگر شما را شهید کردند ،ما همه تا پای جان ،شاگرد مکتب شماییم. دوباره از خون شما جوانه ها می روید،از زمستان عبور می کنیم و بهار امید می آفرینیم. دست های ما پُرتوان تر،چراغ فکرهایمان در تولید علم روشن تر از قبل به عشق ایران جانمان ✍یادداشتی از ملیحه حاتمی زرگران،از دانشگاه زنجان ✍فراخوان یادداشت ها و رونوشت ها از جنگ ✍کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان @znuclop
فراخوان شعر «دوبیت نویسی» «ای گل! چو سرو باش و به پای خزان بایست» علاقه مندان جهت شرکت در فراخوان، دوبیت خود را با رعایت اصول شعرنویسی به آیدی @Sdjznj ارسال کنند. مصراع فوق باید در یکی از مصراع های «دو بیت» استفاده شده باشد . ✅به ۵ اثر ارسالی برگزیده جایزه نقدی ۱۰ میلیون ریالی اهدا خواهد شد. مهلت ارسال تا ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ @znuclop
حسینیه اعظم زنجان، قربانگاه دیروز و امروز در سپهر سخن با براق قلم به نیمه قرن سوم هجری قمری می رویم، حدود دوازده قرن پیش و زمان قيام داعي کبير حسن بن زيد و ملازمش حسين بن احمد عقيقی کوکبی نواده امام زين العابدين عليه السلام در دوره حکومت معتمد عباسی. سال 251 ق يکي از بزرگان سادات علوی به نام سید ابراهیم بن محمد لحياني بن عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب عليهم السلام و خانواده و ياران وي که نزول اجلال در ري داشتند به حمايت از اين قيام برخاستند. پس از همیاری اين سرداران علوی با کوکبی در نبرد با سپاه بني عباس، قزوين و زنجان به تصرف ایشان درآمد. امارت زنجان به ابراهيم علوی واگذار شد و کوکبی خود به طبرستان مرکز علویان ایران رهسپار شد. طبق منابع تاريخی مانند "مقاتل الطالبیین" سید ابراهيم در سال 251 ق به زنجان وارد شد و امارت شهر را به عهده گرفت، اما طولي نکشيد با حمله نيروهاي بنی عباس به فرماندهی طاهر بن عبدالله خراساني به زنجان، سپاه علويان شکست خورد و با شهادت سید ابراهيم در سال 252 ق، ياران وي نيز قتل عام شدند. ابوريحان بيرونی در "الآثار الباقية" به مزاری در زنجان به نام مقبرة طبريين یعنی مزار طبریان (علویان) اشاره مي کند که بنا به پژوهش های اخیر که در کتاب "چهره درخشان قمربنی هاشم" مطرح شده مرقد کنونی امام زاده سید ابراهیم با همان ابراهيم علوي از تبار حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام (علیرغم اشتهار انتساب به امام موسی بن جعفر علیه السلام) و شهدای همراه وی مطابقت دارد. حال سؤال این است: واقعه مبارزه و شهادت سید ابراهیم و یارانش در کدام ناحیه از شهر زنجان اتفاق افتاده است؟! تاریخ شفاهی میان اهل زنجان، گزارشی سینه به سینه دارد که قرن ها راه پیموده و به ما رسیده که برخی از تاریخ پژوهان و بعضی از اهل معرفت آن را تأیید می کنند و حاکی از آن است که این مبارزه عاشورایی در حد فاصل میان مسجد (حسینیه) مشرف به دیوار و دروازه جنوب شهر تا کوه قره داغِ مشرف به این ناحیه و پهنای زنجانرود واقع شده است. گویا لشگر بنی عباس قصد ورود به شهر از دروازه جنوبی را داشته اما با مقاومت علویان و یاران ایشان مواجه می شوند؛ آنها ابتدا با خدعه ای سید ابراهیم را شهید می کنند و سپس سپاه آن بزرگوار را به شهادت می رسانند. سید ابراهیم و یاران شهیدش در مزاری که اکنون بارگاه آن حضرت می باشد مدفون می شوند و مردم زنجان آن را مقبره طبری ها (علوی ها) نامیده و زیارت بارگاه امام زاده سید ابراهیم را تا به امروز هم شأن زیارت کربلا تلقی کرده اند. بعید نیست حسینیه اعظم که قدمت کم نظیری در بناهای تاریخی زنجان دارد پایگاه اصلی این جهاد عاشورایی بوده و این بخشی از اسرار نهفته در دل این مسجد پر رمز و راز باشد. اين واقعه نقطه عطفي است که در وقايع و جريان هاي بعدی تأثير گذار بوده و علی رغم رسميت مذهب شافعی، یکی از عوامل گرایش و باور بسیاری از مردم زنجان به مکتب اهل بیت مطهر علیهم السلام در قرون ابتدایی غیبت کبری شده و زمینه پایگیری مذهب شیعه امامیه را فراهم کرده است.
این مسجد باشکوه، در امتداد تاریخ زنجان میعادگاه عاشورائیان و شیفتگان سیدالشهداء علیه السلام شده است به طوری که سال های متمادی روز عاشورا عزاداری قابل توجهی در همان ناحیه برگزار شده و در آن تعزیه ها جلوه هایی از عاشورا آفریده شده است. در دهه های اخیر روز هشتم محرم هر سال نیز با بزرگترین قربانگاه (پس از منا) و بزرگترین گردهمایی شیعیان و محبان اهل بیت مطهر علیهم السلام از شهرها و کشورهای مختلف "یوم العباس" را رقم زده است. در این روز حد فاصل میان حسینیه اعظم تا بارگاه سید ابراهیم با خون هزاران قربانی رنگین شده و مسیر سرخی برای حرکت عاشورائیان و موکب عزاداران حسینی باز می شود تا خاطره شهادت سید ابراهیم و رسالت خونخواهی حضرت ثارالله را تداعی کند. اما داستان فقط این نیست؛ هزاران روایت و فراوان حکایت از این میعاد و میقات و از عاشقان ثارالله در سده اخیر می توان نگاشت از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس و شهدایی که نام نامی ایشان در نگاره های این حسینیه نقش بسته و به شهدای مدافع حرم و شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم پیوند خورده است ... و داستان امروز حسینیه اعظم! وقتی حسین بن علی علیه السلام مردم مدینه و مکه را از امارت یزید بن معاویه برحذر داشت و به بی ایمانی و رفتار غیر اخلاقی او هشدار داد، مردم آن دو شهر امام را شیفته قدرت و تشنه حکومت انگاشتند و فتوای فرومایگان به عدم همراهی با امام را عمل کردند، تا آن که اندکی پس از عاشورا لشگر یزید به مدینه و حریم نبوی هجوم برد و هرگونه هتک حرمت را روا داشت و چند روز بعد به مکه حمله کرد و کعبه را به آتش کشید! اما نه سوز آن آتش اهل جهالت را آگاه کرد، نه برق آن شعله ها اهل ضلالت را به راه آورد و نه صدای سوختن خانه خدا اهل سکوت را از خواب خیانت بیدار کرد! امروز آل سفیان و آل زیاد و آل مروان روزگار ما نیز نایب امام را که با یزید زمان بیعت نکرد در حسینیه امام خمینی (ره) با خانواده اش به شهادت رساندند و چند روز بعد بر پیکره مقدس حسینیه اعظم زنجان آتش گشودند و غارت کردند و تعدای از عاشورائیان را شهید کردند ... سازه های سوزان حسینیه اعظم گواه روشنی شد بر اشدّ عداوت شیطان بزرگ و صهیون خبیث با مکتب اهل بیت مطهر که در حماسه حسینی تجلّی و تعالی یافته و با خط سرخ عاشورا در همیشه ی تاریخ ساری و جاری است و چراغ روشنی دارد از نور خدا در دل تمام حسینیه ها، وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْكٰافِرُونَ (الصف:8). ✍یادداشتی از دکتر ابوالقاسم اوجاقلو عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان ✍فراخوان یادداشت ها و رونوشت ها از جنگ ✍کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان @znuclop
مسابقه «روایت تصویر» جهت شرکت در این مسابقه کافیست یک عکس مربوط به موضوع مسابقه را انتخاب کنید و برداشت خودتان را نسبت به تصویر انتخابی به آیدی@Sdjznj ارسال کنید . ✅مهلت ارسال تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ ✅به پنج روایت برتر جایزه ۱۰ میلیون ریالی اهدا خواهد شد. @znuclop